• 1405 چهارشنبه 18 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6413 -
  • 1405 چهارشنبه 18 شهريور

یک هفته پس از حمله به جشن عروسی در کوهستک، خانواده‌ها از کمبود تجهیزات درمانی به «اعتماد» می‌گویند

چند ثانیه میان عروسی و عزا

علی طاهری، همسر «کلثوم ملاحی نژندنیا »: وقتی زنده‌ایم به فکر ما باشید

نيره خادمي

كلثوم ملاحي نژندنيا ۴۳ ساله هفته قبل براي حضور در مراسم عروسي از «گهردو» به كوهستك آمده بود و حالا چند روزي است كه پيكرش در روستايشان به خاك سپرده شده. محمد ملاحي ۱۶ ساله كه آن شب يعني سهشنبه طبق عادت هر شب با خواهرش به اسكله بندر كوهستك رفته بود تا لحظهاي كنار آب خوش باشند ديگر نفس نميكشد، همانطور كه اميرعلي كريمي چهار ساله، زرخاتون طاهري ۵۰ ساله و آسيه مولايينژاد ۲۲ ساله ديگر نفس نميكشند و زمان براي همه آنها از ساعت و ۹ و نيم سهشنبه شب زخمي شد و متوقف ماند. ۵ نفر جان خود را از دست دادند و حدودا۷۰ نفر هم زخمي شدند كه همچنان حدود ۴ نفر از آنها در بيمارستان بستري هستند.

 

خواهشهاي يك  داغدار

علي طاهري، رييس شوراي اسلامي روستاي «گهردو» و همسر «كلثوم ملاحي نژندنيا» زني است كه پس از اصابت دكل مخابراتي در همان حوالي، به دنبال بچههايش ميگشت اما انفجار دوم كه در آن خانه، رخ داد به اطراف خانه پرتاب شد و بعد به مركز درماني منتقل شد. حالا چند روزي ميشود كه كلثوم را در روستايشان به خاك سپردهاند و همسرش به «اعتماد» ميگويد  تا لحظهاي كه اين تماس برقرار شده است از بنياد شهيد هيچ خبري نيست و فقط از دادگستري بابت شكايت با آنها تماس گرفتهاند. ناراحت و عصباني است و عصبانيت را ميتوان از طنين صدا در هر جملهاش درك كرد،عصباني است كه چرا در روستا و شهرشان و در همان حوالي كه اين ماهها جنگ بيشتر در آن جريان دارد امكانات كم است. چرا مركز درماني كوهستك دستگاه اكسيژن ندارد و چرا آمبولانس آنطوري كه بايد در اين شهرها و روستاهاي دور از مركز به مردم خدمات نميدهندما در شرايط جنگي هستيم چرا به جاي اينكه آمبولانس و تجهيزات در تهران خاك بخورند براي ما نيرو و تجهيزات و آمبولانس و پزشك متخصص نميآورند كه اگر باز هم اتفاقي افتاد مصدوم درمان شود و جانش از دست نرود. درمانگاهي كه بايد ۵۰ تا ۶۰ هزار نفر را پشتیباني كند نميتواند به مردم خدمات بدهد و اكسيژن ندارد كه اگر آنجا اكسيژن داشت، خانم من از بين نميرفت. خانم من كه شهيد شد و رفت و ديگر برنميگردد حتي اگر هزار بار دربارهاش نوشته شود. بايد به فكر حال و درد اينهايي كه زنده هستند، باشيم. الان ما در شرايط جنگي هستيم اما درمانگاهي داريم و براي رساندن مريض به مركز درماني آمبولانس ندارند. آيا نبايد در شرايط جنگي سيستم درمان تجهيز باشد

در اين ميان روز گذشته مجتبي قهرماني، رييس كل دادگستري هرمزگان از تشكيل پرونده قضايي ويژهپيگيري مجازات آمران و عاملان حمله جنايتكارانه امريكا به اين مراسم عروسي در شهر بندري كوهستك خبر داده و گفته است كه اين اتفاق از مهمترين مصاديق جنايت جنگي است، بنابراين شكايت خانوادههاي معظم شهدا، جانبازان و آسيبديدگان حمله امريكا به مراسم عروسي در كوهستك گرفته شده و به همراه مستندات و مدارك موجود از جمله گزارش كارشناسان و بقاياي تسليحات بهكارگرفته شده درج و ضميمه پرونده شده است.

زماني كه موشكها به بندر كوهستك اصابت كرد، روايت تمام كساني كه در آن محدوده بودهاند از تصاويري است كه حتي در فيلمها هم همانطوري كه هست به تصوير كشيده نميشود. مردان و زناني كه در ميان آتش و آوار و گرد و خاك، هر كدام به دنبال فرزند خود سراسيمه ميدويدند و ترافيك و ازدحام و همهمه و جيغ و گريه كودكان صدا و تصوير را در خود فرو ميبرد. وضع كلثوم هم بعد از اصابت اول همين بود و داشت به دنبال بچهها ميگشت كه اصابت دوم اتفاق افتاد. همهچيز به هم ريخت و او كه ظاهرا فقط پايش روي خرده شيشه رفته بود و خراش و خونريزي كمي داشت با علايم تنگي نفس راهي مركز درماني شدوقتي آدم خبردار ميشود، خانهاي كه در آن عروسي است و زن و بچههايش آنجا هستند مورد اصابت قرار گرفته چه حالي ميشود؟ آدم سراسيمه ميرود كه خودش را به آنجا برساند. من هم همين كار را كردم و به محل رفتم. ديدم كه يك ماشين شخصي دارد خانمم را براي درمان به مركز درمان ميبرد، به خانمم گفتم بچهها كجايند؟ گفت نميدانم. من هم رفتم  دنبال بچهها

علي طاهري كه از محل عروسي در قسمت آقايان يعني خانه دايي عروس، به خانه پدر عروس رفت و بعد هم كه خود را به مركز درماني رساند متوجه شد كه مركز دستگاه اكسيژن ندارد و همسر و چند نفر ديگر از اقوامشان را برداشت تا با هم به بيمارستان ميناب بروند. سرانجام ۴۰ كيلومتر، مسيري را كه دستاندازهاي زيادي دارد و در آن لحظات ترافيك شديدي هم داشت طي كردند و حدود يك ساعت و نيم بعد به بيمارستان ميناب رسيدندآنجا هم امكانات زيادي ندارد اما از مركز درماني كوهستك و بماني بهتر استطاهري، همسرش را در ميناب از ماشين پياده كرد، روي ويلچر گذاشت، بعد روي تخت بيمارستان خواباند و پشت در اتاق احيا از او جدا شد تا ساعتي بعد كه خبر دادند جان كلثوم از دست رفته استموج انفجار خانمم را گرفته بود. در تمام راه به سختي نفس ميكشيد و ميگفت نفسم گرفته نميتوانم صحبت كنم. چيزي كه من ديدم پايش فقط خراشيدگي و مشكل تنفس داشت بعد گفتند كه تركش هم خورده بوده است. تا زماني كه او را روي تخت بگذارم هم حرف زديم. خودم همسرم را تحويل دادم البته نگذاشتند داخل اتاق بروم تا بعد كه پيكر بيجانش را به ما تحويل دادند. »

كلثوم ۵ فرزند دارد؛ دو جوان دانشجو، يك كودك ۴ ساله و دو نوجوان كه يكي كلاس هشتم است و ديگري كلاس دوازدهم. ۴۳ سال داشت و ۲۵ سال بود كه با علي طاهري ازدواج كرده بودبراي من خيلي سخت است كه از او بگويم، ما خاطرات زيادي داشتيم. مادر كه برود همه ميدانند كه چه داغي بر دل كودك ميماند، بچههاي من حالا همانطورنداين روزها همچنان در شهرهاي جنوبي ايران سر و صدا و به قول برخي تبادل آتش ادامه دارد و به گفته طاهري هر لحظه ممكن است خانواده ديگري داغدار شوداين جنايتكار كه جنايت ميكند، اما ما بايد سيستم درمان خودمان را اصلاح كنيم. به عنوان يك فرد داغدار خواهش دارم كه مشكلات زيرساختي ما را پيگيري كنيد

 

عايشه و ترسهايي كه ادامه دارد

آن شب يك طرف كوهستك عروسي بود و سمت ديگر قرار بر عروسيهاي ديگري كه موشكها فرود آمدند و همه رنگ و شادي جشن را با خود بردند. زنها در خانه علي ملاحي، پدرعروس در حال پايكوبي بودند و حدود نيم ساعت قبل مردها كه در خانه‌‌اي ۵۰۰ متر آن طرفتر از خانه پدر عروس بود، شامشان را هم خورده بودند. بهروز ملاحي بچه محل و همسايه صاحبخانه است و البته هيچ نسبت فاميلي با او ندارد. آن شب بچههاي او هم در عروسي خانه ملاحي بودند. عايشه دختر نوجوانش همان لحظه زخمي شده و پس از چند روزي كه درآيسييو تحت مراقبت بوده مرخص شده است. او البته كار تدارك شام عروسي دختر ملاحي را بر عهده داشت و به «اعتماد» ميگويد كه هنوز سرويس شام زنها شروع نشده بود وگرنه تلفات خيلي بيشتر بود چون در زمان شام اغلب خيلي شلوغ ميشود و جمعيت هم زياد ميشوداول سيريك را زدند و بعد درياباني بندر كوهستك، اسكله، دكل مخابراتي و بعد خانهرا. جنگنده بود و ما آن را به خوبي ميديديم و صداي آن را ميشنيديم كه موشك ميزدند. نگاه ميكرديم ببینيم كجا را زدهاند. همه اينها در دو دقيقه اتفاق افتاد و خانه را هم كه زدند ما دويديم. باز جاي شكر دارد كه اول جاي ديگر را زد و مردم بيرون آمدند وگرنه اگر همان اول خانه را ميزد، خيلي كشته ميداديم

عايشه دختر ۱۲ ساله بهروز ملاحي بر اثر انفجاري كه در خانه رخ داد به همراه تمام رفقايش زخمي شدند، خودش از ناحيه پيشاني، گونه و دست و پسر عمهاش از ناحيه كتف و كمروقتي كه زدند هركس دنبال بچهاش ميگشت و بيشتر زخميها هم بچه بودند. گرد و خاك زيادي ايجاد شده بود؛ يك طرف آتش بود كه ميسوخت يك طرف وحشت و سرگشتگي آدمها. شايد حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ ماشين آن اطراف بود و هر كس آمده بود كمك ميكرد و هر بچهاي را ميديد ميبرد مركز درماني، نگاه نميكرد كه مثلا بچه خودش است يا بچه ديگري. فرصت براي حضور امدادگر هم نبود و فقط در آن لحظه ماموران آتشنشاني كوهستك به سرعت آمدند اما امدادگران بايد از سيريك يا ميناب بيايند كه كوهستك با هر كدام از اين شهرها ۳۵ دقيقه فاصله زماني دارد بنابراين تا برسند مردم خودشان كمك كردند. صحنهاي كه آن روز ديديم بسيار وحشتناك بود

بهروز ملاحي كه او را با عنوان بهروز كوهستك هم ميشناسند در خدمات شهري شهرداري كوهستك كار ميكند، صياد است و هم در موقعيتهاي بحراني با آمبولانس مجروحان را جابهجا ميكند و در حملهاي هم كه ارديبهشت ماه به اسكله بندر كوهستك شد با آمبولانس به ساحل رفته بود و بسياري از مجروحان و افرادي كه جانشان را از دست داده بودند را جابهجا كرده بود، اما آن شب چون خودش در دل حادثه بود ديگر فرصت به آمبولانس نرسيد، مخصوصا كه برق هم همان لحظه اول قطع شد: «دخترم را يكي از همسايهها پيدا كرده بود. خودم بلندش كردم؛ هم او را و هم برادرزادهام را. برادرزادهام كه از ناحيه پشت كمرش گوشت كامل كنده بود، تركش بدنش را پاره كرده بود و هر دو را اتاق عمل بردند و الان مرخص شدهاند اما وضع بعضي خيلي بدتر بود، مثلا از ناحيه روده و شكم آسيب ديده بودند و حتي روده يك دختربچهاي از شكمش بيرون افتاده بود كه هنوز هم در آيسييو است و مادرش هم هميشه جلوي درآيسييو  نگران استبهروز ملاحي وقتي دخترش، عايشه را با سر و بدن خونين بلند ميكرد به هوش بود اما نميتوانست حرف بزند اما بعد كه از بيمارستان مرخص شد به پدر ميگفت كه من اصلا چيزي نفهميدماولين چيزي كه در او يادم هست ترس بود، ميگفت ديگر نميخواهم به كوهستك بيايم، دوباره من را ميزنند. پسر كوچكم هم همينطور، آمده بود بيمارستان و ميگفت همين جا در بيمارستان بخوابيم مخصوصا كه خانه ما با محل انفجار فاصله كمي داشت ميترسند دوباره آنجا  را بزنند

آن سهشنبه جشن مريم دختر علي ملاحي و ضياءالدين بود كه ساعتي پيش مراسم عقد آنها برگزار شده بود اما موشك خانه پدر عروس را با خسارت زيادي مواجه كرد و ماشين او و چند تن از مهمانها هم آسيب ديد.

ماجراي نوجوان ۱۶ ساله

و جشن ديگري كه به عزا تبديل شد

ذاكري دوست يكي از محليهاي كوهستك كه دبير هم هست لابهلاي روايت حملات آن شب به جشن در خانه علي ملاحي، از جشن عروسياي به «اعتماد» ميگويد كه قرار بود همان روزها در خانهشان برگزار شود اما به علت حمله آن شب عقب افتاد. محمد ملاحي نوجوان ۱۶ ساله هم كه آن شب نزديك اسكله تركش خورد و جانش را از دست داد هم يكي از اقوامشان بودحوالي خانه ما هم آن شب خيلي موشك زدند كه خوشبختانه پدافند خوب عمل كرد و بعضيها را خنثي كرد ولي شدت حمله زياد بود. وقتي دكل و بعد خانه را زدند تجمع مردم زياد شد. من به محل و بعد به درمانگاه رفتم، پدرم گفت بروم تا ببينم نوه عمهام آنجاست يا نه. متاسفانه آنجا بود و وقتي ديدم شناختمش چون سر كلاسهايم ميآمد. خودم او را آوردمش سردخانه و بعد عروسي هم كه داشتيم كنسل شد البته خانوادهاش به صاحب عروسي ميگفتند عروسي را برگزار كنيد منتها در ميناب كه دوباره به آن حمله نشودمحمد ملاحي دو خواهر ديگر هم دارد كه يكي از آنها هم آن شب مصدوم شده است چون با هم به كنار اسكله رفته بودندطبق عادت براي تفريح رفته بودند اما حملات شروع ميشود و تركش ميخورند

پس از حمله امريكا به بندر كوهستك و هدف قرار دادن دكل مخابراتي و يك جشن عروسي در دهمين روز شهريور بحثهاي زيادي از عمليات رواني تا خطاي موشكي مطرح شد و نهايتا بررسيها نشان داد كه فاصله دكل تا خانه حدود ۱۳۶ متر بوده است. رضا كاشف، تحليلگر سياسي هم در حساب كاربري خود در شبكه اجتماعي ايكس با اشاره به اين فاصله، درباره ميزان دقت سلاحهاي هدايت شونده نوشت: «سلاحهاي هدايت شونده مورد استفاده امريكا در شرايط عادي ميتوانند دقت بسيار بالايي داشته باشند و خطاي دايرهاي محتمل برخي از اين سلاحها حدود چند متر است و حتي در شرايط اختلال GPS نيز ميزان خطا معمولا بسيار كمتر از فاصله ۱۳۶ متري عنوان شده است

خبرگزاري فارس اعلام كرد كه بررسي بقاياي بهجامانده از حمله امريكا به مراسم عروسي در كوهستك سيريك، از بهكارگيري موشك كروز دقيقزن SLAM-ER حكايت دارد؛ سلاحي مجهز به سامانه هدايت چندلايه كه حمله با آن به شهادت ۵ غيرنظامي از جمله يك كودك و مجروح شدن ۶۸ نفر انجاميد. رويترز هم دو روز پس از حمله در گزارشي نوشت كه بررسيها نشان ميدهد جنايت حمله به مراسم عروسي در كوهستك ايران، به احتمال زياد ناشي از اصابت مستقيم يك مهمات امريكايي بوده استسه نفر از اين كارشناسان تاكيد كردهاند كه اين مهمات به احتمال قريببهيقين از نوع تسليحات امريكايي بوده و موشكهاي پدافندي ايران نبوده است. آنها بر اساس شكل حفره ايجاد شده در سقف، الگوي انفجار و نوع خسارت وارد شده، احتمال اصابت مستقيم مهمات به ساختمان را بيشتر دانستند

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون