• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6435 -
  • 1405 دوشنبه 13 مهر

يوزف ولسكي، تاريخ و زندگي

مرتضي ميرحسيني

به او مديونيم. بيشتر سال‌هاي عمرش را پاي مطالعه درباره تاريخ اشكانيان گذاشت و با نوشته‌هايش، تصويري متفاوت، بسيار نزديك به واقعيت از آن دوران ارائه كرد. نشان داد كه اشكانيان - يا چنان كه ميان غربي‌ها رايج است، پارت‌ها - نه دنباله‌اي براي دوره سلوكي و مقلدان بي‌ذوق آداب و رسوم هلني بودند و نه زير سايه رومي‌ها زندگي مي‌كردند كه دولتي بزرگ در پيوندي عميق با سرزمين ايران بودند و تمدني قديمي و فرهنگي ريشه‌دار را نمايندگي مي‌كردند. اندك شواهد و مستندات به جاي مانده از آن سال‌ها را كنار هم گذاشت و روايت كليشه‌اي يوناني‌ها و رومي‌ها را - كه نسل پشت نسل، در محافل علمي اروپا تكرار مي‌شد - شكست و تاريخ اشكانيان را تا آنجا كه شدني بود، با همان بزرگي و شكوهي كه آنان لايقش بودند، بازسازي كرد. در مقدمه مهم‌ترين كتابش «شاهنشاهي اشكاني» نوشت: «به نظر مي‌رسد كه عامل مهم‌تر در مورد ايران، ترك ديدگاه انحصاري يوناني‌گرايي باشد. در دهه‌هاي اخير هر قدر كاوش‌هاي باستان‌شناسي پيشرفت كرده، از اهميت نقش يوناني‌گرايي لااقل در مورد ايران كاسته شده است... ساختار اجتماعي و اقتصادي و نيز فرهنگ ايران در برابر فشار يوناني‌گرايي پايداري كرده و چندان تابع نفوذ فاتحان نشده و شكل‌هاي به ارث رسيده از گذشته خود را حفظ كرده است. بدين‌سان بازسازي پنج قرن حكومت اشكانيان در ايران بايد بر شالوده‌هاي متفاوتي استوار گردد.» خودش همين مسير را رفت. يوزف ولسكي در گوشه‌اي از جنوب غربي لهستان، جايي در قلمرو امپراتوري اتريش متولد شد. دانشگاه را با فلسفه كلاسيك شروع كرد و همان سال‌ها به زبان‌هاي فرانسوي و يوناني و نيز لاتين مسلط شد. بعد گويا زماني كه زبان آلماني را با خواندن متون تاريخي ياد مي‌گرفت به تاريخ دل بست و رشته تحصيلي‌اش را تغيير داد. تاريخ باستان، به‌ويژه تغيير و تحولات منتهي به ظهور و سقوط دولت‌هاي باستاني جذبش كرده بود. پايان‌نامه دوره ارشدش را درباره چگونگي تشكيل حكومت اشكاني و نقشي كه ارشك در اين تحول بزرگ ايفا كرد، نوشت. بعد حوزه پژوهش‌هايش را كمي گسترده‌تر كرد و تحقيقاتش را در موضوع روند و ترتيب وقايع سياسي و فرهنگي در سال‌هاي سقوط سلوكيان و ظهور اشكانيان پي گرفت. كوشيد نام‌هايي را كه در منابع تاريخي به چشم مي‌خوردند از تاريكي بيرون بكشد و نقش و اهميت هر كدام را در حوادث زمانه مشخص كند. فهم تازه و متفاوتي كه از پژوهش‌هايش ايجاد شد نامش را سر زبان‌ها انداخت. براي تدريس به دانشگاه دعوتش كردند. اما آتش جنگ شعله‌ور شد و همان ابتدا لهستان را به كام خود كشيد. با نازي‌هاي اشغالگر همكاري نكرد. به زندان افتاد. او را به اردوگاه داخائو بردند. مرگ را به چشم ديد. زنده ماند. اما بسياري از اعضاي خانواده و دوستانش را از دست داد. جنگ كه تمام شد، فرصتي براي زندگي نبود. برندگان جنگ، جهان را تقسيم كردند و لهستان را كه عميقا زخمي و رنجور بود به شوروي دادند. اختناقي كه آن سال‌ها بر اين كشور حاكم شد، باز از خانواده ولسكي قرباني گرفت. چند نفرشان ناپديد شدند و مدت‌ها بعد معلوم شد چه بلايي سرشان آمده است. ولسكي از تاريكي‌هاي زمانه، به گذشته، به مطالعات تاريخي پناه برد. تا آنجا كه شدني بود، از سياست فاصله گرفت. اما در تصميمي بسيار معنادار، خلاف جريان زمانه، از نام‌نويسي در حزب كمونيست طفره رفت و با هيچ وعده و تهديدي هم نرم نشد. كمي آزارش دادند. اما بعد دست از سرش برداشتند. استاد محترم دانشگاه بود و در محافل علمي جهان نامي معتبر شمرده مي‌شد. همين شهرت و اعتبار بود كه او را از بسياري دردسرهاي بعدي نجات داد. نزديك به صد سال زندگي كرد. جز چند سفر كوتاه و دوره‌اي اقامت در فرانسه و ايتاليا و سوئد و اتريش، تقريبا همه اين يك قرن را در لهستان ماند. نازي‌ها آمدند و رفتند، كمونيست‌ها هم آمدند و رفتند. او ماند. نزديك به 200 مقاله و چند جلد كتاب نوشت واكتبر 2008  از دنيا رفت.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون