گاف وزیر خارجه امریکا
بهروز بهزادی
استخراج تاريخ تمدن از فيلم تخيلي
20 سال پيش سينماي ورشكسته هاليوود دربهدر دنبال سوژهاي بود براي ساخت يك فيلم براي جلب توجه مردم امريكا. «زك اسنايدر» كه پيش از آن به ساخت فيلمهاي تخيلي مثل «بتمن» يا «ارتش مردگان» معروف بود با يافتن سوژه جنگ خشايارشا پادشاه هخامنشي ايران با يونانيان تمام كوشش خود را به كار برد كه از يك ماجراي تاريخي يك فيلم كاملا تخيلي بسازد و به مردم تحميل كند. او با خواندن داستاني از نبردهاي «ماراتون» و «سالاميس» بين ایرانيان و يونانيان كوشيد در فيلم از خشايارشا و سربازانش آدمهايي وحشي بسازد و هرچه توانست بر توانايي نيروهاي يوناني تاكيد كند. از نامي كه بر فيلم گذاشته شد، معلوم بود كارگردان كه نويسنده فيلمنامه نيز بود چه در آستين دارد. براي خشايارشا لشکري 300 هزار نفري تدارك ديد و براي سردار يوناني كه در برابر سپاهيان ايران ايستاد لشکري 300 نفره و همين شد آغازي بر تخيل او. تخيلي كه از آغاز مرعوب تمدن غرب بود و ضد شرق و به ويژه ايران كه در همان زمان اختلافات امريكا و اروپا بر سر غنيسازي انرژي هستهاي ايران توجه جهانيان را جلب كرده بود و جناب كارگردان قصد داشت تمام هنر تخيلي خود را براي شكست دادن لشکر ايران در برابر يونان به كار گيرد. نتيجه كار از نظر تخيل هماني شد كه ميخواستند. نمايش دروغين وحشيگري ايرانيان و تمدن يونانيان يعني غربيان. ظاهرا در همان سالها مارك روبيوي 37 ساله براي تماشاي فيلم ميرود و كل اطلاع ايشان درباره تاريخ ايران كه اينك وزير خارجه ترامپ در امريكاست از همين فيلم سرچشمه ميگيرد. در صورتي كه وزيران خارجه بايد داراي اطلاعات كافي و وافي از بيشتر كشورهاي مطرح دنيا باشند و آقاي روبيو زماني كه وزير خارجه آقاي ترامپ شد، بايد به يكي از كتابخانهها در امريكا ميرفت و يك دوره تاريخ تمدن جهان نوشته «ويل دورانت» را مطالعه ميكرد تا در كاري كه برعهده گرفته است، ماشين وزارت خارجه را به ته دره نيندازد. اگر چنين كاري ميكرد تمامي اطلاعات ايشان درباره ايران از يك فيلم تخيلي بدون اصل و نسب درباره ايران باستان سرچشمه نميگرفت.
هرودوت تاريخنويس يوناني كه البته چون يوناني است تاريخ را با چاشني يوناني نوشته است شرح مبسوطي از لشکركشي كوروش پادشاه هخامنشي به يونان دارد كه مينويسد: :نخستين تماس جدي ميان شاهنشاني هخامنشي و يوانيان با فتح «ليديه» توسط كوروش بزرگ در حدود سال 546 پس از ميلاد آغاز شد و در پي آن شهرهاي يونانينشين «ايونيه» كه پيشتر زير سلطه «ليديه» بود به قلمرو شاهنشاهي هخامنشي پيوست. بعد او به جنگهاي داريوش شاه و سپس خشايارشا اشاره ميكند و شرح جنگ خشايارشا كه سوژه ساخت فيلم 300 بوده است به وسيله او نوشته شده است. در اين نبرد نيروي دريايي خشايارشا دچار توفان بسيار شديدي ميشود و طي يك سلسله حملات كه توجه شما را به خواندن آنچه هرودوت نوشته است جلب ميكنم: ايرانيان آتن را تصرف ميكنند، اكروپوليس را آتش ميزنند كه در نهايت ايرانيان كه پيروزيهاي بسيار كسب كرده بودند شكست ميخورند. اما هرودوت درباره زندگي ايرانيان و در واقع تمدن اين كشور به مسائلي اشاره ميكند كه خواندني و نشانه توسعه و پيشرفت يك ملت بزرگ است (كه مجددا توصيه ميكنيم اين بخش را به دقت بخوانيد.) هرودوت نوشته است: ايرانيان شرمآورترين كار دنيا را دروغگويي ميدانستهاند كه در تضاد با رفتار يونانيان است. او همچنين از برگزاري جشن تولد، جشنهاي مختلف ايرانيان نوشته است و در جايي مينويسد دسر كه پس از خوردن غذا ميدهند از فرهنگ ايرانيان است. در نهايت بار ديگر توجه آقاي وزير خارجه امريكا را به خواندن تاريخ تمدن جهان و به ويژه بخش ايران آن جلب ميكنم كه سناريوي تخيلي يك فيلم را به عنوان تاريخ نتوانند به خورد او بدهند.