كتاب «تغيير رژيم: درون رياستجمهوري امپراتوري دونالد ترامپ» با عنوان كاملRegime Change: Inside the Imperial Presidency of Donald Trump از نظر فروش يك سال استثنايي را پشت سر گذاشت. طبق گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس امريكا، بيش از ۳۰۰ هزار نسخه در هفته اول فروخت و به پرفروشترين كتاب غيرداستاني جلد سخت سال ۲۰۲۶ تا آن زمان تبديل شد.
اين اثر را ميتوان خبرسازترين كتاب سياسي امريكا در ماههاي اخير دانست. كتاب درباره ۱۴ ماه نخست دوره دوم رياستجمهوري ترامپ است و بر نحوه اعمال قدرت، تصميمگيريهاي درون كاخ سفيد، رابطه ترامپ با وزارت دادگستري، ارتش، رسانهها، كنگره و مشاورانش تمركز دارد.
نكته مهم اين است كه كتاب صرفا يك تحليل دانشگاهي نيست؛ حاصل گزارشگري دو خبرنگار «نيويورك تايمز» با بيش از هزار مصاحبه است و دقيقا به همين دليل به يك منبع خبري تبديل شد. ترامپ هم كتاب را رد كرده و آن را عمدتا ساختگي دانسته است.
مساله نظري مهم كتاب حول محور اين سوال ميچرخد كه آيا رياستجمهوري امريكا در حال تبديل شدن از يك نهاد محدود شده به يك «رياستجمهوري امپراتوري» است؟ مجله مشهور «نيويوركر» نيز آن را روايتي از تمركز قدرت و نخستين سال دوره دوم ترامپ دانسته است.
۱- عنوان كتاب را چطور به فارسي ترجمه كنيم؟
عنوان كتاب «Regime Change: Inside the Imperial Presidency of Donald Trump» با ترجمه تحتاللفظي، چيزي نزديك به:
تغيير رژيم: درون رياستجمهوري امپراتوري دونالد ترامپ است؛ اما اين ترجمه براي فارسيزبانان كمي گمراه كننده است. در ادبيات سياسي «رژيم چنج» اصطلاحي جاافتاده است و معمولا به تغيير نظام سياسي - حكومت سياسي اشاره دارد؛ بهويژه وقتي يك ساختار سياسي موجود با ساختاري ديگر جايگزين ميشود. اما در اين كتاب، نكته ظريفتر است.
نويسندگان نميگويند ترامپ رسما «رژيم سياسي امريكا» را عوض كرده است. ادعاي آنها اين است كه ماهيت و قواعد عملي اعمال قدرت در خود امريكا تغيير كرده است. ناشر نيز كتاب را «تاريخي زنده از رياستجمهوري مدرن» و روايتي از اينكه چگونه ترامپ ماهيت دفتر رياستجمهوري را تغيير داده معرفي ميكند.
عبارت Imperial Presidency را نبايد به «رياستجمهوري امپرياليستي» ترجمه كرد. اين عبارت در علوم سياسي امريكا يك مفهوم مشخص است: رييسجمهوري كه دامنه قدرت اجرايي او از محدوديتهاي سنتي كنگره، دادگاهها و ساير نهادهاي كنترلكننده فراتر رفته است.
۲- ساختار كلي كتاب
كتاب يك مقدمه، پيشگفتار و سپس چهار بخش اصلي دارد:
Part I - Whirlwind
بخش اول : «گرد باد»
اين بخش به ماههاي ابتدايي دوره دوم ترامپ ميپردازد؛ دورهاي كه دولت عمدا با سرعت بسيار زياد اقدام ميكند: فرمانهاي اجرايي، تغييرات گسترده در دولت فدرال، DOGE، مهاجرت، تعرفهها، غزه، اوكراين، USAID و دهها تصميم ديگر. نكته كليدي اين بخش چيزي است كه در اصطلاح سياسي و رسانهاي ترامپ به آن flood the zone ميگويند: آنقدر سريع و همزمان اقدام كن كه نهادهاي ناظر، رسانهها، مخالفان و حتي دستگاه اداري نتوانند خودشان را با سرعت تحولات تطبيق بدهند.
جاناتان سوان يكي از نويسندگان اين اثر، توضيح ميدهد كه عنوان «Whirlwind» يا «گردباد» از تجربه پوشش سه ماه نخست دولت ترامپ گرفته شده است؛ دورهاي كه استيون ميلر و تيم ترامپ از پيش براي اجراي راهبردي موسوم به «Flood the Zone» يعني اشباع كردن فضاي سياسي و خبري با حجم عظيمي از اقدامات، تصميمات و تحولات همزمان، آماده شده بودند.
Part II - Retribution
بخش دوم: «انتقام»
در اين بخش كتاب از پرسش «چگونه حكومت ميكند؟» به سوال مهمتري ميرسد: ترامپ با قدرتي كه اكنون در اختيار دارد چه ميكند؟
پاسخ نويسندگان بسيار روشن است: انتقام
يعني تبديل خصومتهاي شخصي، كينههاي سياسي و دشمنيهاي گذشته به دستوركار حكومتي. در اين بخش، وزارت دادگستري و نهادهاي امنيتي اهميت زيادي پيدا ميكنند. نويسندگان استدلال ميكنند كه در دوره دوم، وفاداري شخصي به ترامپ در انتخاب افراد بر شايستگي و استقلال نهادي تقدم پيدا كرده است.
يكي از نمونههاي مهم، تلاش براي استفاده از وزارت دادگستري عليه دشمنان سياسي ترامپ است؛ نشريه فارينپاليسي نيز در بررسي كتاب بر همين نكته تأكيد كرده و نوشته كه نويسندگان معتقدند استقلال پس از واترگيت وزارت دادگستري در اين دوره بهشدت آسيب ديده است.
Part III - The Enemy Within
بخش سوم: «دشمن درون»
اين بخش درباره برخورد دولت با تهديدهاي داخلي است. مساله ديگر فقط مخالفان سياسي مشخص نيست؛ بلكه اعتراضات، شهرهاي دموكرات، مهاجرت، نيروهاي مخالف دولت و استفاده از ابزارهاي فدرال و نظامي براي كنترل آنها مطرح ميشود.
يكي از نقاط محوري اين بخش، استقرار National Guard گارد ملي در واشنگتن و سپس بحران برخورد دولت با اعتراضات و مهاجرت است.
در گفتوگوي خود نويسندگان با نشريه Lawfare، درباره اهميت اين بخش توضيح ميدهند: استقرار گارد ملي در واشنگتن و تحولات آگوست و سپتامبر براي فهم اين مرحله از سياست ترامپ تعيينكننده بوده است. در واقع سوال پنهان اين بخش اين است: چه زماني دولت يك شهروند معترض را از «شهروند» به «تهديد داخلي» تبديل ميكند؟ و اين دقيقا جايي است كه بحث كتاب از گزارش سياسي روزمره به بحث اقتدارگرايي، قدرت اجرايي و مرز ميان امنيت و سركوب سياسي نزديك ميشود.
Part IV - Plunder
بخش چهارم: «غارت»
اين بخش از نظر مفهومي يكي از مهمترين قسمتهاي كتاب است.
بخش چهارم صرفا به دزدي شخصي اشاره نميكند. معناي گستردهتر آن در اينجا، استفاده از قدرت عمومي براي ثروتاندوزي، منفعت شخصي و بهرهبرداري اقتصادي از موقعيت سياسي است.
ناشر نيز صراحتا ميگويد نويسندگان دفتر رياستجمهوري را به چيزي شبيه «وسيلهاي براي چپاول» تبديل شده توصيف ميكنند.
در نتيجه كتاب يك زنجيره ميسازد:
قدرت سياسي → حذف محدوديتها → وفاداري شخصي→ انتقام → منفعت شخصي
و اين همان چيزي است كه عنوان رژيم چنج را معنادار ميكند. يعني تغيير صرفا در افراد دولت نيست؛ رابطه ميان قدرت عمومي و قدرت شخصي در حال تغيير است.
Epilogue
«پسگفتار»
در پايان كتاب، هابِرمن و سوان در دفتر بيضي كاخ سفيد (Oval Office) با دونالد ترامپ گفتوگويي دارند. آنها درباره ادعايي از ترامپ سوال ميكنند كه گفته بود هيچ رييسجمهور امريكايي به اندازه او قدرتمند نبوده است.
ترامپ به جاي اينكه مستقيما به اين سوال پاسخ بدهد، داستاني را براي آنها تعريف ميكند. او ميگويد هنگام بازي گلف باگري پلير (Gary Player) گلفباز مشهور آفريقاي جنوبي، با فردي آشنا شده كه او را «تاريخنگار» (historian) معرفي ميكند. به گفته ترامپ، اين فرد درباره قدرت او مطلبي نوشته است.
سپس ترامپ از دستيارش، Natalie Harp، ميخواهد سندي را كه درباره اوست برايشان بياورد. هارپ، كه در كاخ سفيد به شوخي به او «چاپگر انساني» (the human printer) ميگويند، نسخههاي چاپشده سند را خيلي سريع به اتاق ميآورد.
محتواي سند عجيب است: در آن ادعا شده كه دونالد ترامپ قدرتمندترين انساني است كه در تاريخ وجود داشته است. سپس نويسنده او را از نظر ميزان قدرت با مجموعهاي از قدرتمندترين فرمانروايان و فاتحان تاريخ مقايسه ميكند؛ از جمله:
• Adolf Hitler - آدولف هيتلر
• Joseph Stalin - ژوزف استالين
• Mao Zedong - مائو تسهتونگ
• William the Conqueror - ويليام فاتح
• Alexander the Great - اسكندر مقدوني
• Genghis Khan - چنگيزخان
• Attila the Hun - آتيلا
• Tamerlane - تيمور
• the Caesars - قيصرهاي روم
• Napoleon Bonaparte - ناپلئون بناپارت
اما نكته مهم اين است كه سند نميخواهد بگويد ترامپ از نظر اخلاقي يا از نظر اعمالي شبيه هيتلر يا استالين است. خود سوان در توضيح اين ماجرا تأكيد ميكند كه مقايسه از جنس مقايسه اخلاقي يا ارزيابي جنايات اين شخصيتها نيست؛ استدلال سند درباره ميزان قدرت است. يعني ترامپ، به دليل اينكه رييسجمهور ايالات متحده و فرمانده كل قدرتمندترين ارتش جهان است و در رأس يكي از قدرتمندترين اقتصادها و پيشرفتهترين نظامهاي فناوري قرار دارد، از ديد نويسنده سند از فرمانروايان تاريخي مورد مقايسه نيز قدرت بيشتري دارد.
اما قسمت عجيب ماجرا بعدا مشخص ميشود
هابِرمن و سوان تصميم ميگيرند بفهمند اين «تاريخنگار» (historian) كه ترامپ از او صحبت ميكند چه كسي است.
ترامپ نام او را Dave King معرفي ميكند. خبرنگاران جستوجو ميكنند تا ببينند اين «ديو كينگ» كدام تاريخنگار است، اما هيچ تاريخنگار شناختهشدهاي با اين مشخصات پيدا نميكنند.
بعد مشخص ميشود كه اين فرد اصلا تاريخنگار دانشگاهي يا پژوهشگر تاريخ نيست. او كدي گلفِگري پلير (Gary Player’s golf caddie) يا همان فردي است كه در زمين گلف همراه بازيكن حركت ميكند و كار حمل و جابهجايي چوبهاي گلف را انجام ميدهد.
3- اهميت كتاب
سطح اول - گزارشگري
سطح و توان گزارشگري كتاب بسيار قوي است. دسترسي به منابع، جزييات جلسات، روايتهاي درون كاخ سفيد و تصميمات پشت درهاي بسته، مهمترين ارزش كتاب است. حتي منتقدان جدي كتاب هم معمولا كيفيت گزارشگري آن را انكار نميكنند.
سطح دوم - تفسير
اينجا بايد محتاط بود. اينكه ترامپ قدرت اجرايي را به شدت گسترش داده، يك ادعاست؛ اينكه اين تحول به معناي رياستجمهوري امپراتوري» يا حتي «تغيير رژيم - دگرگوني نظام سياسي» است، يك تفسير سياسي بزرگتر است.
سطح سوم - نظريه سياسي
در اين سطح است كه كتاب براي مخاطب جذاب ميشود. پرسش اصلي كتاب در نهايت اين نيست كه «ترامپ چه كارهايي كرده است؟» بلكه اين است كه چه اتفاقي براي رابطه ميان شخص، نهاد، قانون، قدرت اجرايي و محدوديتهاي دموكراتيك افتاده است؟
و اين پرسش كتاب را از يك كتاب ژورناليستي درباره ترامپ به متني قابل استفاده براي بحث درباره اقتدارگرايي، رياستجمهوريگرايي، فرسايش دموكراتيك، شخصيشدن قدرت و institutional decayتبديل ميكند.
به همين دليل، اگر بخواهيم اين كتاب را جدي و تحليلي بخوانيم، پيشنهاد اين است كه «Regime Change» را نه به عنوان يك كتاب ضدترامپ، بلكه به عنوان يك مطالعه موردي درباره تحول قدرت اجرايي در يك دموكراسي ليبرال بخوانيم كه خوانشي پربار و آموزشي خواهد بود.
و نكته آخر اينكه كتاب اكنون طبق گزارش آسوشيتدپرس بيش از ۳۰۰ هزار نسخه در هفته نخست فروخته و به پرفروشترين كتاب غيرداستاني جلد سخت سال ۲۰۲۶ تا آن زمان تبديل شده؛ بنابراين خبرسازي آن صرفا محصول تبليغات ناشر نبوده و واقعا به يك پديده عمومي در بحث سياسي امريكا تبديل شده است.
دانشآموخته فلسفه