دور دورهاي حال خوب كن
حسن لطفي
اصولا اهل هيچ دور دوري (پياده يا سواره) نيستم و نميتوانم از اين خلق (خلق ؟) آدمهاي شاديطلب و تفريح دوست لذت ببرم. آدمهايي كه انگار ميخواهند از هر مراسم، برنامه، رفتار و.... براي خلق شادي و لذت بهره ببرند.
اندوه حضورشان كنار يكديگر را دوست دارند و عبورشان از كنار همنوعانشان حتي اگر غريبه باشند به آنها لذت ميدهد. لذتي كه اگر چه نصيبم نميشود به آن احترام ميگذارم. البته دروغ چرا يكبار كه استانبول بوديم و در هتلي نزديك ميدان تقسيم ساكن شديم، اولش از دور دور در خيابان استقلال جا خوردم و گفتم عجب جايي را براي اقامت انتخاب كردهايم! شلوغي بيش از حدش و آدمهايي كه ميرفتند و برميگشتند كلافهام كرده بود. آدم غرغرويي شده بودم كه فكر ميكردم همه كساني كه بالا و پايين ميروند الكيخوشهايي هستند كه دنيا برايشان بازيچهاي بيش نيست. اما دو روز بعد نظرم برگشت. دليلش استدلال رفيق همراهي بود كه چندان هم اهل دور دورهايي از نوع خيابان استقلال نبود. اما يادش مانده بود كه قرار نيست همه آدمها عين هم شاد شوند. ميگفت يكي با خواندن كتاب حال خوشي پيدا ميكند، يكي نماز شب خواني سرپا نگهاش ميدارد، يكي كافهنشيني حالش را خوب ميكند و ..... نميدانم شما كه اين مطلب را ميخوانيد چقدر با گفته او موافق هستيد و از چه چيزي لذت ميبريد اما اين را ميدانم كه دور دور براي بعضيها اتفاق بد و براي برخي يكي از بهترين لحظات است.
اين را زماني بهتر درك كردم كه بنده خدايي كه ظاهرا مقام و پستي هم دارد در مورد دوردور اظهارنظر كرده بود و پشتبندش افراد مختلف (عادي، صاحبنظر، هنرمند، سياستمدار و...) موافق و مخالفش حرفهايي زده و متنهايي نوشته بودند. نميدانم نظر آن مقام رسمي بود يا شخصي اما انگار در اين روزگار گفتههاي شخصي يا به تعبيري حقيقي دارد با گفتههاي عمومي يا بهتر بگويم حقوقي قاطي ميشود.