وقتي روايت، قد ميكشد
پيمان طالبي
اگر تا همين چند سال پيش تصوير افقي، شكل طبيعي روايت در سينما و تلويزيون به حساب ميآمد، امروز ديگر ميتوان ادعا كرد كه تلفن همراه قواعد تازهاي را به روايت و داستانگويي تحميل كرده است. مخاطبي كه بيشتر زمان تماشاي خود را در صفحهاي عمودي ميگذراند، حالا انتظار دارد روايت نيز با همان زبان و همان قاب شكل بگيرد. از همين تغيير ساده، گونهاي تازه از سريالسازي متولد شده كه در بسياري از كشورهاي جهان با عنوان «Vertical Series» يا سريالهاي عمودي شناخته ميشود. سريالهاي عمودي، تنها نسخهاي كوتاه شده از آثار نمايشي نيستند، بلكه زبان بصري، ميزانسن، تدوين و حتي شيوه شخصيتپردازي خود را دارند. اپيزودهاي كوتاه، ضرباهنگ تند، قلابهاي روايي در پايان هر قسمت و تمركز بر تجربه تماشاي موبايلي، اين قالب را به يكي از پديدههاي مهم صنعت سرگرمي در سالهاي اخير تبديل كرده است. رشد پلتفرمهاي ديجيتال، تغيير الگوي مصرف محتوا و عادت نسل جديد به تماشاي ويديوهاي كوتاه باعث شده بسياري از استوديوها و شركتهاي توليد محتوا به اين قالب روي بياورند. براي فيلمسازان نيز اين فرمت فرصتي است تا با هزينهاي كمتر، روايتهايي متفاوت را تجربه كنند و به مخاطباني دسترسي پيدا كنند كه شايد ديگر كمتر سراغ آثار بلند بروند. در ايران اما روايت عمودي بيش از آنكه در اختيار توليدكنندگان حرفهاي باشد، در شبكههاي اجتماعي رشد كرده است؛ فضايي كه بخش قابل توجهي از آن را توليدكنندگاني با شوخيهاي دمدستي، اغراقهاي كليشهاي، روابط سطحي و توليدات صرفا الگوريتممحور اشغال كردهاند. هدف اصلي بسياري از اين آثار نه روايت داستان، بلكه نگه داشتن مخاطب براي چند ثانيه بيشتر و افزايش بازديد است؛ نتيجه نيز شكلگيري بازاري است كه در آن كيفيت، اغلب قرباني سرعت توليد و رقابت براي ديده شدن ميشود. اين وضعيت البته به معناي ناكارآمد بودن قالب عمودي نيست. برعكس، همانگونه كه ويديوهاي كوتاه ميتوانند محتواي آموزشي، مستند يا هنري توليد كنند، سريالهاي عمودي نيز ظرفيت خلق آثار خلاقانه و باكيفيت را دارند؛ به شرط آنكه توليد حرفهاي، آموزش و نظام ارزيابي مشخصي براي آنها شكل بگيرد. از همين منظر، برگزاري جشنوارههايي مانند «ريليمو؛ نخستين جشنواره ملي سريالسازي نوين» را ميتوان صرفا يك رويداد رقابتي ندانست، بلكه تلاشي براي هدايت اين جريان نوظهور به سمت استانداردهاي حرفهاي تلقي كرد. اگر قرار باشد روايت عمودي بخشي از آينده صنعت تصوير ايران باشد، طبيعي است كه كيفيت آن نيز نميتواند تنها به سليقه الگوريتمهاي شبكههاي اجتماعي سپرده شود.شايد مهمترين كاركرد چنين رويدادهايي، كشف استعدادهاي تازه نباشد، بلكه اين باشد كه نشان دهد ميان «ويديوي وايرال» و «روايت نمايشي» تفاوتي جدي وجود دارد. سريال عمودي، اگرچه روي همان صفحهاي ديده ميشود كه انبوهي از محتواي زودگذر را نمايش ميدهد، اما ميتواند زبان مستقل خود را پيدا كند؛ زباني كه به جاي تكرار فرمولهاي كليشهاي، بر داستان، شخصيت و كيفيت روايت تكيه داشته باشد.