گفتوگوي تلويزيوني رييسجمهور
بازگشت به تفاهم
گروه سياسي
رييسجمهور در واكنش به تلاشهاي دشمنان براي فروپاشي ساختارهاي كشور گفت: كساني كه با استفاده از هوش مصنوعي اين مطالعات را انجام داده بودند، بيحساب حمله نكردند. با محاسبات آنها، كشور ما بايد بههم ميريخت، اما با مشاركت مردم، رهبري داهيانه رهبر شهيدمان و تداوم رهبري رهبر عزيزمان، ايستاديم و روز به روز نيز در حال اصلاح امور هستيم. مسعود پزشكيان به مناسبت آغاز سومين سال فعاليت دولت چهاردهم در گفتوگويي تلويزيوني با مردم به سوالاتي درباره آخرين وضعيت كشور نسبت به جنگ و صلح، بازسازي آسيبهاي جنگ، اجراي مهمترين طرحهاي دولت از كالابرگ، ارتقاي نظام آموزشي، اصلاح ساختار ديواني كشور و نظاير آن پاسخ داد.
رييسجمهور در ابتداي گفتوگو در پاسخ به اين پرسش كه در شرايط فعلي، به نظر شما به جنگ نزديكتريم يا به صلح، گفت: «پيش از آنكه به اسلامآباد برسد، در شوراي عالي امنيت همه كساني كه دستاندركار بودند؛ چه فرماندهان ما، چه رييس محترم قوه قضاييه، چه رييس محترم قوه مقننه و چه افراد ديگري كه از وزارتخانهها و دولت بودند، با نگاهي كاملا كارشناسانه و عاقلانه به يك جمعبندي رسيدند. براساس پيشنهاد و نظر رهبر عزيزمان كه فرموده بودند اگر سهچهارم اعضا به اين نگاه راي بدهند، ما هم خواهيم پذيرفت، از 13 نفر، 12 نفر راي دادند. يعني برمبناي عقل جمعي توانستيم به يك تفاهمنامه برسيم. در اين تفاهمنامه، به اعتقاد همه كساني كه چه در داخل و چه در خارج، با نگاهي سياسي آن را بررسي ميكنند، ما برندهايم. در بيش از 9 بند اين تفاهمنامه، طرف مقابل بايد اقداماتي انجام بدهد و در دو يا سه بند نيز ما بايد اقداماتي انجام بدهيم. درباره يك بند هم بايد گفتوگو كنيم كه آنهم به مباحث هستهاي برميگردد و نهايتا بايد در همان روند دنبال شود. اين عقل جمعي دستاورد بسيار بزرگي بود و همه كارشناساني كه آن را تحليل ميكنند، ايران را برنده ميدانند. در روند كاري كه داشتيم، نهايتا اين اقدامات را شروع كردند؛ محاصره را برداشتند، تحريمها را برداشتند و جنگ لبنان نيز قرار بود متوقف شود كه آن را متوقف كردند. پولهاي ما را داشتند آزاد ميكردند؛ يعني در جريان گفتوگوها، اين اتفاق در حال رخ دادن بود. كارشناسان ما نيز در حال تنظيم و تدوين برنامههاي سرمايهگذاري تا سقف 300 ميليارد دلار بودند. ما هم قرار بود در آن مدت، مسير تنگه هرمز را باز كنيم تا وضعيت به حالت اول برگردد. دربندي كه به تنگه هرمز مربوط بود، آنها باید چارچوبهاي جمهوري اسلامي را رعايت ميكردند، چون اين چارچوبها را رعايت نكردند، تفاهمنامه دوباره بههم خورد. اكنون دوباره در روند گفتوگو قرار داريم. نقشه مسير عبور از تنگه هرمز را كارشناسان ما، برادرانمان در سپاه، نيروهاي امنيتي و نظامي و گروهي كه در حال گفتوگو هستند، خدمت رهبر عزيزمان ارائه كردهاند و توافقي حاصل شده است.»
پزشكيان درباره مسيري كه روي آن توافق شده بود، يادآور شد: «مسيري كه درباره آن توافق كرديم، قرار بود با موافقت جمهوري اسلامي باز شود و اين توافق نيز صورت گرفته است. عمانيها در ابتدا تاحدي همراهي كردند، اما بعد اعتراضهايي داشتند. نهايتا ديروز يا پريروز -فكر ميكنم پريروز بود- عمانيها آمدند و دوباره با ما به تفاهم رسيدند. پذيرفتند كه ايران و عمان، در آن چارچوب و براساس نقشه هماهنگ شده، مسير را باز كنند. اكنون نيز در حال پيگيري هستيم كه اگر اين مسير براساس همان چارچوبها باز شود، امريكا هم به تعهدات خود عمل كند؛ محاصره و تحريمها را بردارد، محدوديتهاي مربوط به نفت و مسائل پتروشيمي را رفع، پولهاي ما را آزاد و سرمايهگذاري را دوباره آغاز كند. همچنين اقداماتي را كه در لبنان انجام ميدهند، ادامه ندهند و اسراييل را وادار كنند كه به آن چارچوبها پايبند باشد. ما هم مسير تنگه هرمز را براساس مصوباتي كه در چارچوب سياستهاي نظام است، باز ميكنيم.»
او در پاسخ به پرسش ديگري در اين خصوص كه طبيعتا مذاكرات فعلي ما با عمان ارتباطي با بازگشايي تنگه هرمز ندارد؛ گفت: «آن چارچوبي است كه در آن مشخص كرده بوديم تنگه هرمز بايد به چه ترتيبي باز شود. گفتوگوهاي ما با طرفهاي مقابل برمبناي همان تفاهمنامهاي است كه داشتيم و تا آنجا كه گفتوگوها پيش رفته، آنها پذيرفتهاند كه بايد به تفاهمنامه برگردند و چارچوبهايي را كه ما نوشتهايم، اجرا كنند.»
رييس دولت چهاردهم درباره اظهارات اخير دبير شوراي عالي امنيت ملي و صحبت در ايجاد تحول در ساختار ديپلماسي كشور، گفت: «اينكه بايد ديپلماسيمان را تقويت كنيم، كاملا درست است و بايد وقت بيشتري براي آن بگذاريم. اينكه براساس نظر رهبر عزيزمان و قائد شهيدمان، براي داشتن ارتباط خوب با همسايگان تلاش كنيم، اصلي اجتنابناپذير است. ما در اين زمينه كمي كند عمل ميكنيم و گاهي صداهاي مختلفي هم بلند ميشد. حالا با آمدن برادرمان، آقاي دكتر محسن رضايي، داريم به زبان و نگاه مشتركي ميرسيم تا بدانيم چگونه بايد با اين كشورها تعامل كنيم. اينها همه كشورهاي اسلامي هستند و اين هفته هم هفته وحدت است. چرا بايد با كشورهاي اسلامي دعوا كنيم؟ چرا نبايد با يكديگر به زبان مشترك برسيم؟ چرا نبايد امنيت منطقه را با هم تضمين كنيم؟ اين امر با رفتوآمد، گفتوگو و تعامل امكانپذير است. از دور براي يكديگر پيام فرستادن، مشكلي را حل نميكند. در گفتوگو، شما بايد تا حدي دغدغههاي مرا در نظر بگيريد و من هم بايد دغدغههاي شما را ببينم. اينكه هر حرفي من زدم، طرف مقابل بايد بپذيرد، اما هرچه آنها گفتند من نپذيرم، تعامل و وحدت نميشود. در نتيجه، ما بايد در نوع گفتوگو و تعاملاتمان، بر سر آنچه از نظر اعتقادي به آن معتقديم بايستيم، اما درباره مسائل فرعي ميتوانيم با يكديگر كنار بياييم. ما در اين زمينه تلاش ميكنيم؛ چه با پاكستان، افغانستان، عربستانسعودي، تركيه، امارات، قطر، عمان، مصر، آذربايجان، تركمنستان و چه با ديگر كشورها. ميتوانيم با همه اين كشورها به تفاهم برسيم و بستر اين كار نيز آماده است. بايد اين اصل را بپذيريم و نگاه خود را اصلاح كنيم. در اين صورت، به راحتي ميتوانيم با برادران مسلمانمان همكاري كنيم؛ اما اگر بخواهيم از موضع قدرت سخن بگوييم، طرف مقابل هم ميگويد من نيز قدرت دارم. ما برادريم و حاكم بر يكديگر نيستيم. بايد دست به دست هم بدهيم، منطقه را آرام كنيم و اجازه ندهيم رژيم صهيونيستي به اين آساني به كشورهاي اسلامي تجاوز كند. اين امر با وحدت امكانپذير است. همانطور كه گفتم، تقارن اين هفته با آن نگاهي كه وجود دارد، بسيار خوب است، زيرا قدرت ما واقعا در وحدت و انسجام است. اگر اكنون توانستهايم با وجود تمام مشكلات در كشور بايستيم، به خاطر همين وحدت و انسجام است. ما مشكلات زيادي داريم؛ تورم، مسائل اقتصادي، اشتغال و مشكلات بسيار ديگري وجود دارد، اما مردم با ما هستند؛ چون اين وحدت و انسجام حفظ شده. اگر اين وحدت بههم بخورد، ممكن است خيلي چيزها داشته باشيم؛ حتي موشك و بمب هم داشته باشيم، اما به درد نميخورد؛ همانگونه كه كشورهايي بمب هم داشتند، اما از هم فرو ريختند و خراب شدند.»
رييسجمهور ادامه داد: «ما تلاش ميكنيم ارتباطات خارجيمان را اصلاح و تقويت كنيم و از سخنان تفرقهانگيز بپرهيزيم. اينكه بلند شويد و مثلا نقد كنيد، كاري ندارد. شما خيلي راحت ميتوانيد مرا نقد كنيد و من هم خيلي راحت ميتوانم شما را نقد كنم. شما ميتوانيد خوبيهاي مرا ببينيد و من هم خوبيهاي شما را ببينم. چرا بايد بديهاي يكديگر را ببينيم؟كمك كنيم خوبيهاي يكديگر را ببينيم و چه با كشورهاي اسلامي و چه در داخل كشور خودمان، در زمينههايي كه اشتراكات زيادي داريم، با يكديگر به مردم عزيزمان خدمت كنيم؛ نه اينكه شما عيب مرا ببينيد و هر روز آن را بزرگ كنيد و بعد من هم همان كاري را انجام بدهم كه شما با من كرديد و اين شكاف، روزبهروز عميقتر شود.اگر با هم باشيم، ميتوانيم با قدرت از فشار زيادي كه امريكا و كشورهاي ديگر بر ما اعمال ميكنند، خارج شويم؛ اما بايد با هم باشيم و به يكديگر كمك كنيم. اين چيزي است كه من به آن اعتقاد دارم.
اصلاح الگوي مصرف با مشار كت مردم
بحث ديگري كه رييسجمهور به آن ورود كرد بحث بنزين بود. پزشكيان در پاسخ به اين پرسش كه دولت اعلام كرده است كه در موضوع بنزين، شگفتانهاي براي مردم رقم نخواهد زد. آيا درست است، گفت: «يكي از كارهاي اصلي، كاهش مصرف است؛ بدون اينكه به كسي صدمهاي وارد شود. يكي از برنامههايي كه در حال تدوين آن هستم، به رفتوآمد خودروها در تهران مربوط ميشود. روزانه دو ميليون خودرو وارد تهران ميشوند و بازميگردند؛ دستكم آماري كه ارائه ميكنند، همين است. بيشتر اين افراد از شهرستانها ميآيند؛ كارمند ما هستند يا در شركتهاي ما كار ميكنند. يكي از موضوعاتي كه اكنون روي آن كار ميكنيم، اين است كه اين افراد به تهران نيايند و در همان محل، به اداره مربوطه مراجعه كنند. اگر رفت و آمد هر خودرو روزانه 20 ليتر مصرف داشته باشد و تعداد خودروها را از دو ميليون به يك ميليون برسانيم، يك ميليون ضربدر 20 ليتر، 20 ميليون ليتر ميشود و همين يك اقدام ميتواند كسري را جبران كند. يكي ديگر از برنامههاي ما اين است كه تلاش كنيم كارمندان ادارات، هفتهاي يك روز بدون خودرو به محل كار بيايند. ميخواهيم با شهرداري صحبت كنيم تا بتوانند از حملونقل عمومي استفاده كنند. اين كار امكانپذير است؛ يك روز خودروي شخصيشان را نياورند و با مترو يا اتوبوس بيايند. وزارت صمت نيز به خودروسازان اعلام كرده كه بايد مصرف سوخت خودروها را كاهش بدهند؛ در غير اين صورت، ديگر اجازه توليد نخواهند داشت.» او ادامه داد: «موضوع ديگر، واردات است. اگر بتوانيم ناوگان حملونقل، تاكسيها، خودروهاي فعال در اسنپ و حتي موتورسيكلتهاي كساني را كه با آنها كار ميكنند، برقي كنيم، مصرف سوخت كاهش پيدا ميكند. آنها آمادگي دارند براي مثال 200 هزار دستگاه موتورسيكلت برقي وارد كنند. در حال گفتوگو هستيم تا بتوانيم مصرف را كاهش و كيفيت را افزايش بدهيم. در اين زمينه جلسه گذاشتهايم. گفتم با شهردار تهران، برادرمان آقاي دكتر زاكاني، دانشگاه صنعتي شريف، دانشگاه علامه طباطبايي و دانشگاههايي كه استادان حوزه ترافيك دارند، بنشينيم و گفتوگو كنيم. بايد بررسي كنيم آيا ميتوانيم براي كساني كه هر روز از شرق تهران به غرب يا از غرب به شرق ميروند، در محدوده كاري ادارات و شركتهاي خودمان ترتيبي بدهيم كه اين رفتوآمد را انجام ندهند و در همان محل بنشينند و كارشان را انجام بدهند؟»
رييسجمهور در پاسخ به اين پرسش كه آيا تصميم دولت درباره افزايش قيمت بنزين، زمان اجراي آن و ميزان افزايش قيمت مشخص شده است، گفت: «در زمينه افزايش قيمت، طبيعتا بايد نرخ سهميه سوم را كه در واقع مازاد بر سهميههاي موجود است، مقداري افزايش بدهيم و اين افزايش را اعمال خواهيم كرد. درباره زمان اجراي آن قرار است گفتوگو، اطلاعرساني و هماهنگي شود. بايد با قوه قضاييه، مجلس و نمايندگان نيز هماهنگ كنيم و درباره همين موضوعي كه اكنون به شما ميگويم، به زبان و نگاه مشتركي برسيم. ميخواهيم نرخ سهميه سوم را كه خارج از سهميههاي موجود است، براي مثال از 5 هزار تومان به 10 هزار تومان افزايش بدهيم. ازسوي ديگر، در زمينه قطارهاي بينشهري اطراف تهران نيز در حال كار و گفتوگو درباره تامين واگنها هستيم. جنگ باعث شد واگنهاي ما وارد نشوند. پول واگنها را پرداخت كرده بوديم و قرار بود چندين رام قطار ابتدا در بهمنماه، بعد در فروردين و سپس در ارديبهشت وارد شود، اما جنگ باعث شد آنها را ارسال نكنند. در غير اين صورت، ما در حال اصلاح و تقويت وسايل حملونقل عمومي هستيم.»
تفاهمنامه اسلامآباد احيا ميشود؟
پس از بحث بنزين مجري دوباره بحث را به حوزه سياسي كشاند و با طرح اين پرسش كه آيا فكر ميكنيد مذاكرات احتمالي پيشرو و رفتوآمدهاي ديپلماتيكي كه در حال انجام است، به احياي تفاهمنامه اسلامآباد منجر خواهد شد، نظر رييسجمهور را جويا شد. رييسجمهور در پاسخ به اين پرسش گفت: «اگر موضوع را صفر و صد درنظر بگيريم، نتيجه نخواهيم گرفت؛ اما اگر در برابر اقداماتي كه آنها انجام ميدهند، ما نيز اقدام متقابل انجام بدهيم، ميتوانيم پيش برويم. ممكن است صددرصد به اهدافمان نرسيم. حضرت علي عليهالسلام، به مالك اشتر ميفرمايند «صلحي را كه دشمنت تو را به آن دعوت ميكند و رضايت خدا در آن است، رد نكن؛ زيرا در صلح، آسايش سپاهيان، رهايي از نگرانيها و امنيت سرزمين وجود دارد.» سپس ميفرمايند «پس از صلح، كاملا مراقب دشمنت باش؛ زيرا ممكن است خود را به تو نزديك كند تا غافلگيرت سازد. پس با درايت و احتياط عمل كن و در اين زمينه، حسنظن خود را متهم كن. بنابراين، ما گفتوگو ميكنيم، اما اينگونه هم نيست كه به آنها اعتماد كامل داشته باشيم. حضرت در ادامه ميفرمايند «وقتي با دشمنت پيماني بستي يا تعهدي به او دادي، به پيمانت وفادار باش، امانت را رعايت كن و جانت را سپر تعهدي قرار بده كه پذيرفتهاي. بر آنچه نوشته و امضا كردهاي، محكم بايست.» بعد ميفرمايند «باوجود تفاوت خواستهها و پراكندگي ديدگاههاي مردم، هيچ يك از فرايض الهي مانند بزرگداشت وفاي به عهد مورد اتفاق همگان نيست. حتي مشركان نيز به تعهداتشان پايبند بودند؛ زيرا پيامدهاي ناگوار پيمانشكني را دريافته بودند. بنابراين، در تعهد خود خيانت نكن، پيمانت را نشكن و دشمنت را فريب نده.» اينها دستورهاي ماست. ما گفتوگو خواهيم كرد و براساس همين اعتقاد، به آنچه نوشته و تعهد كردهايم، پايبنديم. اگر آنها پايبند باشند، ما نيز پايبند خواهيم بود، اما اگر آنها پايبند نباشند، ما هم پايبند نخواهيم ماند.»
پزشكيان درباره تحريمهاي اخير وزير خزانه داري امريكا يادآور شد: «بحث اصلي اين است كه به تفاهمنامهاي كه نوشتهايم، پايبند باشيم. وقتي پاي ميز مذاكره نشستيم، ميتوانيم با آنها گفتوگو كنيم؛ گفتوگو نيز همين است. براساس اين تفاهمنامه، قرار بود محاصره را بردارند و تحريمهاي نفتي و پتروشيمي را لغو كنند. اكنون نيز در حال گفتوگو هستند. اگر به اين تعهدات عمل كنند، ما هم ادامه ميدهيم و اگر عمل نكنند، ادامه نخواهيم داد. درباره آزادسازي پولهاي ما نيز طبق همان تفاهمنامه، آنها تعهداتي پذيرفتهاند و ما هم تعهداتي دادهايم. اگر ما به تعهداتمان پايبند باشيم، آنها نيز بايد پايبند باشند. البته باز هم ميگويم نبايد با موضوع بهصورت صفر و صد برخورد كنيم. نبايد با انجام يك اقدام ازسوي طرف مقابل، فورا بگوييم همه چيز را بههم زديد و دوباره به نقطه اول بازگرديم. ميتوانيم با يكديگر گفتوگو كنيم؛ زيرا نه صددرصد آنچه من ميخواهم محقق خواهد شد و نه صددرصد آنچه طرف مقابل ميخواهد.»
در زمان اجراي تفاهمنامه 90 ميليون بشكه نفت ايران صادر شد
رييسجمهور درباره ميزان صادرات نفت ايران در زمان اجراي تفاهمنامه گفت: ما هرچه نفت دراختيار داشتيم، نزديك به 90 ميليون بشكه را در همان مدت كوتاه صادر كرديم. اين ميزان نفت به اين دليل باقي مانده بود كه پيش از آن امكان صادراتش را نداشتيم و جلوي بخشي از آن را نيز در دريا گرفته بودند؛ اما اكنون نميتوانيم اين كار را انجام بدهيم. اگر اطلاعات دقيق را بگيريد، وضعيت روشن است. با وجود همه اين مسائل، مسير باز شد و نفت خود را صادر كرديم. تحريمهاي بانكي برداشته شد كه همين موضوع كمك زيادي كرد. ازسوي ديگر، تحريمهاي مربوط به محصولات پتروشيمي نيز لغو شد و در حال دريافت پولهايمان بوديم. دريافت پول زمانبر است و به اين سادگي نيست كه امروز اقدامي انجام شود و فردا بپرسيم چه شد. براي همان سرمايهگذاري 300 ميليارد دلاري نيز وزارت امور اقتصادي و دارايي و وزارت صمت با طرف قطري در حال گفتوگو بودند تا اين اتفاق بيفتد. با امارات نيز در حال انجام چنين اقداماتي هستيم؛ اما اگر جنگ ادامه پيدا كند، اين اتفاقها رخ نخواهد داد. البته بايد براي اين موضوع برنامه داشت. بحث من اين است كه گفتوگو كردن بهتر از گفتوگو نكردن است. دنيا مفاد اين تفاهمنامه را ديده است؛ موضوع شوخي نيست. رييسجمهور آنها امضا كرده و ما هم امضا كردهايم. اگر آنها پايبند باشند، ما نيز پايبند خواهيم بود. درنتيجه، فكر ميكنم ميتوانيم صلح و امنيت را در خاورميانه برقرار كنيم؛ اما اين هدف با گفتوگو امكانپذير است.» رييس دولت چهاردهم درخصوص اينكه آيا به صلح نزديكتريم گفت: «من معتقدم اگر در داخل كشور هماهنگي و همزباني وجود داشته باشد و افرادي كه دستي در آتش ندارند، تحليلهايشان را در جيب خودشان بگذارند و از اين حرفها نزنند، ميتوانيم به صلح نزديكتر شويم؛ زيرا تمام كساني كه دستي در آتش دارند، بدون استثنا، بر اين مبنا به تفاهم رسيدهاند. عدهاي كنار گود نشستهاند و ميگويند اينگونه نميشود و بايد آنگونه عمل كرد. خب، وارد ميدان شويد تا ببينيم كاري كه ادعا ميكنيد، چگونه شدني است. كنار گود ايستادن و امر و نهيكردن بسيار آسان است. گاهي برخي از افرادي كه سخن ميگويند، ادعا ميكنند يكروزه مشكل را حل ميكنند. ميگويند تحريمها اصلا تاثيري ندارد و مشكل فقط از مديريت ماست. هركس ادعايي دارد، وارد ميدان شود. ممكن است كسي بيايد و بگويد من فلان مشكل را حل ميكنم؛ بايد با همين شرايط موجود آن را حل كند، نه اينكه به من بگويد پول و امكانات بده تا مشكل را حل كنم. اگر پول و امكانات داشتم، ديگر تو را براي چه ميخواستم؟»
پزشكيان در پاسخ به پرسش مجري برنامه درباره وضعيت صادرات و واردات كشور گفت: «بين 25 تا 35درصد كاهش داشتهايم. صادراتمان كم شده، اما واردات بيشتر كاهش پيدا كرده است. ميزان كاهش صادرات كمي كمتر از كاهش واردات بوده و واردات به طور محسوسي كاهش يافته است. معناي اين آمار براي كساني كه اقتصاد ميدانند، روشن است و من نميخواهم آن را بيشتر باز كنم. اين آمار چه معنايي دارد؟ بعد عدهاي ميگويند تحريم اصلا تاثيري ندارد! واقعا نميدانم به اين افراد چه بگويم. عقل هم چيز خوبي است؛ فقط همين را ميخواهم بگويم. اينكه بگويند تحريم هيچ اثري ندارد، با اين واقعيتها سازگار نيست. اگر تحريمها ادامه پيدا كند، گراني نيز افزايش خواهد يافت.»
مهار نوسانات ارزي چه زماني محتمل است؟
مجري از رييسجمهور درباره نوسانات ارزي و اينكه آيا دولت اقدامات مشخصي براي كنترل اين نوسانات، بهويژه نوسانات اخير، در دست اجرا دارد، طرح پرسش كرد. پزشكيان گفت: «ما تقريبا در هر جلسه دولت با مسوولان اقتصادي درباره اين موضوع بحث ميكنيم. بنا بر قولي كه داده بوديم، بايد مبلغ كالابرگ را متناسب با افزايش نرخ ارز افزايش ميداديم، اما نتوانستيم اين كار را انجام بدهيم. در اين زمينه از مردم عزيزمان شرمندهايم. علت اين وضعيت روشن است؛ دخل و خرج ما در حال حاضر با يكديگر همخواني ندارد. وقتي ميگوييم نرخ ارز را كنترل ميكنيم، بايد بدانيم كه براي اين كار، كنترل تقاضا ضروري است. كنترل نرخ ارز زماني امكانپذير است كه با كمبود منابع مواجه نباشيم. اكنون وقتي نميتوانيم كالاهايمان را بفروشيم، ارز وارد كشور نميشود. اگر در شرايط كاهش عرضه ارز، جلوي تقاضا را نگيريم، تقاضا بالا ميماند و عرضه كم ميشود. در اين وضعيت، نرخ ارز آنقدر افزايش پيدا ميكند تا عرضه و تقاضا با يكديگر تطبيق پيدا كنند. بنابراين، نرخ ارز ممكن است بسيار بالاتر از ميزان فعلي برود؛ مگر اينكه تقاضا را كنترل كنيم و از واردات برخي كالاهاي غيرضروري جلوگيري شود. فاصله ميان عرضه و تقاضا زياد است. علاوه بر آن، بخشي از افزايش نرخ ارز به مسائل سياسي برميگردد. همين كه اعلام كردند محاصره را تشديد ميكنند، نرخ دلار در مدت يك روز ناگهان افزايش يافت. وقتي هياتي از عمان آمد و گفتوگوها آغاز شد، نرخ ارز دوباره كاهش پيدا كرد. اين نوسانات صرفا به شرايط بازار مربوط نيست و ريشه آن در جاي ديگري است. اگر نتوانيم مسائل خود را در منطقه حل كنيم، بالاخره با مشكل مواجه خواهيم شد.بايد راهي پيدا كنيم كه زندگي مردم دچار مشكل نشود. اينكه چگونه بايد اين كار را انجام بدهيم، نيازمند نشستن، گفتوگو و تدبير است. هر كس ميتواند در اين زمينه با تدبير به ما كمك كند. در موضوع كالابرگ و محدوديتهايي كه وجود داشت، دولت نتوانست مبلغ آن را به ميزاني كه پيشتر اعلام و تصويب شده بود، افزايش بدهد.» مجري پرسيد، آيا اين محدوديتها تاحدودي برطرف شدهاند؟ چون زمزمههايي مطرح است كه از ابتداي مهر (افزايش يابد) رييسجمهور پاسخ داد: «محدوديتها برطرف نشدهاند، اما راهي پيدا كردهايم تا كالابرگ را براي برخي دهكهاي مشمول افزايش بدهيم. درباره دهكهاي مشمول و ميزان كالابرگ در حال بررسي هستيم. تلاش ميكنيم تا جاي ممكن، پوشش طرح را به دهكهاي بالاتر گسترش بدهيم، زيرا همه مردم با مشكل مواجهند. حتي اكنون به اين موضوع فكر ميكنيم و من با سران قوا نيز صحبت كردهام كه در زمستان برخي ادارات را تعطيل و فعاليت آنها را به صورت دوركاري ادامه بدهيم. در اين صورت، دستكم برق، گاز و بنزين كمتري مصرف ميشود و رفتوآمدها نيز كاهش پيدا ميكند. بسياري از كارها را ميتوان به صورت دوركاري انجام داد.»
او ادامه داد: «اكنون با مجلس همكاري ميكنيم تا بتوانيم اختيارات بيشتري به استانداران، استانها و شهرستانها بدهيم؛ البته در چارچوبهايي كه هزينه جديدي ايجاد نكند، هزينهها را كاهش بدهد، كيفيت را افزايش بدهد و رضايت مردم را بيشتر كند. در چنين شرايطي اختيار ميدهم؛ اما نبايد اختياري بدهم كه هزينه ايجاد كند، مردم را ناراضي سازد و كيفيت را هم كاهش بدهد. اين كار نقض غرض است. وقتي خدمت رهبر عزيزمان بوديم، ايشان نيز اين رويكرد را تأييد فرمودند و اكنون در حال كار روي اجراي آن در درون ساختار هستيم. ما تعداد زيادي شركت داريم؛ تامين اجتماعي، بانكها، بيمهها و شركتهاي خصولتي داراي مجموعههاي متعددي هستند كه برخي از آنها كارآمد عمل نميكنند. عدهاي نيز براساس ارتباطات وارد اين مجموعهها ميشوند و بعد حرفهاي ديگري ميزنند. خدمت رهبري عرض كردم «اجازه بدهيد مديراني را كه توانمند نيستند، با مديران توانمند جايگزين كنيم.» مدير توانمند به اين معنا نيست كه يك نفر را بردارم و دوست خودم را جاي او بگذارم. مدير توانمند كسي است كه وقتي مسووليت را ميپذيرد، متعهد شود توليد را مثلا از 10 به 100 برساند. من هم اختيار لازم را به او ميدهم تا اين كار را انجام بدهد. اين موضوع ربطي ندارد كه فرد حزباللهي يا غيرحزباللهي است، نماز ميخواند يا نميخواند. من ميخواهم كارخانه را درست اداره كند. كسي كه مديريت كارخانه را برعهده ميگيرد، بايد تعهد بدهد آن مجموعه را بهرهور كند. اگر نتوانست، نبايد در مسووليت باقي بماند. در عين حال، بايد از اين اتهامات در امان باشم كه بگويند فرد چپگرا، ضدانقلاب يا دوست خودت را منصوب كردهاي؟ گفتم تيمي براي اين كار تعيين كنيم؛ هر افرادي را كه شما ميفرماييد معرفي كنيد، من همانها را منصوب ميكنم. اما وقتي مديران ناكارآمد را تغيير داديم، ديگر قوه قضاييه، ديوان محاسبات، سازمان بازرسي يا مجلس نگويند چرا اين كار را انجام داديد.»
تعهد يا تخصص مديران مهمتر است؟
رييسجمهور درخصوص اصلاح ساختار ديواني و مديريتي كشور يادآور شد: «من بارها اين مثال را زدهام. اگر بيمار شويد، دنبال فردي حزباللهي ميگرديد يا در جستوجوي پزشكي حاذق هستيد؟ پزشك بايد بتواند بيماري شما را درست درمان كند. به شما چه مربوط است كه آن پزشك نماز ميخواند يا نه؟ نماز خواندن، ارتباط ميان من و خدا و در مسير آدم شدن من است. وقتي ميخواهم كارخانهاي را اداره كنم، بايد آن را بهرهور كنم؛ به گونهاي كه مردم راضي باشند، محصول با قيمت و كيفيت مناسب به دستشان برسد و كاركنان كارخانه نيز رضايت داشته باشند. گاهي مجموعه را به افرادي ميسپاريم كه همه اين موارد را بههم ميريزند، اما فقط ميگوييم اين فرد چپگرا يا راستگرا، مسلمان يا حزباللهي است. كجاي دين و مذهب گفته است كه بايد اينگونه عمل كنيم؟ اگر همين مسائل را اصلاح كنيم، تابآوري كشور افزايش پيدا ميكند و مشكلات مردم حل ميشود. اين موضوع به جناحبنديها ارتباطي ندارد. مهم نيست فرد چپگرا يا راستگراست؛ بايد به هر ايراني توانمندي ميدان و بستر بدهيم و اجازه دهيم كارش را انجام بدهد. كافي است همين نگاه را در جامعه اجرا كنيم. در آن صورت، همه مردم ايران براساس توانمنديهايشان مسووليت ميگيرند. ممكن است فردي عضو حزب من يا حزب ديگري نباشد يا در قالب مذهبي موردنظر من قرار نگيرد؛ چه ارتباطي دارد؟ من ميخواهم كارخانه درست اداره شود. كسي كه هواپيما را به پرواز درميآورد، بايد اين كار را بلد باشد. اگر فردي از ميان خود ما مهارت لازم را ندارد، نبايد اجازه بدهيم هواپيما را به آسمان ببرد. هواپيماهايي كه سوار ميشويم و با آنها به خارج سفر ميكنيم، خلبانان خارجي دارند. ممكن است هيچ كدام نماز نخوانند يا حتي با ما دشمن باشند. اگر اين معيار را داريد، پس اصلا سوار هواپيما نشويد! مساله اينگونه نيست و بايد نگاهمان را اصلاح كنيم. خداوند ميفرمايد «إنالله يأمركم أن تودوا الأمانات إلي أهلها». خدا امر ميكند كه امانتها را به اهلشان بسپاريد، اما من هيچ يك از اين مراحل را طي نكردهام، اما ناگهان رييس يا مديركل يك مجموعه پتروشيمي ميشوم! من چه ارتباطي با پتروشيمي دارم؟ چرا بايد مسوول كشاورزي شوم؟ ممكن است مطالبي درباره اين حوزهها بدانم، اما ميان دانش من و دانش فردي كه در آن حوزه متخصص است، از زمين تا آسمان فاصله وجود دارد.»