يادي از نويسنده و مولويشناس به مناسبت سالروز درگذشتش
جامعه ادبي، قرباني سرقت دستنوشتههاي زرينكوب
محمد سپيدي|براي اهالي ادبيات، عبارت «سرقت ادبي» معناي روشني دارد. آنچه اين عبارت بر آن دلالت ميكند، نظر به نمونههاي تاريخي آن، اقدام به انتشار كل يا بخشي از اثر نويسندهاي، شاعري، نمايشنامهنويسي، فيلمنامهنويسي، منتقدي، پژوهشگري، روزنامهنويسي و ... به نام خود. اما نمونهاي كه زندهياد عبدالحسين زرينكوب با آن روبهرو شده بود، فراتر از اين، سرقت فيزيكي اثرش و ربودن دستنوشتههاي آن بود.
عبدالحسين زرينكوب، در قلمرو فرهنگ ايراني و زبان فارسي، نامي آشناست. اين اديب، تاريخنگار، منتقد ادبي و نويسنده ايراني كه 27 سال پيش به روز 24 شهريور 1378 در 77 سالگي از دنيا رفت، آثار معروفي در تاريخ ايران، تاريخ ادبيات پارسي و نيز تاريخ اسلام از خود به جا گذاشته است. او كه بيش از چهار دهه در دانشگاه تهران، ادبيات پارسي، تاريخ اسلام و تاريخ ايران را تدريس كرد، از متخصصان آثار جلالالدين رومي يا همان مولوي بود. در كارنامه بلندبالاي تاليفات زرينكوب آثار ارزندهاي در زمينه تصوف و عرفان ديده ميشود كه از آن جمله ميتوان به «ارزش ميراث صوفيه»، «جستوجو در تصوف ايران»، «سرّ ني/ نقد و شرح تحليلي و تطبيقي مثنوي»، «فرار از مدرسه/ درباره زندگي و انديشه امام غزالي»، «پلهپله تا ملاقات خدا/ درباره زندگي، انديشه و سلوك مولانا جلالالدين رومي»، «بحر در كوزه/ نقد و تفسير قصهها و تمثيلهاي مثنوي» و... اشاره كرد. وقتي به فهرست آثار زرينكوب در زمينه عرفان و تصوف نگاه ميكنيم، كتاب ديگري هم ميبينيم و آن «نردبان شكسته» است؛ كتابي با عنوان فرعي «تفسير مثنوي معنوي مولانا، دفتر اول و دوم». در توضيح تكميلي درباره «نردبان شكسته» معمولا يادآوري ميشود كه اين اثر بخشي از كتاب گمشده «نردبان آسمان» است. با اين حال موضوع فراتر از گم شدنِ صِرف و مربوط به سرقتي علني دستنوشتههاي اين كتاب اررزشمند برميگردد. ديروز، سهشنبه 24 شهريور، بهاالدين خرمشاهي، مترجم، فرهنگنويس و استاد دانشگاه در يادداشتي كه ايسنا منتشر كرد، توضيحاتي در اين باره داد كه در ادامه ميخوانيد:
«در همين حوزه مولويشناسي، استاد شش دفتر مثنوي را تحت عنوان «نردبان آسمان» (برگرفته از بيت معروف مولوي) شرح كرده بودند. متاسفانه دستنويس اين اثر عظيم به طرزي مرموز و خائنانه به سرقت رفت. سارقان براي بازگرداندن اثر، تقاضاي پول هنگفتي (حقالسكوت) كردند. استاد زرينكوب با صلابت اعلام كردند كه چنين مبلغي ندارند و يادآور شدند كه سارق هرگز نميتواند آن را به نام خود يا ديگري چاپ كند، چراكه قلم و سبك زرينكوب براي همگان شناخته شده است و از اين سرقت تنها جامعه ادبي متضرر ميشود. با اين حال، استاد بعدها با بهرهگيري از يادداشتهاي باقيمانده، حدود يكسوم تا نصف آن را بازسازي كردند كه با نام «نردبان شكسته» منتشر شد.»