• 1405 پنج‌شنبه 16 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6438 -
  • 1405 پنج‌شنبه 16 مهر

آينده‌اي كه بايد نوشت

كامران مشفق آراني

در روزگاري كه رايانش كوانتومي هنوز حتي به معناي دقيق كلمه «موجود» نيست، وزارت انرژي امريكا سندي منتشر مي‌كند با افقي تا سال ۲۰۲۸ و ايستگاه‌هايي مشخص تا ۲۰۳۰. اين را بايد به عنوان يك نشانه در نظر گرفت، نه به‌ خاطر خود فناوري كوانتوم، كه به ‌خاطر چيزي عميق‌تر؛ نسبت يك تمدن با آينده نامعلوم. كشوري كه هنوز محصول نهايي‌اش را به بازار عرضه نكرده، پيشاپيش برايش سه فاز، معيار سنجش و حتي واژه‌اي براي «سودمندي علمي» تعريف مي‌كند. اين رفتار، نه صرفا يك برنامه فني، كه يك موضع فلسفي درباره زمان است، آينده نه آن چيزي است كه بر سر انسان نازل مي‌شود، بلكه چيزي است كه بايد از پيش طراحي و مهندسي شود.
همين نگاه را در ماجراي ديگري هم مي‌بينيم كه اين روزها گفتمان هوش مصنوعي را شكل مي‌دهد. رييس‌جمهور وقت ايالات متحده، به جاي استفاده از واژه نسبتا فروتنانه «هوش مصنوعي» ترجيح مي‌دهد از «ابرهوش» سخن بگويد؛ واژه‌اي كه وزن هستي‌شناختي متفاوتي دارد و رقابت جهاني را از سطح يك فناوري به سطح يك سرنوشت تمدني ارتقا مي‌دهد. همزمان، در ديدارهاي اخير ميان مقامات امريكايي و چيني، بحث بر سر ايجاد ساز و كارهايي براي اطلاع‌رساني و كنترل حوادث مرتبط با هوش مصنوعي مطرح شده است. ايده‌اي كه هنوز به توافقي مشخص نرسيده، اما در فضاي عمومي به شكل ساده ‌شده «دكمه كنترل» يا «دكمه خاموش‌ - روشن» ترجمه مي‌شود. نكته مهم اين نيست كه چنين دكمه‌اي فني وجود دارد يا نه؛ نكته اين است كه دو قدرت بزرگ جهان، حتي در اوج رقابت، احساس مي‌كنند بايد درباره مرزهاي فناوري‌اي كه هنوز كاملا رام نشده گفت‌وگو كنند. اين نحو از گفت‌وگو، بازتاب همان فلسفه‌اي است كه در سند كوانتومي مشاهده مي‌كنيم، تصور اينكه آينده قابل چانه‌زني، قابل فازبندي، و تا حدي قابل مهار است.اينجاست كه تفاوت نگاه آشكار مي‌شود. در روايت غربي، سند و نقشه راه و گفت‌وگوي راهبردي، جلوه بيروني يك سنت فكري است كه ريشه در برنامه‌ريزي سناريويي و آينده پژوهي دارد، سنتي كه نمايندگانش، از استراتژيست‌هاي دوران جنگ سرد گرفته تا تحليلگران امنيت ملي نسل بعد، عمر خود را صرف اين پرسش كردند كه چگونه مي‌توان در برابر آينده‌اي نامعلوم، نه با ترس كه با طرح و آينده‌نگري ايستاد. گراهام فولر، تحليلگر باسابقه امريكايي و از چهره‌هاي شوراي ملي اطلاعات امريكا، كه اوايل همين سال در سني نزديك به 90 سالگي درگذشت، نمونه چنين نسلي بود. نسلي كه باور داشت فهم درازمدت جهان، وظيفه‌اي نهادي است، نه شهودي و فردي. سند كوانتومي وزارت انرژي، از همين جنس نهادي است، محصول ماه‌ها بررسي، مشورت با جامعه علمي و صنعت، و تلاش براي تبديل يك آرزوي فني به يك مسير قابل پيمايش.اما در سوي ديگر، در بسياري از كشورهاي در حال توسعه ازجمله ايران، رابطه با آينده اغلب نه از جنس برنامه، كه از جنس نمايش است. رونمايي از يك رايانه يا برد به اصطلاح كوانتومي در يك برنامه تلويزيوني، و كشف چند دقيقه بعدتر كاربران اينترنت كه همان قطعه را با قيمتي ناچيز در سايت‌هاي خريد و فروش آنلاين پيدا مي‌كنند، تصادف نيست، نشانه يك الگوي تكرارشونده است. در اين الگو، فناوري نه ابزاري براي حل مساله‌اي واقعي - كه نشانه‌اي براي اثبات وجود است - نمايشي كه مخاطبش نه آينده، كه همين امروز و همين افكار عمومي است. اين تفاوت را نبايد صرفا به عنوان شكاف فناورانه خواند، اين شكاف در نسبت با زمان است. يك سو، آينده را افقي مي‌بيند كه بايد گام به گام و با شكيبايي به آن نزديك شد. سوي ديگر، آينده را لحظه‌اي مي‌بيند كه بايد در يك نما، يك خبر، يك تيتر، تسخير و اعلام شود.شايد ريشه اين تفاوت را بايد در جايي عميق‌تر از بودجه و زيرساخت جست، در فلسفه حكمراني. جايي كه نهادها ثبات نسبي دارند و افق برنامه‌ريزي مي‌تواند از يك دولت به دولت بعد منتقل شود، سند بلندمدت معنا پيدا مي‌كند؛ چون كسي هست كه آن را در فاز دوم و سوم پي بگيرد. اما جايي كه هر تصميم در سايه بي‌ثباتي، تحريم، و افق كوتاه‌مدت بقا گرفته مي‌شود، حتي صادقانه‌ترين تلاش‌هاي علمي هم ناخواسته به سمت نمايش سوق پيدا مي‌كنند، چون اميد به تداوم نهادي وجود ندارد و تنها چيزي كه مي‌ماند، لحظه اعلام است. به همين دليل است كه وقتي يك كشور از افق ۲۰۳۰ سخن مي‌گويد و كشور ديگر از افتخار همين هفته، هر دو ممكن است صادقانه سخن بگويند، اما در دو نظام زماني كاملا متفاوت زندگي مي‌كنند.
«ابرهوش» كلمه سنگيني است، اما سنگين‌تر از آن، صبري است كه توليدش مي‌خواهد، صبري كه هيچ رونمايي تلويزيوني جايگزينش نمي‌شود. شايد فرق واقعي كشورها در همين‌جا نهفته باشد، نه در اينكه به چه فناوري‌اي دست مي‌يابند، بلكه در اينكه چقدر مي‌توانند در سكوت، بي‌آنكه كسي همان لحظه برايشان دست بزند، روي چيزي كار كنند كه ثمره‌اش را شايد نسل بعد ببيند. سند وزارت انرژي امريكا، با همه محافظه‌كاري خشكش، از همين جنس سكوت است. برنامه‌اي كه قرار نيست همين امشب تيتر شود. و شايد همين غيبت تشويق فوري، همان چيزي باشد كه در نسخه ما هنوز جايش خالي است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون