يادداشتي به مناسبت درگذشت اقدس پورتراب
بدرود، استاد موسيقي و معلم زندگي
محمدرضا صفوي
صحبت درباره هنر و جايگاه خانم اقدس پورتراب بسيار است و در مجال اندك نميگنجد، اما بهطور خلاصه بايد بگويم كه ايشان، علاوه بر جنبه استاديشان در موسيقي، معلم زندگي بودند؛ نهتنها براي من، بلكه براي همه شاگردانشان؛ اين موضوعي است كه شاگرداني كه ۴۰، ۵۰ سال پيش هم با ايشان كار كرده بودند، به اين نكته اذعان دارند. جملهاي كه هميشه خودشان ميگفتند، اين بود: «اگر قرار است از من پيانو زدن را ياد بگيري، اول بايد خودِ من را بشناسي.» خوشحالم كه نزديك ۱۶ سال توانستم از ايشان بياموزم واقعا براي من استاد، معلم زندگي، دوست و همراه بودند، در واقع مادر دومم بودند. از دست دادنشان خيلي ضربه سنگيني است و هيچ چيزي نميتواند نبود ايشان را تعريف كند، غير از اين جمله كه خانم پورتراب تكرارناپذير بودند. ايشان در ايران و در دوره هنرستان نزد خانم گيتي اميرخسروي تحصيل كرده بودند و حدود يك سال هم به كنسرواتوار پاريس رفته بودند كه طبق چيزي كه خودشان ميگفتند گويا بورسيهاي كه از طرف دولت ايران بايد برايشان ارسال ميشده، ارسال نشده بود و در نهايت به كنسرواتوار فرايبورگ كه يكي از معروفترينها در آن زمان به شمار ميآمده، رفتند.
نكته مهمي كه در كلاسها و آموزشهاي ايشان بسيار به چشم ميآمد، اين بود كه كلاسها را به صورت گروهي برگزار ميكردند مثلا چند هنرجو، هميشه بوديم كه مينشستيم و نوبتي پشت ساز كار ميكرديم. خودشان ميگفتند، تاثير كلاس گروهي بسيار بهتر است و فرصت اين وجود دارد كه ما هم از يكديگر ياد بگيريم حتي از اشتباهات يكديگر درس ميگرفتيم و وقتي ميديديم يك نفر جايي را اشتباه ميكند ما آن را تكرار نميكرديم.
يك جمله معروف ديگر هم داشتند كه ميگفتند: «همه در ايران از پايه ضعيف هستند» و اين تاكيدشان روي مباحث پايهاي بسيار زياد بود، اما بعد از سالها هر هنرجو متوجه ميشد كه چقدر آن نكات به او كمك كرده و واقعا اهميت داشته است.
يكي ديگر از مهمترين نكاتي كه در مكتب خانم پورتراب ميشود ديد، اين است كه كساني كه پيش ايشان پيانو ياد گرفتند، همه در يك سبك نوازندگي ميكنند. اين نكتهاي است كه به نظرم خيلي مهم است و اين را نشان ميدهد كه آن معلم، مكتبي را كه ساخته، خيلي خوب توانسته انتقال بدهد كه همه آن شاگردها مهر استاد روي كارشان هست و با وجود تفاوتها اما يك نشان مشترك در نوازندگيشان ديده ميشود. اين موضوع، حداقل در ايران و دست كم در حال حاضر كم است كه اصالت و عمق مكتب آموزشي خانم اقدس پورتراب را نشان ميدهد كه ايشان سالها برايش زحمت كشيده بودند. با تمام اينها ايشان هميشه تاكيد ميكردند هنرجو بايد روي پاي خودش بايستد و مستقل باشد و در اين زمينه هم برنامه داشتند يعني در كلاسها مباحثي را كه مطرح ميشد، طوري پيش ميبردند كه هر كس توانايي اين را داشته باشد كه خودش به جواب برسد نه اينكه سريع پاسخ را از استاد بخواهد. تاكيد ميكردند: «شما بايد خلاقيتتان شكوفا شود و از ذهنتان استفاده كنيد.» اينها تنها خلاصهاي از نگرش معلمي اين استاد بزرگ بود.
٭ رهبر اركستر