«چرا»هاي كار رسانه
از مديران و دبيران روزنامه ميشنويد كه اين تصويرها قابل چاپ نيست، ميپرسي چرا؟ ميگويند بايد عكس را از باحجابها ميگرفتي. پيش خودت فكر ميكني چرا اين تصوير در خيابان آزاد است ولي در روزنامه ممنوع. آيا كسي هست بگويد چرا؟ همكاران روزنامهنگار ما از اين دوگانگيها بايد نجات پيدا كنند. دوگانگيهايي كه تنها در خيابان نيست بلكه در گفتوگو با شخصيتهاي سياسي و فرهنگي نيز يافت ميشود. استاد رشته سياسي دانشگاه حرفي را زده است، پسند برخي از مسوولان حكومتي نيست و اين مطلب از پيكره گفتوگو يا مصاحبه بايد خارج شود. يا اينكه يكي از رييسان جمهوري كه هشت سال تمام با راي قاطبه مردم سركار بوده است حرفي ميزند و اين حرف به مذاق عدهاي خوش نميآيد و اتهاماتي نثار او ميكنند كه قابل گفتن نيست و طرفداران او را به شدت ميآزارد. چرا راه دور برويم حتي گروههايي هستند كه رييسجمهوري را كه با آراي مردم انتخاب شده است و رهبر شهيد نيز آراي او را تنفيذ كردهاند، مورد خطاب و عتاب قرار ميدهند به خاطر حرفهايي كه زده است. در حالي كه او دومين مقام عالي كشور است با پشتوانه راي مردم و رهبري. از اين نوع مشكلات، روزنامهنگاران و اهالي رسانه به وفور دارند و اگر بخواهيم رسانهها را در وظايفي كه برعهده دارند ياری كنيم، بايد اجازه دهيم به وظايف حرفهاي خود عمل كنند و به خاطر داشته باشيم روزنامهنگاران وطن خود را دوست دارند و نمونه، حضورشان در جنگ تحميلي بود و گزارشهايي از جبهه و پشت جبهه تهيه كردند. حرف آخر اينكه اين كشور زماني در مسير پيشرفت و شكوفايي قرار ميگيرد كه همه يكدل و يكزبان در خدمت مردم باشند و به دليل ملاحظات سياسي يكديگر را متهم به خيانت نكنند.