زیر پوست حوادث
مرگ مشكوك مرد ۶۰ ساله در تهران
پرونده مرگ مشكوك مردي ۶۰ ساله در جنوب تهران، پس از تحقيقات تخصصي كارآگاهان پليس آگاهي به يك جنايت خانوادگي منجر شد؛ دو فرزند مقتول كه با طرح قبلي و استفاده از مواد سمي موجب مرگ پدر خود شده بودند، شناسايي و دستگير شدند.اوايل خرداد ماه سال جاري، خبر فوت مشكوك مردي ۶۰ ساله در يكي از محلههاي جنوب تهران به مركز فوريتهاي پليسي ۱۱۰ اعلام شد.با حضور ماموران كلانتري در محل، بررسيهاي اوليه هيچ نشانهاي از ضرب و جرح يا شكستگي را روي جسد نشان نداد؛ به همين دليل جسد براي مشخص شدن علت دقيق فوت به پزشكي قانوني منتقل شد.پس از ارجاع پرونده به اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ، كارآگاهان تحقيقات تخصصي خود را براي كشف ابعاد پنهان اين مرگ آغاز كردند.بررسيهاي ميداني و تحقيقات انجام شده نشان داد متوفي در مدت اخير قصد ازدواج مجدد داشته و همين موضوع موجب شكلگيري اختلافات شديد ميان او و فرزندانش شده بود.كارآگاهان با تمركز بر اعضاي خانواده و انجام تحقيقات فني و تخصصي، به تناقضهايي در اظهارات فرزندان مقتول برخوردند.با ادامه تحقيقات و ارايه مستندات پليسي، سرانجام پرده از واقعيت برداشته شد و يكي از فرزندان به نقش خود و برادرش در مرگ پدر اعتراف كرد.براساس اعترافات متهم، اختلافات خانوادگي، مخالفت با ازدواج مجدد پدر و نگراني درباره انتقال اموال و داراييها، از انگيزههاي اصلي اين جنايت بوده است.اين متهم اقرار كرد كه به همراه برادرش و با طرح قبلي، با استفاده از مواد سمي موجب مسموميت و مرگ پدر خود شدهاند.با اعتراف صريح متهمان به ارتكاب جرم، پرونده براي طي مراحل قانوني و صدور حكم به مراجع قضايي ارجاع شد.مرتضي نثاري، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ همچنين با اشاره به روند كشف اين پرونده گفت: «پليس با اشراف اطلاعاتي و بهرهگيري از روشهاي علمي و تخصصي، حتي در پروندههايي كه در ابتدا مرگ طبيعي به نظر ميرسند، موضوع را با دقت بررسي كرده و تا كشف حقيقت و اجراي عدالت به تحقيقات ادامه خواهد داد.»
جنايت به دليل عصبانيت از راننده در حال آموزش
فرمانده انتظامي كرج از دستگيري قاتل ۴۵ ساله در كمتر از ۲۴ ساعت خبر داد و گفت: «متهم به دليل عصبانيت از نحوه حركت خودروي آموزش رانندگي، با متوقف كردن و ايراد درگيري و هل دادن راننده مسن در حال آموزش، او را به جدول كنار خيابان كوبيد كه بر اثر شدت ضربه به سر، مرد ۶۴ ساله پس از چند ساعت فوت كرد.»پيمان گودرزي در تشريح اين حادثه گفت: «ماموران كلانتري ۲۵ محمدشهر بلافاصله پس از دريافت گزارش حادثه در محل حاضر شده و با بررسي صحنه قتل، هويت راننده ۲۰۶ را شناسايي و در كمتر از ۲۴ ساعت او را دستگير كردند.»اين مقام انتظامي همچنين با اشاره به اينكه متهم با تشكيل پرونده به مراجع قضايي معرفي شد با هشدار به رانندگان تاكيد كرد: «يك لحظه عصبانيت غيرقابل كنترل، ميتواند به قيمت جان يك انسان تمام شود، پس صبوري و مدارا در رانندگي را جايگزين پرخاشگري كنيد و هرگونه تنش را بدون درگيري مستقيم، به پليس ۱۱۰ گزارش دهيد.»
دستگيري سارقي كه قبلا قاتل بود
پرونده سرقت خشن از يك پزشك ميانسال كه با ترفند اجاره آپارتمان در دام چهار مرد نقابدار و يك دختر جوان افتاده بود، با دستگيري سه نفر از اعضاي اين شبكه وارد مرحله تازهاي شد.اوايل تير ماه امسال، پزشك ميانسالي با پليس تماس گرفت و از حمله بيرحمانه سارقان به خانهاش خبر داد. با حضور ماموران در محل، او كه به شدت مجروح شده بود به بيمارستان منتقل شد. پزشك قرباني در تحقيقات گفت: «براي اجاره آپارتمان نوسازم آگهي داده بودم. دختر جواني تماس گرفت و براي بازديد خانه با او قرار گذاشتم، اما به محض ورود به آپارتمان، چهار مرد نقابدار روي سرم ريختند و پس از كتككاري، كيف حاوي دلارهايم را سرقت كردند.»كارآگاهان پليس آگاهي تهران با بررسي دوربينهاي مداربسته و رديابي شماره تلفن دختر جوان، او را بازداشت كردند. متهم پس از انكار اوليه، لب به اعتراف گشود و ادعا كرد: «چندي قبل با پسري آشنا شدم و قرار بود به خواستگاريام بيايد. او از آگهي پزشك باخبر شد و از من خواست نقش طعمه را بازي كنم. وقتي مخالفت كردم، تهديد كرد عكسهاي خصوصيام را پخش ميكند. من فقط پزشك را به خانه كشاندم و سرقت توسط اين پسر و همدستانش انجام شد.»در ادامه تحقيقات، ماموران پليس چند روز قبل موفق شدند دو عضو ديگر اين باند را در منطقه سرآسياب ملارد شناسايي و دستگير كنند. يكي از متهمان دستگيرشده كه سابقهدار است، در بازجوييها گفت: «سال ۹۲ مرتكب قتل شدم و بعد از ۸ سال با رضايت اوليايدم از قصاص نجات يافتم. در زندان با سردسته اين باند آشنا شده بودم. او چند روز قبل از حادثه ادعا كرد اين پزشك براي دختر مورد علاقهاش مزاحمت ايجاد كرده و از ما خواست او را گوشمالي دهيم. ما فقط پزشك را كتك زديم و بيرون آمديم و از سرقت دلارها بيخبريم! تازه متوجه شديم آن دختر نه قرباني مزاحمت، بلكه از بستگان نزديك سردسته اين باند بوده و او به ما دروغ گفته است.»