ادامه از صفحه اول
حضور توسعه پايدار در بطن تجارت جهاني
همچنين تجزيه و تحليل رفتار تجارت بينالملل كشورهاي در حال توسعه يا كمتر توسعه يافته را در سياستها و مواضع كشور در مورد چشمانداز كشورهاي آتي به تصوير ميكشد.
در فرآيند توسعه پيچيدگيهايي وجود دارد از جمله جنبههاي مختلف فرآيند توسعه كه توسط بسياري از محققان هم به عنوان غايت و هم به عنوان هدف اصلي شناسايي شده، حضور در عرصههاي بينالمللي براي تجارت است.
كميته جهاني توسعه و محيط يا همان كميسيون بروندلند تعريف جامعي از توسعه پايدار ارايه ميدهد كه بنا بر آن جامعه بشريت توانايي اجراي اصول توسعه پايدار را فقط در صورتي دارد كه بتواند تضمين كند بدون به خطر افتادن تواناييهايي كه منابع جهاني براي استفاده نسلهاي آينده جهت تامين نيازهايشان فراهم ميآورد، نيازهاي حال را برآورده كند. لذا از اين حيث لازم است، اشاره كنيم به مراقبت و نگهداري از محيط زيست براي نسلهاي آينده، كاهش فقر در جهان و توانمندسازي افراد فقير كه همه اين رويكردها رشد اقتصادي را امري حياتي ميدانند و جزو فرآيند توسعه است، در حالي كه تاكيد ميكند كه توسعه چيزي بيش از رشد است.
رشد درآمد واقعي اصل مهمي براي گسترش، توسعه، و آزادي است، اما هدف نهايي نيست.ابزار و اهداف فرآيند توسعه نبايد اشتباه گرفته شود. علاوه بر اين، همبستگي بين سطح درآمد و كيفيت زندگي انسانها يكنواخت نيست و بهبود وضعيت زندگي بدون نياز به رشد قابل توجه در درآمد واقعي امكانپذير نيست.
در نهايت توسعه در مورد گسترش فرصتهاي انتخاب براي زندگي افراد است كه دلايل زيادي براي ارزشگذاري دارند. ارتباط نزديك با اين تعريف گسترده از توسعه، اهميت كاهش فقر در كشورهاست، در فرآيند توسعه تخمين زده ميشود (مبنا گزارش بانك جهاني) كه از 8 ميليارد نفر جمعيت جهان، 3 ميليارد نفر با كمتر از 2 دلار در روز زندگي ميكنند.محروميت همچنين با سطوح پايين آموزش و سلامت، همراه است و هدف اصلي از بين بردن فقر اين است كه افراد فقير بتوانند كنترل بيشتري بر سرنوشت خود داشته باشند. اين «توانمندسازي» به معناي «گسترش داراييها و قابليتهاي افراد فقير براي مشاركتهاي آتي جامعه است» و توانمندسازي مستلزم آن است كه افراد به اطلاعات دسترسي داشته باشند و در تصميماتي كه تاثيرگذار است، مشاركت داشته باشند.
در جمعبندي توسعه جهاني و تجارت پايدار لازم است، اين نكته را مهم بدانيم كه رشد براي توسعه مهم است، يك سيستم آموزشي خوب، يك رژيم غذايي سالم، آب سالم و خدمات بهداشتي خوب، همگي نيازمند اقتصاد توانمند و با ثبات هستند كه بر پايه تجارت جهاني حاصل ميشود.منابع رشد اقتصادي ميتواند منابع لازم براي مقابله با اين چالشهاي توسعه را ايجاد كند و ارتباط بين توسعه انساني و در دسترس بودن منابع اقتصادي بسيار ممزوج است و بايد اين رابطه معنادار هدفمند شكل يابد تا در مسير توسعه قرار گيريم. وابستگي متقابل توسعه انساني و توسعه اقتصادي نيز نشان ميدهد كه توسعه انساني بعيد است در مواجهه با ركودهاي اقتصادي پايدار بماند. حال آنكه رشد اقتصادي توسط دو نيروي اصلي هدايت ميشود: يافتن راههاي جديد و بهتر براي ايجاد اقتصاد پايدار و بهتر براي استفاده از منابع موجود و توليد منابع مولد جديد از طريق سرمايهگذاري. سرمايهگذاريها و كمكهاي خارجي نقش مهمي در استراتژي توسعه ايفا ميكند و پيشنياز توسعه برنامهريزي شده و مبتني بر سرمايهگذاري، پرداختن به تجارت جهاني پايدار است.
دكتري كسب و كار حرفهاي DBA
مردم؛ پشتوانه اقتدار ملی
بنابراین مدیریت بحران باید همزمان دو مسیر را دنبال کند: مقابله با فشار خارجی و اصلاح ضعفهای داخلی.
منافع ملی؛ معیار تصمیمهای بزرگ- در شرایط حساس، اختلاف سیاسی طبیعی است، اما منافع ملی نباید قربانی رقابتهای سیاسی و جناحی شود. مذاکره، توافق، تعامل اقتصادی و دیپلماسی، هدف نیستند؛ ابزار تامین منافع ملیاند. هر تصمیمی در سیاست خارجی و اقتصاد باید با یک معیار روشن سنجیده شود: آیا این تصمیم قدرت ایران را افزایش میدهد و فشار را از زندگی مردم کم میکند؟ اگر تعامل و توافق بتواند راه تولید و تجارت را باز کند، سرمایهگذاری را افزایش دهد و از فشار اقتصادی بر مردم بکاهد، باید با معیار منافع ملی درباره آن قضاوت کرد.
دولت قوی، جامعه قوی- اقتدار پایدار با فاصله گرفتن دولت از جامعه به دست نمیآید؛ با اعتمادسازی و مشارکت دادن جامعه ساخته میشود. احزاب، تشکلهای اقتصادی، اصناف، بخش خصوصی، دانشگاهیان و سازمانهای مردمنهاد باید بخشی از فرآیند گفتوگو و حل مساله باشند. جامعه فقط مخاطب سیاستهای دولت نیست؛ یکی از ظرفیتهای اصلی حل مسائل کشور است. ایران قوی یعنی دولتی توانمند، اقتصادی تابآور و مردمی امیدوار.
درنهایت، رابطه روشن است:- منافع ملی، قطبنمای تصمیمهاست؛ اعتماد مردم، سرمایه اقتدار است؛ تابآوری اقتصادی، پشتوانه آن و اقتدار ملی، محصول پیوند این سه.
امروز بیش از همیشه باید میان دولت و ملت یک قرارداد روشن شکل بگیرد: دولت برای افزایش توان مردم تلاش کند و مردم نیز با اعتماد و مشارکت، پشتوانه قدرت ملی باشند.
زیرا اقتدار واقعی آنجاست که قدرت کشور پشتوانه زندگی مردم باشد و زندگی مردم پشتوانه قدرت کشور.