گروه اجتماعي
با گذشت بيش از 3 ماه از اجراي اولين سنجش تروماي رواني جنگ، نتايج اين سنجش منتشر شد كه اعداد اين نتايج، حاكي از شمار بسيار اندك شركتكنندگان در اين سنجش، شمار بالاي تعداد مبتلايان تروماي رواني جنگ و تعداد بسيار كم موافقان دريافت اقدامات تخصصي روانشناختي است. اين طرح، با رويكرد شناسايي بحران رواني جنگ و با تاكيد بر اختلال استرس پس از سانحه PTSD از اول خرداد تا 15 تير امسال توسط سازمان بهزيستي كشور و براي تمام جمعيت بالاي 18 سال در 31 استان كشور و از طريق ارسال پيامك و پرسشنامه آنلاين انجام شد. در حالي كه جمعيت بالاي 18 سال كشور، حدود 60 ميليون نفر است و اپراتورهاي تلفن همراه هم براي حدود 60 ميليون كاربر، پيامك شركت در پرسشنامه آنلاين ارسال كرده بودند، اما طبق گزارش سازمان بهزيستي كشور از نتايج اين سنجش، فقط كمي بيش از يك ميليون نفر از دريافتكنندگان پيامك (يك ميليون و چهار هزار و 395 نفر) از سامانه ملي سنجش سلامت روان بازديد كردند و از اين تعداد هم كمتر از 44 درصد از بازديدكنندگان (435 هزار و 159 نفر) فرآيند ارزيابي سلامت روان را بهطور كامل تكميل كردند كه از بين پاسخدهندگان، بيش از 70 هزار نفر (70 هزار و 723 نفر) و معادل 16.3 پاسخدهندگان، در سطح پرخطر شناسايي شدند. بخش نگرانكننده اين نتايج اين است كه فقط حدود 52 درصد جمعيتي كه به مرحله پرخطر اختلال استرس پس از سانحه و تروماي رواني بعد از جنگ رسيده بودند، حاضر به دريافت خدمات تخصصي مشاوره و روانشناختي بودند. يكي ديگر از نتايج نگرانكننده اين سنجش، شيوع 20درصدي تروماي رواني جنگ در شركتكنندگاني از استان تهران است، اما كمتر از 20 درصد افرادي كه داراي علايم پرخطر از نظر اختلالات رواني جنگ بودهاند، براي مداخلات تخصصي روانشناختي اعلام موافقت داشتند .
اولين سنجش تروماي رواني جنگ چرا انجام شد؟
سنجش تروماي رواني جنگ، اولين پايش اختلالات رواني متاثر از جنگ طي 4 دهه اخير است كه اول خرداد امسال و كمتر از 45 روز بعد از آتشبس جنگ 40 روزه، به مدت يك ماه توسط معاونت سلامت اجتماعي سازمان بهزيستي كشور و به شيوه ارسال پرسشنامه در سامانه آنلاين انجام شد. سازمان بهزيستي كشور، در مقدمه انتشار نتايج اين پايش اعلام كرده است: « بحرانها و به ويژه جنگها، تنها زيرساختهاي فيزيكي را تخريب نميكنند. آنها لايههاي عميقي از اضطراب، ناامني رواني و اختلال در روابط اجتماعي را نيز در جامعه ايجاد ميكنند. تجربيات جهاني در حوزه سلامت روان نشان ميدهد پيامدهاي رواني بحرانها، گاه ماندگارتر از پيامدهاي مادي آنهاست. اختلال استرس حاد، اضطراب فراگير، افسردگي و اختلال استرس پس از سانحه، از جمله پيامدهايي هستند كه ميتوانند ماهها و حتي سالها پس از پايان بحران در زندگي فردي و جمعي تداوم پيدا كنند. »
اين سنجش، اولين پايش اختلالات جنگ براي جمعيت بالاي 18 سال كشور است كه در « پنجره طلايي مداخله» انجام شد و استدلال سازمان بهزيستي همين است كه فاصله كوتاه انجام اين پيمايش تا حملات هوايي و ويرانيها و تخريبها و خسارات مالي و جاني و شهادتها و مصدوميتهايي كه جنگ 40 روزه براي هموطنانمان ايجاد كرد، ميتواند نتايج شفافتر و صريحتري به دست دهد و همچنين، مداخله زودهنگام و امكان جلوگيري از تبديل استرسهاي اوليه به اختلالات مزمن را فراهم ميكند. سازمان بهزيستي كشور، بعد از جنگ 40روزه و تا پيش از آغاز اجراي اين سنجش، دو پيمايش هم براي جمعيت تحت پوشش و سالمندان كشور انجام داده بود كه يافتههاي مهم و هشداردهندهاي درباره تروماي رواني جنگ داشت. نتايج پيمايشي كه سازمان بهزيستي، بعد از جنگ 40 روزه بر وضعيت سلامت روان 2500 سالمند كشور انجام داد، نشان ميداد كه مهمترين پيامدهاي جنگ براي اين گروه، افزايش استرس، اضطراب، ترس، نگراني، دلهره و افسردگي است تا جايي كه اين مشكلات رواني براي اين گروه سني، اهميتي دوچندان در مقايسه با مسائل اقتصادي داشته است. طبق نتايج اين پيمايش در سطح كشور، 70 درصد سالمندان از تشديد اضطراب خود بر اثر جنگ گفته بودند، 48 درصد كاهش كيفيت خواب را تجربه كرده و 78 درصد نيز از افت احساس امنيت در محيط زندگيشان خبر داده بودند. بررسيها همچنين نشان داد كه شدت اضطراب در دهكهاي اقتصادي 3 تا 7 سالمندان بيشتر است در حالي كه كاهش احساس امنيت و افت كيفيت خواب، بيشتر در دهكهاي اقتصادي 1 تا 3 مشاهده شده بود و همچنين زنان سالمند هم بيشترين ميزان آسيبپذيري از بحران رواني جنگ را تجربه كرده بودند.
دومين پيمايش ملي كه سازمان بهزيستي كشور بعد از جنگ 40 روزه و قبل از آغاز اجراي اولين سنجش ملي تروماي رواني جنگ انجام داد، مربوط به جمعيت تحت پوشش اين سازمان و شامل افراد داراي معلوليت، زنان سرپرست خانوار، كودكان تحت حمايت و افراد درگير اعتياد بود. نتايج اين پيمايش هم نشان داد كه حدود 70درصد اين گروهها با افزايش اضطراب روبهرو بودهاند و بيشترين ميزان اضطراب هم در ميان زنان سرپرست خانوار مشاهده شد علاوه بر اينكه حدود 50 درصد افراد مورد بررسي از همين جمعيت هم از كاهش احساس امنيت گفته بودند.
اولين سنجش ملي سلامت روان بعد از جنگ چه يافتههايي داشت؟
طبق اعلام سازمان بهزيستي كشور، هدف از انجام اين سنجش، شناسايي افراد داراي علايم استرس حاد و اختلالهاي مرتبط، غربالگري سريع و تخصصي سلامت روان در جمعيت عمومي، طبقهبندي سطح خطر، ارايه مداخلات اوليه روانشناختي كوتاهمدت، ارجاع هدفمند به خدمات تخصصي متناسب با سطح خطر و كاهش بروز اختلالات مزمن پس از سانحه بود. قرار بود كه براي تمام افراد بالاي 18 سال كشور، پيامك ورود به سامانه ارزيابي آنلاين ارسال شود و سپس، سنجش در سه مرحله انجام ميشد. مرحله اول يك ارزيابي اوليه و با طرح 9 سوال براي واكنش رواني به بحران بود و از اين طريق، افراد در محدوده خطر متوسط يا بالا شناسايي ميشدند. افراد شناسايي شده در يك ارزيابي تخصصيتر به پرسشهايي براي بررسي شدت علايم تروماي رواني و احتمال ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه پاسخ ميدادند و در مرحله سوم، افراد بر اساس سطح خطر ابتلا، به خدمات روانشناختي ارجاع ميشدند.
طبق گزارشي كه سازمان بهزيستي كشور از نتايج اين سنجش منتشر كرده، در طول اجراي طرح و از مجموع بيش از 435 هزار نفر كه فرآيند ارزيابي سلامت روان را بهطور كامل تكميل كردند، بيش از 70 هزار نفر و معادل 16.3 پاسخدهندگان در سطح پرخطر شناسايي شدند. از بين اين جمعيتي كه به مرحله پرخطر اختلال استرس پس از سانحه و تروماي رواني بعد از جنگ رسيده بودند، بيش از 36 هزار نفر براي دريافت خدمات تخصصي اعلام آمادگي كردند، بيش از 23 هزار نفر از اين تعداد، براي دريافت خدمات تخصصي به مراكز مشاوره و روانشناسي معرفي شدند و بيش از 11 هزار نفر، خدمات مشاوره دريافت كردند.
وضعيت شركتكنندگان بر اساس جنسيت
طبق اين گزارش از مجموع بيش از 435 هزار شركتكننده در طرح سنجش (حدود 44 درصد از بازديدكنندگان از سامانه سنجش سلامت روان) بيش از 241 هزار نفر (55.4 درصد) مرد و بيش از 193 هزار نفر (44.5 درصد) زن بودند.
وضعيت شركت كنندگان بر اساس شغل
بيشترين مشاركت در ميان افراد داراي شغل آزاد با بيش از 106 هزار نفر (24 درصد) مشاهده شد و افراد خانهدار با بيش از 103 هزار نفر (23.6 درصد) و كارمندان با بيش از 87 هزار نفر (20 درصد) در رديفهاي بعد بودند. بيش از 76 هزار نفر فاقد شغل (17.5 درصد)، بيش از 35 هزار نفر كارگر (8.2 درصد) و بيش از 26 هزار بازنشسته (6 درصد) بقيه گروه شركتكنندگان در طرح بودند.
وضعيت شركت كنندگان بر اساس تحصيلات
بيشترين مشاركتكنندگان با بيش از 126 هزار نفر (29 درصد) داراي مدرك ديپلم بودند و سپس افراد داراي مدرك كارشناسي با بيش از 102 هزار نفر (23.4 درصد)،افراد زير ديپلم با بيش از 92 هزار نفر (21.2 درصد)، فوق ليسانس با بيش از 44 هزار نفر (10.2 درصد)، فوق ديپلم با بيش از 34 هزار نفر (10 درصد)، مدرك دكترا با بيش از هزار نفر (2.3 درصد) و تحصيلات حوزوي با بيش از 2800 نفر (0.6 درصد) در رديفهاي بعد بودند.
وضعيت شركت كنندگان بر اساس گروه سني
بيشترين فراواني شركتكنندگان در اولين سنجش تروماي رواني جنگ، در گروه سني 18 تا 25 سال با جمعيت بيش از 76 هزار نفر (17.4 درصد) بود و گروه سني 36 تا 40 سال با بيش از 68 هزار نفر (15.8 درصد)، گروه سني 41 تا 45 سال با بيش از 68 هزار نفر (15.6 درصد)، 31 تا 35 سال با بيش از 52 هزار نفر (12 درصد)، 26 تا 30 سال با بيش از 48 هزار نفر (11 درصد) در رديفهاي بعد بودند و كمترين تعداد شركتكنندگان هم در گروه سني بالاي 76 سال با بيش از 2800 نفر (0.6 درصد) بود.
وضعيت شركت كنندگان بر اساس تاهل
بيشترين تعداد شركتكنندگان در اين سنجش، افراد متاهل با بيش از 273 هزار نفر (63 درصد) بودند و افراد مجرد با بيش از 130 هزار نفر (30 درصد) و افراد مطلقه با بيش از 31 هزار نفر (7 درصد) در رديفهاي بعد بودند.
وضعيت شركت كنندگان بر اساس وضعيت مشاركت استاني
طبق گزارش معاونت سلامت اجتماعي سازمان بهزيستي كشور، استانهاي گلستان با بيش از 48 هزار نفر، مازندران با بيش از 44 هزار نفر و تهران با بيش از 36 هزار نفر، بيشترين تعداد شركتكنندگان در اين سنجش را داشتند. تعداد مشاركتكنندگان در استانهاي خراسان رضوي، خوزستان، فارس و گيلان، بين 22 هزار تا 31 هزار نفر بود، در هر يك از استانهاي آذربايجان شرقي، سيستان و بلوچستان، همدان، اصفهان، خراسان جنوبي، آذربايجان غربي، لرستان، ايلام و يزد هم بيش از 10 هزار تا 19 هزار نفر در اين سنجش شركت كردند و تعداد شركتكنندگان بقيه استانها كمتر از 10 هزار نفر بود علاوه بر اينكه كمترين مشاركت هم در استان اردبيل با جمعيت 2054 نفر ثبت شد.
وضعيت افراد پرخطر شناسايي شده در هر استان
مهمترين بخش اين سنجش كه در واقع ميتواند دستور كار سازمان بهزيستي كشور و وزارت بهداشت به عنوان متوليان رصد انواع اختلالات روان و اقدامات تخصصي و درماني باشد، بخش ارايه اطلاعات افراد پرخطر شناسايي شده در هر استان است. گزارش سازمان بهزيستي كشور از نتايج اين سنجش نشان ميدهد كه بر اساس تعداد شركتكنندگان، بالاترين ميزان تروماي رواني جنگ در استان تهران با شيوع بيش از 20 درصدي و كمترين ميزان در استان خراسان شمالي با شيوع 0.91 درصدي بوده است. يافتههاي اين سنجش نشان ميدهد كه استان خراسان رضوي با شيوع 8.84 درصدي (6250 نفر)، اصفهان با شيوع 6.65 درصدي (4706 نفر) و فارس با شيوع 5.82 درصدي (4114 نفر) از مجموع افراد پر خطر در ميان جمعيتي كه بهطور كامل در سنجش تروماي جنگ شركت كردهاند، در رديفهاي بعد از استان تهران بودهاند. گزارش سازمان بهزيستي همچنين نشان ميدهد كه فقط استان سمنان با شيوع 0.93 درصدي و استان خراسان شمالي با شيوع 0.91 درصدي از شمار افراد پرخطر بين تمام شركتكنندگان در اين سنجش شركت كردهاند، شيوع كمتر از يك درصدي تروماي رواني جنگ داشتهاند و 13 استان با شيوع بين يك تا دو درصد، 7 استان شيوع بين 2 تا 3 درصد، 5 استان هم شيوع بين 4 تا 5 درصدي داشتهاند. نكته مهم در اين يافتهها اين است كه ميزان شيوع تروماي رواني جنگ در استان تهران، فاصله بسيار زياد با بقيه استانها دارد چنانكه در استان تهران و از جمع مشاركت كنندگان در اين سنجش، بيش از 14 هزار نفر با شيوع 20.15 درصدي به عنوان افراد پر خطر شناسايي شدهاند و استان تهران در رديف اول تروماي رواني جنگ قرار گرفته در حالي كه رديف دوم اين جدول، مربوط به شمار افراد پرخطر در استان خراسان رضوي است كه 6250 نفر (8.84 درصد) از بين شركتكنندگان در سنجش هستند. يافته ديگر اين سنجش كه هشدار مهمي براي نظام سلامت و توجه به ضرورت مديريت هزينههاي سلامت روان است، فاصله معنادار شمار افراد پر خطر شناسايي شده در هر استان در مقابل تعداد افرادي است كه براي ارجاعات تخصصي اعلام رضايت داشته و مداخلات روانشناختي را ادامه دادهاند. طبق اين گزارش، از جمع 70 هزار و 723 فرد داراي علايم پرخطر تروماي رواني جنگ، فقط 36 هزار و 744 نفر و كمي بيش از 50 درصد، براي مراجعات و پيگيريهاي تخصصي اعلام رضايت داشتهاند. هشدار جدي در تفكيك استاني اين اعداد و از شمار اندك افرادي است كه با وجود علايم پرخطر از تروماي رواني جنگ، براي مراجعه و اقدامات تخصصي موافقت كردهاند. در استان تهران از مجموع بيش از 14 هزار فرد با علايم پرخطر تروماي رواني جنگ، فقط 7299 نفر و كمتر از 20 درصد (19.86 درصد) افراد شناسايي شده، براي مراجعات و اقدامات تخصصي موافقت داشتهاند در حالي كه وضعيت استان تهران از بابت موافقان دريافت اقدامات تخصصي، بهترين وضعيت در كل 31 استان است، چرا كه رديف دوم اين جدول، مربوط به استان خراسان رضوي است كه از مجموع 6250 فرد داراي علايم پرخطر تروماي رواني جنگ، فقط 3045 نفر (8.29 درصد) حاضر به دريافت مداخلات تخصصي شدهاند. رديفهاي بعد اين جدول، حاكي از كاهش شمار افراد پرخطر موافق با دريافت خدمات تخصصي است. 7 استان بين 4 تا كمتر از 7 درصد، 6 استان بين 2 تا 3 درصد، 13 استان بين 1 تا 2 درصد و سه استان كمتر از يك درصد افراد داراي علايم پرخطر، پذيرفتهاند كه براي اقدامات تخصصي مراجعه داشته باشند كه كمترين تعداد موافقان مربوط به استانهاي اردبيل (0.98 درصد)، خراسان شمالي (0.93 درصد) و سمنان (0.85 درصد) است. فاصله نگرانكننده شمار افراد داراي علايم پرخطر تروماي رواني جنگ با تعداد موافقان دريافت مداخلات تخصصي، دو پيام نگرانكننده دارد؛ در حالي كه تاكيد سازمان بهزيستي اين بوده كه فاصله كوتاه آتشبس تا آغاز اجراي اولين سنجش تروماي رواني جنگ، فرصت مناسبي براي جلوگيري از رسوب اين علايم و جلوگيري از گستردگي دامنه اختلالات به ساير ابعاد زندگي فرد، فراهم بودن امكان مداخلات پيشگيرانه براي جلوگيري از ناتوان شدن فرد به سبب اين علايم است، اما استقبال اندك جمعيت مشمول اين سنجش (جمعيت 60 ميليون نفري افراد بالاي 18 سال كشور) ميتواند هم ناشي از گستردگي نگرانيها به دليل انگ اجتماعي مداخلات و خدمات روانشناختي باشد و هم ميتواند نشانهاي از كاهش سرمايه اجتماعي از بابت بياعتمادي جمعيت به خدمات دولتي در حوزه مداخلات روانشناختي باشد.
پيام دوم اين اعداد نگرانكننده اين است كه با وجود شمار قابل توجه افراد پرخطر داراي علايم تروماي رواني جنگ، تعداد بسيار كمي و حدود 52 درصد افراد براي دريافت خدمات تخصصي پذيرش و موافقت داشتهاند و حدود 48 درصد افراد داراي علايم پرخطر تروماي رواني جنگ، در جامعه رها هستند. فرض خوشبينانه بايد اين باشد كه اين افراد بعد از اطلاع از چنين علايمي، شخصا و با پرداخت هزينه، براي دريافت خدمات تخصصي مراجعاتي داشته باشند كه البته اميدواري به اين فرض با توجه به هزينههاي بالاي روان درماني و خدمات مشاوره، بسيار ناچيز است .