• 1405 پنج‌شنبه 19 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6414 -
  • 1405 پنج‌شنبه 19 شهريور

مهاجرت آري مهاجرت نه

اسدالله امرايي

«سفر به سرزمين فرشتگان» اثر داريوش مهرجويي، كارگردان و نويسنده فقيد كشورمان، در نشر ثالث منتشر شده. اين كتاب سومين رمان مهرجويي است. نويسنده در اين كتاب همچنان بر مسائل اجتماعي و انساني تمركز دارد و داستان زندگي زوج جواني به نام‌هاي كسري آريا و سيما را روايت مي‌كند.
داستان رمان حول زندگي كسري آريا، مردي تحصيلكرده در رشته كامپيوتر و همسرش سيما مي‌گذرد كه در رشته موسيقي تحصيل كرده است. آنها در ابتداي زندگي مشترك خود با مشكلات مالي مواجه هستند. يك روز، از طريق ايميلي متوجه مي‌شوند كه برنده جايزه‌اي هشت ميليون دلاري شده‌اند، اما براي دريافت اين جايزه بايد به لس‌آنجلس بروند. به همين دليل، آنها تمام دارايي‌هاي خود را مي‌فروشند و به امريكا مهاجرت مي‌كنند. اما در لس‌آنجلس با چالش‌هاي جديدي روبه‌رو مي‌شوند كه تصوير واقعي مهاجرت و زندگي در غرب را به نمايش مي‌گذارد. رمان «سفر به سرزمين فرشتگان» با ساختاري چندصدايي روايت مي‌شود. داستان از ديدگاه سه راوي (مرد، زن و قصه‌گو) بيان مي‌شود كه اين تكنيك به نويسنده اين امكان را مي‌دهد كه ديدگاه‌هاي مختلف شخصيت‌ها را به تصوير بكشد و پيچيدگي‌هاي دروني آنها را نمايان كند. اين ساختار به‌ويژه در نمايش تضاد بين روياهاي آرمان‌گرايانه و واقعيت‌هاي تلخ زندگي بسيار موثر است. مهرجويي در اين رمان به بررسي موضوعات مهاجرت، روياهاي جوانان، تضاد ميان آرمان‌گرايي و واقع‌گرايي و چالش‌هاي زندگي در غرب مي‌پردازد. او در اين اثر به نقد وضعيت اجتماعي و اقتصادي جامعه ايران و تصويرسازي از زندگي در كشورهاي غربي پرداخته و دغدغه‌هاي انساني و اجتماعي خود را در قالب داستاني دراماتيك به نمايش مي‌گذارد.
«سفر به سرزمين فرشتگان» به عنوان يك رمان اجتماعي و دراماتيك، جايگاه ويژه‌اي در ادبيات معاصر ايران دارد. اين اثر با پرداختن به موضوعات مهاجرت و چالش‌هاي زندگي در غرب، تصويري واقع‌گرايانه از زندگي مهاجران ايراني ارايه مي‌دهد. رمان همچنين به نقد وضعيت اجتماعي و اقتصادي جامعه ايران پرداخته و دغدغه‌هاي نسل جوان را به تصوير مي‌كشد. رمان سه راوي دارد، مرد، زن و قصه‌گو. آنها روايت روياهاي شيرين دو جوان تحصيلكرده و با استعداد را به‌صورتي دراماتيك به تصوير مي‌كشند، تصويري از رويارويي روياهاي رنگارنگ با تيرگي واقعيت‌هاي تلخ، گويي توان انسان براي غرق شدن در رويا و تحمل سختي حدي نمي‌شناسد: آن روز كه آن حادثه رخ داد و همه زندگي ما را پاك زيروزبر كرد، از اولش معلوم بود كه روز شومي است. صبح درِ مغازه‌ام كه يكي از همين كركره‌هاي چين‌دار ظاهرا آهني است، منتها كوچك‌تر به اندازه دهنه زيرپله‌ها، گير كرده بود و باز نمي‌شد... قفل هم گير كرده بود و نشان مي‌داد كه ديشب كسي باهاش وررفته؛ با هزار بدبختي باز شد و بعد خود درِ كركره‌اي كه يك جاش رفته بود تو، يك جاش ورقلمبيده بود و درست رو هم چفت نمي‌شدند؛ تا اينكه يكي از همين كاسب‌كارها به دادم رسيد و با چكش و گازانبر و اين چيزها افتاد به ‌جانش و خلاصه راهش آورد. دستش درد نكند. بعد هنوز راه نيفتاده بوديم كه مامور ماليات سر رسيد و كلي سرمان را خورد و چانه زد و حساب‌ها را بالا، پايين كرد و مبلغ قابل توجهي ما را دوشيد و رفت... بعد يك مشتري عوضي پيداش شد كه مي‌خواست آي‌پدي را كه دو هفته پيش خريده بود و باهاش هزارجور وررفته و بازي كرده بود، پس بدهد و پولش را تمام و كمال بگيرد... و هيچ زير بار نمي‌رفت كه بايد وجوهاتي ازش كم بشود، چون ديگر دست‌دوم حساب مي‌شود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون