• 1405 چهارشنبه 18 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6413 -
  • 1405 چهارشنبه 18 شهريور

ادامه از صفحه اول

بده  بهش بره

ريیس جمهور، نماینده آن تفکر است و نه صاحب آن.
او خواسته‌های این تفکر را اجرا می‌کند، رهبری نمی‌کند. چهار) مهم‌ترین نکته که نمی‌دانم چرا اندیشمندان ما اصرار دارند آن را نادیده بگیرند این است که نگاه غرب و در حال حاضر آمریکا به ایران، از همان زمان شروع جنگ‌های استعماری اروپا، نگاهی ژئوپلیتیک بوده و همچنان هم هست. این نگاه هیچ‌وقت تغییر نکرده و در آن، ما طرف معامله نیستیم که حالا به قول جناب اباذری، تکه‌ای استخوان به ترامپ بدهیم و مانند آن لطیفه عامیانه «بده بهش بره» و او هم برود. برای در اختیار گرفتن این منطقه بسیار مهم ژئواستراتژیک، ابتدا پرتغالی‌ها، سپس روسیه، فرانسه ناپلئون و بریتانیا، بعد هم بریتانیا-روسیه با هم رقابت کرده‌اند. روسیه که فروپاشید، انگلستان قرارداد ۱۹۱۹ را طرح کرد و موفق که نشد، با کودتای ۱۲۹۹ احمدشاه را سرنگون و رضاشاه را به قدرت رساند. بعد هم رضاشاه را با دو خط نامه خلع کرد و پسرش را جانشین کرد. مصدق که خواست از منافع کشور دفاع کند را با کودتایی آمریکایی-انگلیسی برکنار و تا انقلاب به چپاول ادامه دادند. انقلاب هم که شد، ژئواستراتژیستی چون برژینسکی در کتاب «صفحه شطرنج بزرگ» نوشت «اگر بخواهیم چین و روسیه را کنترل کنیم، باید ایران را در اختیار بگیریم.» دقت کنید، او نمی‌گوید برای کنترل چین و روسیه با ایران معامله کنیم، بلکه می‌گوید ایران را در اختیار بگیریم. برای آنها، ایران طرف معامله نیست، طرف گفت‌وگو نیست، به قول ترامپ، ایران مال آنهاست یا به‌قول انگلستان در ماجرای ملی شدن نفت، این نفت مال آنهاست. اگر ترامپ چنین می‌گوید، به‌عنوان نماینده یک جریان فکری می‌گوید که وظیفه‌اش اجرای برنامه آن جریان فکری است. اگر اوباما به عنوان نماینده یک جریان فکری، برای کنترل ایران، برجام را پیش می‌برد، جریان فکری دیگر، راه‌کار را در مال خود کردن ایران می‌بیند، برای همین هم ترامپ برجام را لغو می‌کند و اگر بایدن ريیس‌جمهور نشده بود (به عنوان نماینده جریان فکری دیگر)، این جنگ، چهار سال زودتر آغاز شده بود. همان که دیک چنی در سال ۲۰۰۳ گفته بود «هدف ما از حمله به عراق، در اختیار گرفتن ایران است» یا تونی بلر نخست وزیر اسبق انگلستان در سال ۲۰۰۵ در توضیح اینکه چرا انگلستان در جنگ عراق مشارکت کرد جواب داد «جنگ با عراق درختی است که میوه‌هایش را در ایران می‌چینیم.»
آیا ایران می‌توانست جلوی جنگ را بگیرد یا به قول جناب اباذری تکه استخوانی جلوی‌شان بیندازد که بروند؟ گاهی بله و گاهی نه. چنان‌که از وقتی در سال ۱۹۹۶ برژینسکی گفت ایران را در اختیار بگیریم، ایران به مدت ۳۰ سال و حتی وقتی جورج بوش پسر، ایران را در محور شرارت قرار داد، به هر طریق ممکن جلوی جنگ را گرفت. ولی ترامپ نماینده و مجری جریان فکری دیگری است. همان جریان فکری که لیندسی گراهام گفته بود «حالا وقت آن است که تکلیف جنگ ۲۰۰۰ ساله با ایران را یکسره کنیم.» اینکه یکی از معتبرترین اندیشه‌ورزان کشور وقتی اینها را به او می‌گویم، جواب می‌دهد این گفته‌های آمریکايی‌ها «مزخرف» است و اگر ما مذاکره مستقیم می‌کردیم جنگ نمی‌شد، مسئله این است که ما مذاکره هم کردیم و جنگ شد. به قول وزیر خارجه عمان و همچنین مشاور امنیت ملی انگلستان، ایران حاضر بود امتیاز خیلی خوبی هم به آمریکا و ترامپ بدهد، اما باز جنگ شد. پس جناب اباذری عزیز، مشکل یک تکه استخوان نیست که بگويیم «بده بهش بره». خوشبختانه (حداقل در این بخش) جمهوری اسلامی طی این سه دهه درست عمل کرد و الا الان، در بهترین حالت وضعیت‌مان مانند عراق و ونزوئلا بود و یا در بدترین حالت، حتی ویران‌تر از لیبی. متاسفانه بخش قابل توجهی از نخبگان ما، و حتی نام‌آورترین متفکران و استادان علوم سیاسی ما، به مناسبات جهانی و جایی که ما در آن قرار داریم، بسیار ساده‌دلانه نگاه می‌کنند. کاش واقعا ترامپ اهل معامله بود، ولی به قول مارک کارنی «نخست وزیر کانادا، ترامپ توافقنامه‌ها را با مداد امضا می‌کند.» داستان این است که اگر واقعا طرف ما ترامپ بود، شاید می‌شد کار را با تکه استخوانی جمع کرد، ولی طرف ما هژمونی آسیب دیده آمریکاست و این هژمونی، به تکه استخوانی راضی نمی‌شود.

 

بازگشت فصل جديدي از درگيري‌ها در يمن

با اين وجود، حوثي‌ها يمن را با صنعا و بدون باب‌المندب دراختيار دارند و دولت در تبعيد در جنوب باب‌المندب را بدون صنعا دراختيار دارد، از اين رو مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه پيروزي طرفين بر يكديگر بيشتر جنبه تاكتيكي دارد تا استراتژيك و آينده اين كشور در هاله‌اي از ابهام و ايهام قرار دارد.
فصل جديدي از منازعه- هفته گذشته، حوثي‌ها در يك حمله غافلگيرانه و با استفاده از موج‌هاي انساني در جبهه‌هاي تعز و الحديده توانستند، مناطق و بلندي‌هاي راهبردي مهمي را در منطقه مقبنه و حيس تصرف نمايند. به نظر مي‌رسد هدف از اين اقدام ايذايي، قطع خطوط امدادي از شهر و بندر استراتژيك المخا و درنهايت سيطره بر آن مي‌باشد. كنترل بر شهر و بندر المخا، دست حوثي‌ها را براي نظارت بر تنگه باب‌المندب باز نگه مي‌دارد، مزيت استراتژيكي كه حوثي‌ها در اوايل سال 2017 آن را از دست دادند، زيرا در آن زمان نيروهاي ائتلاف عربي موفق به تصرف اين شهر شدند. امروز بيش از پيش، اين باور احساس مي‌شود كه ايالات‌متحده امريكا درصدد خلق واقعيت‌هاي ژئوپليتيكي جديدي در يمن است، مشابه آنچه كه در سوريه و لبنان در خلال دو سال گذشته رخ داد. جنگ و تنش‌هاي اخير در منطقه و نقش واشنگتن در تصميمات سياسي بازيگران منطقه‌اي، ممكن است رياض و ابوظبي را به سمت حداقل يك اجماع مقطعي سوق دهد كه براساس آن اولويت‌ها معطوف به تصرف صنعا يا دست‌كم تصرف مناطق استراتژيك در ساحل غربي يمن يا جبهات مأرب و الجوف شود كه از طريق آن حوثي‌ها را از معادلات باب‌المندب دور نگه دارند. نيروهاي حكومت صنعا با درك اين واقعيت، تصميم به باز كردن جبهه‌هاي تعز و الحديده گرفتند، جبهه‌هايي كه بعد از سال‌ها سكون و ركون امروز به يكي از چند كانون درگيري در يمن تبديل شده است. تنها چند ساعت بعد از پيشروي برق‌آساي حوثي‌ها، نيروهاي دولت در تبعيد و متحدان محلي آن توانستند بخشي از مناطق از دست رفته خصوصا در جبهه الحديده را بازپس‌گيري نمايند و درگيري‌ها تا اين لحظه همچنان ادامه دارد. رسانه‌هاي وابسته به طرفين درگير، با بزرگنمايي و خلق مبالغه‌هاي رسانه‌اي مدعي پيروزي بر طرف مقابل هستند، اما واقعيت موجود در ميدان بيشتر دلالت بر اين امر دارد كه مناطق مذكور اغلب بين طرفين دست به دست مي‌شود و با قاطعيت نمي‌توان گفت كه در حال حاضر حكومت در تبعيد عزم جدي براي پيشروي و تصرف مناطق جديد وجود دارد. غياب جدي جنگنده‌هاي عربستان‌سعودي از آسمان يمن فقدان صف‌آرايي و توزيع نيروهاي نظامي در جبهه‌ها بيشتر دلالت بر اين امر دارد كه طرفين در وهله نخست درگيري قرار دارند و قبل از اخذ تصميم نظامي نهايي درصدد هستند تا قدرت حملات و ضدحملات طرف مقابل و توانايي آنان در دفاع از مواضع يا دفع حملات را بسنجند. درگيري‌هاي فعلي حداقل براي دولت تبعيد يك عرصه براي سنجش آمادگي‌هاي نظامي براي تصرف شهر استراتژيك الحديده مي‌باشد. اما اين جنگ براي حوثي‌ها به مثابه يك عنصر بازدارنده عمل مي‌كند، خصوصا در صورت تثبيت مواضع تصرف شده و پيشروي به سوي شهر المخاء، صنعا مي‌تواند از برگ برنده باب‌المندب در صورت هرگونه تشديد تنش استفاده نمايد. اكوسيستم ژئوپليتيكي پيچيده يمن گزينه‌ها را براي طرفين منازعه محدود كرده است. پيشروي نيروهاي ائتلاف عربي به سوي نوار ساحل غربي يمن محتمل‌تر و مقدورتر از تصرف صنعا و سوق دادن درگيري‌ به مناطق سنتي حوثي‌ها در صعده است. اما براي دستيابي به اين مهم، يك اجماع منطقه‌اي ميان كشورهاي عربي منطقه خصوصا امارات و عربستان احساس مي‌شود كه با بهره‌برداري از كمك‌هاي اطلاعاتي و لجستيكي، معادلات جنگ يمن را به سود خود تغيير دهند. اين قاعده در رابطه با حكومت صنعا صدق نمي‌كند، زيرا بازدارندگي در برابر حملات از گشايش همزمان چند جبهه و پيشروي در آنها، از اولويت بيشتري برخوردار است. تلاش براي محاصره و تصرف شهر ساحلي المخاء بيشتر با هدف استفاده از كارت بازي باب‌المندب است تا از طريق آن، هزينه‌هاي ريسك عمليات نظامي براي عربستان و نيروهاي تحت‌الحمايه آن را افزايش دهند.
كارشناس ارشد جهان عرب

 

يمن؛ گرانيگاه ژئوپليتيكي تاريخ ايران

تعدادي جنگجو به فرماندهي سپهسالار «وهرز ديلمي» با او فرستاد كه از راه دريا در يمن فرود آيند. يمن از اين پس جزيي از حاكميت ايران به شمار آمد. استاد عبدالحسين زرين‌كوب مي‌گويد در دوره ساسانيان كه جنگ‌هاي ايران و روم به اوج شدت رسيده بود و روميان مجال يافته ‌بودند با استفاده از زنگيانِ دست‌نشانده خود بر يمن استيلا يابند، بيشتر از هر زماني شدت و عمق رابطه ايرانيان و كشور هاماوران آشكار گرديد.  درست مانند امروز كه رشته‌هاي پيوند عميق انساني و تاريخي ايران و يمن بار ديگر به جنبش درآمده است. يمن امروز در معرض حمله‌ها و آسيب‌هاي معركه‌داران روم و زنگ است. چنان‌كه گزارش‌ها حكايت مي‌كنند، در روزهاي گذشته جنگ يمن پس از چند سال ركود دوباره وارد مرحله درگيري‌هاي زميني شده است. نيروهاي مخالف حوثي‌ها با يك عمليات گسترده، الشارجه و مناطق غرب تعز را مورد حمله قرار دادند. حوثي‌ها نيز در واكنش، حملات موشكي به مناطق غرب تعز انجام دادند. در جبهه ساحلي، نيروهاي وابسته به ائتلاف ضديمني كنترل شهرستان حيس را در دست گرفته و به سمت جنوب الحديده و مواضع حوثي‌ها در الجراحي پيشروي كردند؛ با اين حال، خبر تصرف كامل الجراحي هنوز تاييد نشده است. گفته مي‌شود در محور الجوف نيز نيروهاي وابسته به ائتلاف بخش‌هاي مهم پادگان راهبردي اللبنات و مناطق اطراف آن را دراختيار گرفته و به سمت ورودي‌هاي شرقي شهر الحزم پيشروي كرده‌اند. در استان البيضا هم چند نقطه راهبردي به تصرف اين نيروها درآمده است. در مجموع، نيروهاي مخالف حوثي‌ها در چند جبهه ابتكار عمل را به دست گرفته‌اند، هر چند هنوز نمي‌توان اين تحولات را دستاوردهاي راهبردي و تثبيت ‌شده دانست. اما سي‌ان‌ان خبر داده است كه نيروهاي ائتلاف تصميم بدي براي يمن گرفته‌اند. در چنين وضعيتي، نشستن و دست روي دست گذاشتن، در واقع چشم پوشيدن بر تاريخي از روابط چندهزار ساله ميان ايران و يمن است. يمن در تمامي دور‌ه‌هاي تاريخ گرانيگاه اقتصاد، بازرگاني و ژئوپليتيك ايران بوده است. تاريخ نشان داده است كه جلوه‌گاه رخ او ديده من تنها نيست؛ اسطوره‌هاي باستاني تا هخامنشيان و اشكانيان و ساسانيان هم اين آينه مي‌گردانند. امروز، درست مانند دوران ساسانيان، اين رشته‌ها و پيوندهاي عميق تاريخي بار ديگر آشكار و نمايان شده است. حمايت از يمن و جلوگيري از حملات به مردم رنج‌ديده آن چه از دريچه ديپلماسي و چه از هر شيوه لازم نه تنها وظيفه‌اي ژئوپليتيكي كه رسالتي تاريخي براي ايران و ايرانيان است.

 

 

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون