نسل z درباره فاصله ميان تهران و شهرستان چه فكر ميكند؟
نسل جوان براي ديده شدن بايد پايتختنشين باشد؟
غزل لطفي
وقتي از «نسل z» حرف ميزنيم، معمولا درباره نسلي ميگوييم كه مرز نميشناسد؛ نسلي كه با يك گوشي ميتواند با آدمي در آن سوي دنيا ارتباط بگيرد، ياد بگيرد، كار كند و ايدهاش را منتشر كند. اما آيا در دنياي واقعي هم مرزها براي اين نسل برداشته شدهاند؟
من در دو روايت متفاوت از جوانان ايراني، به يك سوال مشترك رسيدم: براي ديده شدن در ايران، هنوز بايد به تهران رسيد؟ پاسخ اين سوال براي يك جوان تهراني با جواني در اردبيل، رشت، كرمان، سنندج يا زاهدان يكسان نيست. شايد شما تجربهاي داشته باشيد كه اين حرف را تاييد يا رد كند. براي همين، اينبار ميخواهم به جاي اينكه درباره نسل z بنويسم، نظر خود نسل z را منعكس كنم. اگر خارج از تهران زندگي ميكنيد، تا امروز شده براي پيدا كردن يك فرصت كاري، تحصيلي، رسانهاي يا حرفهاي احساس كنيد بايد به تهران برويد؟ اگر در تهران زندگي ميكنيد، فكر ميكنيد محل زندگيتان فرصت بيشتري براي ديده شدن دراختيارتان گذاشته است؟ آيا تاكنون به خاطر شهر محل زندگيتان يك فرصت را از دست دادهايد؟ و اگر قرار باشد فقط يك تغيير اتفاق بيفتد تا جوانان شهرستاني فرصت برابر داشته باشند، آن تغيير چيست؟ QR Code را اسكن كنيد و پاسخ خودتان را براي صفحه نسل z روزنامه اعتماد بفرستيد. اينبار ميخواهيم ببينيم نسل z ايران درباره فاصله ميان «مركز» و «حاشيه» چه فكر ميكند.