• 1405 دوشنبه 16 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6411 -
  • 1405 دوشنبه 16 شهريور

كاش خط قرمزي وجود مي‌داشت

چرا خداداد به فحاشي‌ افتخار مي‌كند؟

قبلا راجع به اصرار برخي افراد ازجمله خداداد عزيزي به استفاده از فحاشي در درگيري‌هاي فوتبالي پرداخته‌ايم. چند روز پيش هم به ماجراي حواله دادن فحاشي‌هاي ناموسي به عادل فردوسي‌پور توسط شجاع‌ خليل‌زاده پرداختيم. اگر موردي بخواهيم واكنش نشان بدهيم حتما هفته ديگر بايد راجع به يك بازيكن يا مربي يا سرپرست ديگر بنويسيم كه چرا دهان دريده‌ هستيد و چيزي به اسم عفت كلام به گوش‌تان نخورده! آن وقت شايد يك روز به خودمان بياييم ببينيم كه تمام صفحه ورزش روزنامه شده پرداختن به بي‌ادبي آدم‌هاي فوتبالي. 
بنابراين از آدم‌ها بگذريم و برسيم به طرح اين سوال كه چرا برخي نسبت به چنين رفتارهايي «بي‌پروا» شده‌اند؟
هيچ شكي نيست كه فحاشي در فوتبال و شؤونات ديگر زندگي در ايران و اقصي‌ نقاط دنيا وجود داشته، دارد و خواهد داشت. شدت و ضعفش هم بستگي داشته به شرايط روحي كل مردم. يعني وقتي سطح عصبيت به دلايل مختل بالا برود طبيعتا خشونت در شكل‌هاي مختلف بروز مي‌كند و فحاشي هم يكي از انواع خشونت‌هاي كلامي است. آنچه امروز باعث تعجب بسياري از كارشناسان و رسانه‌ها و هواداران شده بي‌پروايي مرتكبان است. يعني سال‌هاي قبل بودند افرادي كه عفت كلام نداشتند اما مراقب بودند در ديد مردم و رسانه‌ها مبادي آداب به نظر برسند. افراد حرمت نگه مي‌داشتند و اگر فحاشي به آنها نسبت داده مي‌شد كتمان مي‌كردند. امروز اما شرايط كاملا متفاوت شده. بي‌ادب‌ها نه تنها از خفا بيرون آمدند كه با افتخار از سوابق فحاشي‌شان حرف مي‌زنند. به راحتي مقابل دوربين مي‌گويند فحاشي ناموسي نثار فلان شخص. مصاحبه مي‌كنند كه «كار خوبي كردم فحش دادم و بيشتر هم خواهم داد.» آدم اين را نمي‌داند كجاي دلش بگذارد! يعني نه تنها قبح فحاشي ريخته كه افراد به آن افتخار مي‌كنند. برخي‌هايشان مثل خداداد عزيزي مغالطه مي‌كنند كه همه فحش مي‌دهند و آنهايي كه انتقاد مي‌كنند رياكارند و برخي ديگر توجيه مي‌تراشند كه سخت است و تحت فشاريم پس فحش ناموسي نثار فلان آدم حقيقي؛ آن هم مقابل دوربين‌هاي رسانه‌ها! حتما دستگاه‌هاي بسياري در مقابله و تلطيف شرايط نقش دارند و حتما تعداد قابل توجهي از آنها به قول سياسيون ترك فعل كرده‌اند. فدراسيون فوتبال حتما جزو اصلي‌ترين مقصران است كه با مديريتش در همه ابعاد كار فوتبال را به اينجا كشانده است. 
اركان قضايي فدراسيون هم با آراي مصلحتي و آميخته به رخدادهاي سياسي و تحولات دولت و مجلس در اين زمينه نقش داشته‌اند. باشگاه‌ها كه هيچ نظارتي روي بازيكن و مربي و تماشاگر خود ندارد و صرفا تبديل به توجيه‌گر بداخلاقي‌ها شدند. يعني شرايط به سمتي رفته كه مديرعامل صداي فحاشي دسته‌جمعي هواداران منسوب به تيمش را  از  روي سكوها  مي‌شنود اما حاضر نيست رفتار آنها را محكوم كند.  مربي دعواي بازيكن يا سرپرست تيمش با بدترين ادبيات را مي‌بيند اما حاضر به محكوم كردن چنين رفتارهايي نيست. فقط دفاع تا آخرين لحظه! فقط توجيه تا آخرين نفس! فقط فرار رو به جلو با بيانيه و شكايت از طرف ديگر تا آخرين قطره جان! اما لحظه‌اي بازگشت به عقب و خودانتقادي و تلاش براي اصلاح هرگز! 
صداوسيما و برنامه‌هاي اينترنتي كه به بهانه وايرال شدن به برخي آدم‌هاي هتاك تريبون مي‌دهند، شرايط كلي سياسي، اجتماعي، اقتصادي كشور و بسياري موارد ديگر هم در روز چنين وضعيتي دخيل هستند. خود فرد هم كه متهم رديف اول است. هيچ توجيهي باعث نمي‌شود ذره‌اي از بار مسووليت فردي كه چنين ادبياتي نسبت به ديگران دارد و از خودش دفاع هم مي‌كند، كم شود. 
كاش اگر كسي نمي‌تواند جلوي اين رفتارها را بگيرد فضا به سمتي برود كه همچنان فحاشي قبح داشته باشد. كاش حداقل اگر بي‌ادبي مي‌كنيم شرم داشته باشيم. خط قرمزي بگذاريم جلوي خودمان. نداشتن هيچ حد و مرزي براي رفتارهاي زشت حقيقتا  ترسناك‌ است!

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها