جامعه مدني و میدان فعالیت در فضاي مجازي
زهرا نژاد بهرام
جامعه مدني از گذشته بر محور مشاركت گروههاي مختلف اجتماعي، آزادي بيان، شكلگيري تشكلها و گروههاي داوطلب و مردمي و ميانداري ميان حوزه خصوصي و سياسي تعريف شده است. اين بستر فضايي براي تضارب آرا و امكاني براي تبديل نيازها به مطالبات و انتقال آن به حوزه سياسي و در عين حال با ايفاي نقش ميانجي ميان دولت و حوزه خصوصي امكان تبيين و تعديل و سازماندهي خواستههاي مردم را داشته است .دراين ميان با تحولات عرصه ارتباطات و ورود گسترده مردم به شبكههاي اجتماعي و شكلگيري نوعي ارتباط گروهي و فردي در اين فضا بستري براي طرح بسياري از مسائل و واكنشهاي در اين فضا گشوده شد. آزادي عمل نسبي، دركنار آن، امكان دريافت پاسخ و نقد به صورت فوري در برابر بيان ديدگاههاي شكلي متفاوت از جامعه مدني را دراين فضا رقم زد كه بازخواني آن نيازمند گشايشهاي تازهاي است . سوال اصلي اين است كه آيا جامعه ايجاد شده دراين فضا قادر است بستري براي فعال شدن جامعه مدني را درايران بيشتر كند يا آنكه با جاگيري اين فضا سعي در به حاشيه بردن آن و خلق طرحي ديگر است؟ شبكههاي مجازي كه درقالب پلتفرمهاي مختلف فعال هستند با تغيير شيوههاي ارتباطي و شكلگيري نظرات عمومي درآنها راهي تازه را براي بيان ديدگاهها ايجاد كردهاند؛ اين پلتفرمها نقش مهمي در تغيير شيوههاي ارتباطي و شكلگيري نظرات عمومي دارند. آنها با تسريع در ارتباطات بستري براي تعامل برخط ايجاد كردهاند . شبكههاي اجتماعي ميتوانند به نهادهاي جامعه مدني كمك كنند تا سريعتر با مخاطبان ارتباط برقرار كنند و پيامهاي خود را بهراحتي منتشر كنند.در عين حال اين شبكه با افزايش آگاهي اجتماعي اطلاعات بيشتري را دراختيار كاربران قرار دادهاند . با انتشار اطلاعات و اخبار مرتبط با حقوق بشر، عدالت اجتماعي و مسائل مدني، شبكههاي اجتماعي ميتوانند به آگاهي و آموزش عمومي كمك كنند. درهمين ارتباط آنها به نوعي مشاركت فعال ايجاد كردهاند . در اين فضا، افراد ميتوانند به راحتي در فعاليتها و كمپينهاي اجتماعي مشاركت كنند و نظر خود را ابراز كنند. از سوي ديگر چالش و نقد دراين شبكهها بيشتر قابل مشاهده است .
اين شبكههاي اجتماعي ميتوانند فضايي براي نقد و بررسي سياستها و رويكردهاي دولتي ايجاد كنند و به افزايش پاسخگويي دولتها كمك كنند. اما با توجه به اين ظرفيتها مساله دراين است كه به دليل نا مشخص بودن بسياري از منابع، بستري براي رشد اخبار جعلي نيز ايجاد شده است كه ممكن است مسير اصلي اين فضا را با اختلال همراه كند . قطبي شدن جامعه يكي از چالشهاي جدي در اين حوزه است كه ميتواند امنيت فضاي ايجاد شده را با دشواري همراه كند . حال با توجه به اين شرايط به نظر ميرسد سوال همچنان باقي است؛ به رغم اختلالات موجود و پيش روي آيا اين فضا قادر است نقش جامعه مدني را برعهده بگيرد ؟ سوال جديتر شد ! چرا كه اكنون با فضايي روبهرو هستيم كه نظارتي به جز مالكين و الگوريتم درآن وجود ندارد؛ اما يك ناظر جدي ولي پنهان دارد و آن كاربران هستند؛ كاربران با درك مسائل شبكههاي مجازي و تامل بر نحوه انتشار و نوع انتشار و منبع اخبار، قادر هستند مسير نظارتي را جديتر سازند . اگر چه آنها فقط كاربر ناظر نيستند، بلكه توليدكننده، انتخابكننده و توزيعكننده معنا نيز ميباشند؛ لذا وظيفهاي بيش از نظارت را برعهده دارند . دراين جا به نظر ميرسد نوعي اعمال آزادي كه برخاسته از درون جامعه فضاي مجازي است درحال شكلگيري است اين آزادي فقط در انتشار نيست بلكه در توليد نيز ميباشد؛ اگرچه اين فضا همزمان عامل كنترل و آزادي را توامان با هم دارد، اما به نسبت ديگر فضاها شايد بتواند تمرين اعمال آزادي را با خود همراه كند. ازاينرو، جامعه مدني كه در حقيقت قابل مشاهده و لمس است ظرفيتهايي كه فضاي مجازي دارد، به كندي در حال تجربه كردن است. چراكه بيشتر نهادهاي قانوني متصل به حوزه سياسي بر آن نظارت دارند! و اين دايره اقدام را براي آنها با كندي همراه ميكند . اما در فضاي مجازي اين مهم به دست خود مردمان در حال شكلگيري است. از اين منظر اين جامعه مدني قابل باورتر است اما مساله اين است تا اين توان در ميان كنشگران فعال شود و آنها خود ناظران اصلي اين فضا گردند!. در تحقيقي درسال 1397 آمده است كه 12 كاركرد از ميان مصاحبهشوندگان در شهر تهران براي فضاي مجازي تبيين شده كه شامل كاركرد ارتباطي، خبري، تبليغي، تقويت قدرت نهادها، شفافسازي، جايگزيني رسانه رسمي، جريانسازي، شبكهسازي و سنجش افكار عمومي تعريف شده است و درعين حال 10 كژكاركردي براي آن تعريف شده كه ناشي از حباب گفتوگو، خلق انبوه محتوا ، شايعه، اخبار نادرست، سلبريتيسازي، وجود همبستگي كاذب و انبوه اطلاعات، غلبه مشاركت مجازي بر مشاركت واقعي، درگيري، تخريب، ورود به عرصه خصوصي و دور شدن از فعاليت مدني واقعي ذكر شده است.
شايد بتوان اين مهم را در قالب اعتماد نيز مورد توجه قرار داد. در واقع مساله جامعه مدني در فضاي مجازي فقط ميزان دسترسي به اينترنت يا تعداد كاربر نيست بلكه مساله توان جامعه براي تشخيص اطلاعات درست و غلط است كه ميتواند منبع اعتمادزايي جامعه باشد. اين مهم قادر است گفتوگوهاي پراكنده را به ذخيره اعتمادزايي تبديل كند امري كه در فضاي مدني واقعي دست يافتنيتر است . اگر چه بايد توجه كرد كه جامعه مدني درفضاي مجازي زماني شكل موثري پيدا ميكند كه با ارتباط به شبكه و شبكه به اعتماد و اعتماد به عامليت جمعي مفهوم پيداكند .در همين رابطه در تحقيقي در سال 1399 آمده است جامعه مدني موجود در فضاي مجازي با حق تحفظ براي كلمه جامعه مدني تعبيري ديگر نيز دارد . از نگاه اين تحقيق جامعه مدني ايراني درصورت زندگي مجازي اين مجال را يافته تا در ظرفيتي جديد و در تعامل با جامعه جهاني بازيگري كند .بهطوري كه در قالب يافتههاي پژوهش ذكر شده ميتوان مقطع حاضر را دوره تحولخواهي در نظام حقوق و تكاليف دولت و جامعه درايران نامگذاري كرد .
درعين حال استدلال شده كه صورت زندگي مجازي باعث تغييرات عميقي در نظم سنتي، شيوه زندگي و تفكر و باورهاي مردم شده است . اين دو تحقيق مويد آن است كه فضاي مجازي شكلي ديگر از جامعه مدني را با ظرفيتهاي تازه تجربه ميكند كه فاصله آن با جامعه مدني واقعي قابل مشاهده است. اما اينكه اين فضا بتواند جاي فضاي مدني واقعي را بگيرد به نظر حداقل در كوتاهمدت امكانپذير نيست چرا كه همانطور كه در تحقيق قبلي آمده بسيج مجازي و كمپينسازي و استفاده از انبوه خلق مجازي قادر نيست فرصتهاي جامعه مدني واقعي را در اختيار بگيرد . اما در صورت تعامل مشترك اين دو فضا امكان رشد جامعه مدني و تبيين مطالبات به صورت واقعيتر و عبور از موانع احتمالي براي شكلگيري اين جامعه در واقعيت به عنوان تسهيلگر در اداره جامعه قابل تامل است .
جامعه مدني در صورتي كه بتواند بستر تعامل و گفتوگو و ارسال پيام جامعه به حوزه سياسي را داشته باشد يقينا فضاي شكلگيري بسياري از مسائل فارغ ازخشونت است و بيشتر مسائل برپايه مفاهمه و گفتوگو حل و فصل خواهد شد .