پزشك آواره، روايتي از زندگي ابوعليسينا
دكتر محمدرضا توكلي در رمان پزشك آواره زندگي حكيمي نامدار را روايت ميكند.
در روزگاري كه علم و ايمان در كشاكش بودند، مردي برخاست كه ميان اين دو پلي زد و عقل را با عشق درآميخت. ابوعلي سينا، نه تنها پزشك و فيلسوفي بزرگ، بلكه انساني جستوجوگر بود؛ انساني كه در ميان جهل و دانايي، راهي به روشنايي ميجست.
اين رمان روايت سفري است پر ماجرا كه از بخارا تا گرگانج، از گرگانج تا گرگان، از گرگان تا ري، از ري تا همدان، از همدان تا اصفهان و از اصفهان تا آسمانها و افلاك پيموده شد. سفري كه در آن، انديشه با شور عاشقانه درآميخت.
اما در ژرفاي داستان زندگي او، پرسشي جاودانه نهفته است: آيا دانايي ميتواند انسان را از رنج برهاند؟ اين كتاب تلاشي است براي يافتن پاسخ به اين پرسش، در آينه زندگي مردي كه قرنها پس از مرگش، هنوز ما را به انديشيدن فرا ميخواند.
اين رمان، روايتي است از سفر دروني و بيروني ابوعلي سينا؛ از حجرههاي تنگ زندان تا تالارهاي پرشكوه بخارا و گرگان و ري و همدان و اصفهان. در هر گام، او با پرسشهايي روبه رو است كه نه فقط جهان را، بلكه جان خود را به چالش ميكشد: حقيقت چيست؟ زندگي چيست؟ رهايي كجاست؟ و آيا علم ميتواند زخمهاي روح را درمان كند؟
با نثري آميخته به خيال و فلسفه و علم، اين كتاب شما را به قلب انديشههاي مردي ميبرد كه هنوز پس از هزار سال، صداي گامهايش در راهروهاي تاريخ شنيده ميشود. اين رمان، دعوتي است به تأمل، به حيرت و به سفري درون گرانه در سايه چراغي كه ابوعلي سينا روشن كرد و نوري كه ابوعلي سينا بر تاريكي افكند.
اين كتاب در ٢٢٨ صفحه توسط انتشارات مرواريد منتشر شده است.