هفت خان جنگ با ترامپ
حميد روشنايي
كلمه هفت در فرهنگ ايران زمين از اهميت و پيچيدگي خاصي برخوردار است. هفت آسمان، هفت اقليم، هفت طبقه جهنم، هفت شهر عشق... اينها بخشي از نقل قولهايي است كه از نياكانمان به ما رسيده و در داستانها و واقعيتهاي زندگي ما نقش گرفته است. داستان هفت خان رستم هم بخشي از اين داستانهاست كه با اسطورهها كامل شده و هفت مرحله از زندگي را بيان ميكند. گاهي واقعيتهاي زندگي نيز بيرون از داستان اين اساطير نيستند كه به صورت هفت مرحله در آمدهاند. دشمني امريكا و رژيم صهيونيستي با مردم ايران، با پيروزي انقلاب اسلامي به اوج رسيد. سالهاست كه ايران در تحريم بهسر برده و موضوعات مختلفي به اين دشمنيها افزوده است. اما ورود ترامپ به صحنه سياسي امريكا، تنش بين دو كشور را افزود و موجب شد كه دو جنگ شكل بگيرد. شروع و ادامه اقدامات ترامپ عليه كشورمان را ميتوان در 7 مرحله بيان كرد:
اولين مرحله، خروج ترامپ از برجام بود. وي كه گمان ميكرد ايران را مجبور به توافقي جديد و گرفتن امتيازات زيادي خواهد كرد، متن توافقي كه به امضاي 5 كشور ديگر و ايران رسيده بود را پاره کرده و اجازه بهرهبرداري از توافقات صورت گرفته را به هيچكدام از طرفين برجام نداد.
دومين مرحله، شهادت شهيد سليماني بود. سردار سليماني پيشاني قدرت نظامي و سياسي ايران بود كه سالها با داعش و رژيم صهيونيستي در كشورهاي مختلف جنگيده بود. با كشتن وي، ترامپ رسما به جمهوري اسلامي اعلان جنگ داد.
مرحله سوم، حمايت همهجانبه از رژيم صهيونيستي در جنگ عليه ايران و بمباران تاسيسات هستهاي براي نابودي توان غنيسازي اتمي ما بود. وي ميخواست ضربه شستي را در داخل ايران، به دولت و مسوولان كشورمان بدهد.
خان چهارم، شهادت بالاترين مقام سياسي و مذهبي كشورمان يعني رهبر انقلاب بود كه خود آغاز جنگ ۴۰ روزه را رقم زد. اين اقدام كه خلاف قوانين بينالملل و به صورت تجاوزكارانه بود.
با توهم و تصور حمايت ازسوي مردم ايران و شروع آشوبهاي داخلي صورت گرفت و ضربه سنگيني به نظام قلمداد گرديد.
خان پنجم شهادت فرماندهان، مقامات ارشد كشور، كودكان و مردم بيگناه بود. امريكا تجربه كشتار غيرنظاميان را در كشورهاي ديگر و جنگهايي مانند ويتنام، عراق و افغانستان داشته است. حمله به مدرسه ميناب و ورزشگاه لامرد به صورت تصادفي و اتفاقي نبود و با برنامه صورت گرفت. هدف از آن نيز ايجاد رعب و وحشت در بين مردم بود.
خان ششم تفاهمنامه اسلامآباد بود. اگرچه به نظر ميرسيد ترامپ به دنبال يك تفاهم خوب با ايران ميباشد اما واقعيت آن بود كه وي تصور ميكرد با يك بازي سياسي ميتواند هم تنگه هرمز را باز كند و هم به تعهداتش عمل ننمايد. متن يكطرفه تفاهمنامه و امتيازات زيادي كه به ايران داده شد، نشان ميداد قرار نبوده اين سند به اجرا درآيد بلكه پس از باز شدن تنگه هرمز، همانند تمام توافقاتي كه رژيم صهيونيستي تاكنون انجام داده، ترامپ ميخواست مرحله به مرحله آن را زيرپا بگذارد.
و خان هفتم كه سختترين مرحله براي مردم ايران است، محاصره دريايي و هوايي ميباشد كه در آن تابآوري ملت ايران به امتحان گذاشته شده است. در اين مقطع كه هم جنگ و هم مذاكرات به بنبست رسيده، قرار است با تبليغات فراوان و با تحت فشار قرار دادن اقتصاد ايران و ايجاد تحريمهاي گسترده، زمينه بازگشت همه اتفاقات را رقم بزند. يعني اگر ديدند كه مردم ديگر توان ايستادگي ندارند هم حمله نمايند و هم قراردادي سخت را به كشور تحميل نمايند.
اميد است با پايان يافتن اين مرحله، جنگ به پايان برسد و ترامپ كه خود هماكنون در مصايب بسياري مانند انتخابات مياندورهاي كنگره، قيمت روبه رشد گازوييل و بنزين، تورم و انتقادات مردم و مخالفان وي گرفتار است، به اين نتيجه برسد كه بهترين راهحل بازگشت به تفاهم و قبول تعهدات اسلامآباد است. اما نبايد فراموش كنيم كه خان هشتمي نيز وجود دارد كه همان چاه شغادان است. چاهي كه تندروها و افراد منافق ايجاد ميكنند و ممكن است با ايجاد تفرقه و تقابل، كشور را به پرتگاهي بزرگ هدايت كنند.