رمان «تيركها چهارگوش بودند» اثر لوران سيه منتشر شد
اندازهگيري عواطف در 90 دقيقه
گروه هنر و ادبيات|رمان «تيركها چهارگوش بودند» اثر لوران سيه از سوي نشر افق منتشر شد. به گزارش گروه هنر و ادبيات، اين رمان اگر چه با فوتبال پيوند دارد اما نميتوان آن را اثري به تمامي فوتبالي دانست، چرا كه فوتبال بيشتر آغازگاهي است براي روايت ماجراهايي از بخشهاي مختلف زندگي، از كودكي وخانواده تا دريغهايي كه شخصيت اصلي داستان با آنها روبهرو ميشود. «تيركها چهارگوش بودند» اولين رمان نويسندهاش بود كه در سال 2018 در زبان اصلي منتشر شد. حالا بعد از 8 سال نشر افق آن را با ترجمه ابوالفضلاللهدادي راهي بازار كتاب كرده است. سيه اين رمان را بازگشت خود در 50 سالگي به دو علاقه بنيادي زندگياش يعني فوتبال و ادبيات برميشمارد. علايقي كه ميگويد از كودكي در او بوده و سالها او آنها را با خود حمل كرده است. در معرفي «تيركها چهارگوش بودند» آمده است: « ۱۲ مه ۱۹۷۶، گلاسگو. سناتين در فينال جام باشگاههاي اروپا مقابل بايرن مونيخ بازي ميكند. براي بيشتر فرانسويهايي كه پاي تلويزيون نشستهاند، مسابقهاي تاريخي است؛ براي نيكولا، نوجوان سيزدهساله رمان «تيركها چهارگوش بودند» لوران سيه، چيزي نزديكتر به مساله بقاست. مادرش رفته، پدرش زندگي تازهاي ساخته و خانوادهاي كه بايد پناه او باشد ديگر شكل سابقش را ندارد. نيكولا جاي خالي آن خانواده را با تيم فوتبال سناتين پر كرده است. وقتي بازيكنان وارد زمين ميشوند، او فقط منتظر پيروزي يك تيم نيست؛ منتظر است چيزي در جهانش بالاخره درست از آب دربيايد. سيه نخستين رمانش را بر يكي از مشهورترين شكستهاي تاريخ فوتبال فرانسه بنا ميكند. دو ضربه سناتين در فينال گلاسگو به تيركهايي خوردند كه مقطع مربع داشتند و بعدها همين «تيركهاي چهارگوش» وارد حافظه جمعي فوتبال فرانسه شدند: تصويري از فاصله ناچيز ميان پيروزي و شكست و از وسوسه هميشگي پرسيدن اينكه اگر شرايط فقط اندكي متفاوت بود چه ميشد. اما رمان از اين خاطره ورزشي براي نوستالژي ساده استفاده نميكند. مسابقه به الگويي براي زندگي نيكولا تبديل ميشود؛ زندگياي كه در آن نيز بسياري چيزها فقط چند سانتيمتر با آنچه ميتوانستند باشند، فاصله دارند. ساختار كتاب بر رفتوآمد ميان بازي و زندگي نوجوان بنا شده است. گزارش مرحلهبهمرحله مسابقه با خاطرات مدرسه، دوستان، نخستين هيجانهاي عاطفي و بهخصوص فروپاشي خانواده درهم ميآميزد. در نتيجه هرچه فشار مسابقه بيشتر ميشود، گذشته نيكولا نيز وزن بيشتري پيدا ميكند. فوتبال اينجا نه پسزمينه داستان، بلكه دستگاه اندازهگيري عواطف شخصيت است: اضطراب، اميد، خشم و ميل به تعلق همگي در ريتم همان 90 دقيقه شدت ميگيرند.»