نقطه صفر مرزي؛ جايي كه نبايد فقط يكبار در سال ديده شود
مطهره واعظيپور
با آغاز سال تحصيلي، هميشه موجي از كمكرساني به مناطق صفر مرزي و كمبرخوردار شكل ميگيرد؛ موجي كه هر طرف سربچرخانيم، گروهي را ميبينيم كه در حال جمعآوري پول، دفتر، مداد و ساير لوازمالتحرير براي كودكان اين مناطق هستند. اما در ميان اين همه تلاش، يك سوال اساسي وجود دارد: آيا مشكلات اين كودكان با چند دفتر و مداد حل ميشود؟ آيا اينكه فقط سالي يكبار نام و تصوير اين كودكان بر سر زبانها بيفتد، كافي است؟ آيا درست است كه فقط در آغاز سال تحصيلي به فكرشان باشيم و پس از آن، دوباره زندگي آنها از نگاه ما دوربماند؟
اينها تنها بخشي از پرسشهايي است كه هر سال مطرح ميشود؛ پرسشهايي كه شايد پاسخ دادن به آنها نيازمند نگاهي فراتر از توزيع چند بسته لوازمالتحرير باشد.
البته نميتوان انكار كرد كه گاهي افرادي ممكن است از شرايط كودكان مناطق كمبرخوردار براي ديدهشدن خود استفاده كنند و در نهايت، آنطور كه بايد، قدم موثري براي بهبود زندگي اين كودكان برندارند. اما از سوي ديگر، نبايد كمكهاي كوچك و نيت خير بسياري از افراد را نيز ناديده گرفت. چند دفتر، چند مداد و يك كيف شايد نتواند مشكل آموزشي يك كودك را حل كند، اما ميتواند براي او معناي ديگري داشته باشد؛ اينكه بداند كساني هستند كه او و آيندهاش را ميبينند و به فكرش هستند.
كمك به كودكان مناطق كمبرخوردار و توزيع لوازمالتحرير، چندسالي است كه بيشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. با اين حال، در كنار همه اين تلاشها، يك مشكل جدي وجود دارد: نبود هماهنگي و اتحاد ميان گروههاي مختلف. تصور كنيد تمام گروههايي كه در يك استان، براي مثال سيستانوبلوچستان، فعاليت ميكنند، به جاي آنكه هر كدام جداگانه و در مقياسي محدود كار كنند، بخشي از توان و امكانات خود را كنار يكديگر بگذارند. شايد هر گروه به تنهايي يك قطره باشد، اما كنار هم قرار گرفتن اين قطرهها ميتواند دريايي از اتفاقهاي خوب و ماندگار ايجاد كند. اگر به جاي اينكه هر گروه چند دفتر و چند مداد جمع كند و با دوربين وارد روستاها شود، امكانات جمعآوريشده ميان گروهها هماهنگ و تقسيم شود، ميتوان اميدوار بود كه تعداد بيشتري ازكودكان، نه فقط در روزهاي ابتدايي مهرماه، بلكه در طول سال از لوازم مورد نياز خود برخوردار باشند. از سوي ديگر، مساله فقط كمبود امكانات نيست؛ عدالت در توزيع كمكها نيز اهميت دارد.
بارها ديده شده است كه روستاهاي نزديكتر به مراكز استانها يا شهرهاي بزرگ، بيشتر مورد توجه قرار گرفتهاند، در حالي كه روستاهاي دورافتاده و كودكاني كه دسترسي دشوارتري به امكانات دارند، كمتر ديده شدهاند. شايد رسيدن به اين مناطق سختتر باشد، اما اگر هدف، كمك واقعي به كودكان باشد، نبايد دشواري مسير باعث شود آنها از دايره توجه خارج شوند.
كودكان مناطق صفر مرزي و كمبرخوردار، فقط در آغاز مهرماه به كمك ما نياز ندارند. آنها در تمام روزهاي سال، به آموزش، امكانات، توجه و مهمتر از همه، احساس ديده شدن نياز دارند.
كمكهاي كوچك ارزشمندند، اما اگر اين كمكها با برنامهريزي، هماهنگي و استمرار همراه شوند، ميتوانند تأثيري بسيار بزرگترداشته باشند.
شايد راهحل، در بيشتر شدن تعداد گروهها و كمپينها نباشد؛ شايد راهحل در كنار هم قرار گرفتن آنها باشد.
اگر هر كدام از ما به تنهايي يك قطره باشيم، اتحادمان ميتواند دريايي بسازد كه كودكان نقطه صفر مرزي، به جاي چشمانتظاري براي يك بسته در ابتداي سال تحصيلي، در تمام طول سال سهمي از اين دريا داشته باشند. آنها نبايد فقط يكبار در سال ديده شوند؛ آينده يك كودك، منتظر تقويم نميماند.