براي نود سالگي پرويز ياحقي فقيد
يار ابدي ويولن
بابك بختياري
31 شهريور ماه نودمين سالگرد تولد استاد پرويز ياحقي، كاروانسالار عرصه موسيقي اصيل ايراني و به عبارتي رامكننده ساز ويولن، اين اسب سركش كه به هر كسي راه نميدهد، بود؛ به اين مناسبت از نوجواني و جواني تا اوج و پختگي در سالهاي كهولت؛ سالهايي كه همچنان، به قول خودش، همه عشق و زندگياش موسيقي بود و به چيزي جز آن نميانديشيد، اشارهاي خواهم داشت. هنرمندي آشفته، سراسر شوريدگي و با از همگسيختگيهاي دروني كه سازش سرشار از سوز و حال و شيريني بود. در مواقعي از رنگ شور و شكوه و شادي سخن ميگفت و زماني ساز در دستان او شيون ميزد.
زماني در برنامه «نيستان» و «گلهاي ايراني» شبكه فرهنگ كه هر پنجشنبه سه ساعت از راديو پخش ميشد و طرفداران زيادي داشت، تمام تلاشم بر آن بود كه در نبودش حق شاگردي را ادا كنم. به همين دليل، غير از برنامههاي مستقل كه در مورد مكتب نوازندگياش بود، در برنامههاي ديگر هم به هر بهانه گريزي به نام و هنر او ميزدم تا جواناني كه پا به اين عرصه ميگذارند، كاملا با اسم ياحقي و مكتب نوازندگياش آشنا شوند. در اين ده سال، با گسترش و توسعه فضاي مجازي، بسياري از نوجوانان و جوانان به من ميگويند كه ما با برنامههاي «نيستان» و «گلهاي ايراني»، با نام ياحقي و به ساز ويولن علاقهمند شديم و اين بسي مايه افتخار است و البته نقش پررنگ رسانهها را نيز نمايان ميكند. بايد بگويم، غير از شاگردي مستقيم مكتبش و قريب سي سال تجربه در نوازندگي و تدريس، اولين نكته قابل بحث و مهمي كه بايد در هنر ياحقي مورد توجه قرار گيرد، درك فن بداههنوازي و بعد احساس و نگرش ياحقي به تكنيكهاي ايراني ساز ويولن، شعور و قدرت بيان او در نوازندگي است. پرويز ياحقي با ادبيات كلاسيك هم محشور بود و در واقع به شيخ اجل علاقه و عشق فراوان داشت. از بيت به بيت غزليات سعدي و از گلستان كه در ارايه ادبي نثر مسجع است هم الهام ميگرفت.
احاطه به گوشهها و رديف موسيقي ايران، سالها شاگردي نزد دايي هنرمندش، استاد حسين ياحقي و بعد از آن تلمذ در محضر استاد ابوالحسن صبا كه در آموزش تكيهها و درك آرشهكشي به او كمك شاياني كرد، اما نكات بسيار مهمي كه خودش ميگفت از استاد صبا آموخته، از اولين درسها بود تا آغاز سه دوره رديف صبا؛ ياحقي ميگفت همه آموختههايش از صبا بستري بود با يك حس قوي در بداههنوازي كه جمله به جمله در لحظهها خلق ميشد. تمام اين آموختهها و چيرهدستي و هنر خود پرويز ياحقي چيزي را رقم زد كه ميتوان از آن به عنوان آميختگي و شكوه رنگها مانند يك مينياتور ياد كرد، او رقمزننده مكتبي با وسعت است كه حتي نوازندگان تار و سنتور و عود هم از سبك و جملات يا حقي الهام گرفته و به ساز خود منتقل كنند. مكتب ياحقي بر دو ستون استوار است؛ اول حس قوي و دروني و بيمانند او و دوم شناخت عميق او است.
جوانان امروز بايد بدانند كه پرويز ياحقي فقط در نوازندگي ويولن خلاصه نميشد. او سالها خبرنگار و تهيهكننده و كارشناسمجري شش برنامه راديويي بود. شعر و ادبيات را ميشناخت، اهل كتاب و مطالعه مستمر بود. خاطرم هست آخرين كتابي كه ميخواند، كتاب «سرگذشت تهران» بود و هنوز جلد آبيرنگ آن را به ياد دارم؛ حتي در حاشيه كتابها نتبرداري ميكرد.
در مبحث آهنگسازي هم سرپرست اركستر شماره ۳ راديو ايران بود، در دهه سي ابتدا با هوشنگ شوكتي و داريوش رفيعي اولين گامهاي آهنگسازي را برميداشت، تا اولين اثر جدي او كه در ۱۸ سالگي مقدماتش ساخته و در ۲۲ سالگي، با دعوت زندهياد داود پيرنيا، در سال ۱۳۳۶ در برنامه «گلها» اجرا شد؛ با كلام نواب صفا و صداي استاد غلامحسين بنان پخش شد تا «در دامن مهتاب» با كلام معيني كرمانشاهي، سرآغاز فصلي نو در برنامههاي راديو بود.
مطلب ديگر كه بايد به عنوان درس و چكيده كلام از شيوه نوازندگي و آهنگسازي او به جوانان علاقهمند و شيفته او بگويم، استفاده از كوكهاي افتاده، ابتكار كوكهاي مخصوص، استفاده بهجا از پوزيشنها كه به علت ربعپرده در موسيقي ايراني تا جايي كه به عظمت، فخر و زيبايي لطمه نزند، استفاده از آرشههاي گوناگون و داشتن ابتكار و بدعت در فن پرورش جمله در قالب گوشههاي رديف موسيقي ايران از ويژگيهاي هنر او است، پرويز ياحقي در رفيعترين قله بداههنوازي قرار دارد كه در توان هر كسي نيست و يك درك و آميزش دروني و حسي را ميطلبد. ايشان هميشه به من ميگفت: «موسيقي زيبايي مطلق است. موسيقي مانند معماري است؛ هر جا زيبايي حكم ميكند، قاطعانه قانون را بشكن. موسيقي رياضي نيست.» به همين خاطر، در بسياري از بداههنوازيهايش، مانند رسم قدما، ترتيب گوشهها را به هم ميريخت همچنين استفاده از سيمهاي بم ويولن كه تا قبل از ياحقي اصلا مرسوم نبود. او با بهكارگيري سيمهاي بم، سوال و جوابها، نالهها، ويبراسيونها، مالشها و تحريرها، ثابت كرد كه ورود ساز ويولن به عرصه موسيقي ايران تا چه اندازه به وسعت و شكوه آن ميافزايد؛ بهطوري كه نام او با ساز ويولن چنان عجين شده كه تا ابد زنده خواهد ماند.
٭ نوازنده و مدرس ويولن