نگاهي به اهميت و جايگاه هنري استاد مهوش
چهره ماندگار موسيقي نزد فارسيزبانان و شبهقاره هند
مهدي حسين بلخي
استاد مهوش، تنها يك آوازخوان در تاريخ موسيقي افغانستان نيست؛ او نامي ماندگار در فرهنگ موسيقايي حوزه فارسيزبانان و نيز در شبهقاره هند است و خواهد بود؛ هنرمندي كه صدايش با ظرافت، اصالت و شكوه موسيقي غزل و كلاسيك درآميخت و جايگاهي ويژه در ميان بزرگان آواز يافت. ايشان را ميتوان از نخستين زنان استاد و چهرههاي برجسته موسيقي افغانستان و حوزه فارسيزبانان دانست؛ بانويي كه در روزگاري كه حضور زنان در عرصه موسيقي با دشواريهاي فراوان همراه بود، با دانش، توانايي و شخصيت هنري خود راهي تازه گشود. او از نخستين زنان كلاسيكخوان اين حوزه بود و در كنار آوازخوانان برجسته موسيقي افغانستان و حتي شبهقاره هند، نيز جايگاهي شايسته و شناختهشده يافت.
در هنر استاد مهوش، غزل جايگاهي ويژه داشت. او توانست شعر فارسي را با صدايي سرشار از احساس، ظرافت و تسلط فني به گوش نسلهاي گوناگون برساند. آواز او تنها خواندن شعر نيست، نوعي تفسير موسيقايي شعر است؛ گويي واژههاي مولانا، بيدل، حافظ، سعدي و ديگر شاعران بزرگ فارسيزبان، در حنجره او دوباره جان ميگيرند. از استاد مهوش به عنوان آوازخوان «حنجره طلايي» و «ملكه آواز» افغانستان و حوزه فارسيزبانان ياد شده و بهنظرم ايشان آوازخوان قرن نيز لقب خواهند گرفت؛ عنوانهايي كه بيش از هرچيز، بيانگر جايگاه ويژهاش در حافظه فرهنگي و موسيقايي اين سرزمينهاست. اين جايگاه، بيارتباط با مسير آموزشي و هنري او نبود. استاد مهوش از شاگردان برجسته استادان نامدار موسيقي افغانستان، از جمله استاد خيال، استاد هاشم و بعد استاد سرآهنگ بزرگ بود و از مكتب هنري آنان بهره گرفت؛ آموختههايش را با استعداد و شخصيت هنري خويش درآميخت و سبك و بيان ويژهاي آفريد كه بعدها به امضاي هنرياش تبديل شد. يكي از نكات برجسته كارنامهاش، حضور او در جشنوارههاي بينالمللي موسيقي و دريافت عنوان «يكي از بهترين آوازخوانان جهان» در جشنواره موسيقي سازمان ملل است؛ افتخاري كه در روايتهاي مربوط به زندگي هنري او، از آن به عنوان يكي از درخشانترين لحظههاي حضور آواز افغانستان در عرصه جهاني ياد شده، اما شايد بزرگترين ويژگي استاد مهوش را بايد در نوع نگاه او به هنر و معنويت جستوجو كرد. او هنرش را از ابتذال، سودجويي و هياهوي مادي دور نگهداشت. آواز برايشان وسيلهاي براي رسيدن به شهرت و ثروت نبود؛ هنر، حريم مقدسي بود كه بايد پاك، اصيل و شريف باقي ميماند. همين نگاه، بهصدايش وقاري بخشيد كه در گذر زمان همچنان شنيدني است. هنرمندي كه پيشرو بوده و مورد توجه و ستايش در كشورهاي مختلف، از جمله هند، تاجيكستان و ايران قرار گرفته و آوازش از مرزهاي افغانستان فراتر رفته است. صدايي كه از كابل برخاست، در پهنه فرهنگي فارسيزبانان و شبهقاره شنيده شد و مخاطبان بسياري را با موسيقي و شعر افغانستان پيوند داد. از روايتهاي برجسته درباره استاد مهوش، اجراي او در حضور علامه طباطبايي در افغانستان است؛ جايي كه شعري از مولاناي بلخ را با آهنگ استاد نينواز اجرا كرد و مورد ستايش علامه قرار گرفت. اين رخداد، تصويري روشن از پيوند ميان شعر، موسيقي و انديشه در هنر ايشان به دست ميدهد؛ هنري كه هم از ميراث عرفاني و ادبي فارسي تغذيه ميكرد و هم بهزبان موسيقي بيان ميشد.
شيوه آوازخواني استاد مهوش، تركيبي از حساسيت، ظرافت و تسلط فني است. شناخت دقيق از سُر و لي، (صدا و ريتم) كنترل تحريرها، ظرافت در بيان واژهها و تسلط بر موسيقي كلاسيك، از ويژگيهايي است كه آوازش را متمايز ميكند. در حوزه فارسيزبانان، شايد نتوان آوازخوان زني را يافت كه از نظر گستره هنري و ظرافتهاي اجرايي، بهويژه در غزل و كلاسيك همتاي او باشد و همين امر جايگاه استاد مهوش را در تاريخ موسيقي اين حوزه برجستهتر ميكند. يكي از بزرگترين خدماتشان به فرهنگ فارسي، معرفي شعر شاعران بزرگ اين زبان از طريق موسيقي است. مولانا، بيدل، حافظ، سعدي و شاعران معاصر، در آواز او تنها نامهايي در كتابها نبودند؛ شعرشان به صدا تبديل ميشد، بهموسيقي درميآمد و از طريق امواج آواز به گوش مردم دور و نزديك ميرسيد. استاد مهوش از اين رهگذر، سهمي ارزشمند در معرفي شعر فارسي بهمخاطبان داشت. با اين همه، براي شناخت ايشان نبايد تنها به كارنامه هنري او بسنده كرد. شخصيت انسانياش بخشي جداييناپذير از ميراث او است. هنرمندي شكستهنفس، متواضع، غريبپرور، كاكه، خوشاخلاق، متعهد، اصيل و پاك؛ انساني كه محبوبيتش تنها از صدايش نميآيد، بلكه از منش و رفتارش نيز سرچشمه ميگيرد.
استاد مهوش در حافظه مردم افغانستان، تنها يك خواننده نيست؛ او بهبخشي از هويت فرهنگي يك نسل و خاطره جمعي يك سرزمين تبديل شده؛ آوازش از افغانستان به هند، ايران و تاجيكستان رسيد و بعدها جهانيان نيز با چهره هنري او و سهمش در تحولات فرهنگي افغانستان آشنا شدند. امروز، هرگاه از حضور زنان در موسيقي غزل و كلاسيك افغانستان سخن گفته ميشود، نام استاد مهوش با احترام در ميان بزرگان اين عرصه ميدرخشد. او از نسلي بود و هست كه هنر را با رنج، تعهد و اصالت آموخت و آن را با پاكي به نسلهاي بعد سپرد. در پايان از خداوند بزرگ براي اين هنرمند پر افتخار دو حوزه تمدن فارس و شبه قاره هند، آرزوي سلامتي دارم. خداوند وجود مباركش را از بلاها حفظ كند.
فعال فرهنگي هنري
و رييس بنياد اميرخسرو بلخي