ترامپ عاشق معامله و توافق با دشمنان امريكا است. كاخ سفيد با كاخ كرملين به يك توافق نامتعارف رسيدهاند؛ تفاهمي كه بوي گازوييل ميدهد. تماس تلفني روساي جمهوري روسيه و امريكا در زماني برقرار شده كه كمتر كسي گمان ميكرد «دونالد ترامپ» ميخواهد چه در جنگ، چه در صلح و فراتر از همه در معاملات، غيرقابل پيشبيني و مقتدر به نظر برسد. آنچه در رفتارشناسي ترامپ طي اين گفتوگو به چشم ميآيد، نمايش متفاوتي از «تئوري مرد ديوانه» است. الگوريتمي كه ريچارد نيكسون در دهه ۱۹۷۰ براي ترساندن رقبا ابداع كرد و ترامپ با آن بازي ميكند.
ترامپ با رفتارهاي غيرقابل پيشبيني، تهديدهاي ناگهاني به اعمال تحريمهاي سنگين و سپس چرخش ۱۸۰ درجهاي به سمت معامله و لغو محدوديتها، طرفهاي مقابل را در حالت «عدم قطعيت مطلق» نگه ميدارد.
او به پوتين نشان ميدهد كه حاضر است همه قواعد بازي را برهم بزند، تحريمهاي صادراتي را ناديده بگيرد. معامله به يكباره خريد و عرضه ۳۰۰ هزار تن گازوييل روسيه يك وضعيت استثنايي در اوج تنشها پيرامون تقابل سخت در جنگ اوكراين است. داستان جالب درباره معامله گازوييلي كرملين با كاخ سفيد اين است كه تا هفته پيش، هرگونه معامله با روسيه يك خط قرمز با عواقب سنگين براي كشورهاي غربي محسوب ميشد؛ حالا واشنگتن مجوز خريد بزرگ حوزه انرژي از روسيه را صادر كرده است. روي ديگر سكه اين است كه مسكو همچنان هژموني انرژي خود را به عنوان يك اهرم اقتصادي حفظ كرده است.
پيشپرداخت يك معامله
«گازوييل» و فرآوردههاي نفتي به عنوان خطشكن ديپلماسي تلفني بين كرملين و كاخ سفيد بايد قلمداد كرد. فراموش نكنيم كه ترامپ يك تاجر است؛ مرد ديوانه اهميتي براي پروتكلهاي ديپلماتيك و چارچوبهاي اتوكشيده سياست خارجي واشنگتن قائل نيست.از يك طرف، ترامپ در داخل با تورم سوخت و رضايت افكار عمومي روبهرو است؛ از طرف ديگر، پوتين با انباشت فرآوردههاي نفتي و فشار بر زيرساختهاي پالايشگاهي مواجه است. معامله بر سر بيش از ۳۰۰ هزار تن گازوييل، ميتواند يك «نقطه اتكاي ملموس» براي شروع معاملهاي بزرگتر باشد.
تداركات آشكار و پنهان ديپلماتيك بين مسكو و واشنگتن اين گمانهزني را مطرح ميكند كه گازوييل ممكن است تنها «پيشپرداخت» براي يك معامله بزرگتر باشد. تا همين ديروز، رييسجمهوري امريكا دنبال افزايش ريسكپذيري تا رويارويي هستهاي بود و پوتين با صبر استراتژيك خط و نشان اتمي براي جهان ميكشيد. حالا بوي معامله به مشام ميرسد؛ هرچند بوي باروت آغشته به اورانيوم همچنان قابل مشاهده است.
خنجر از پشت به كييف
تصميم ناگهاني كاخ سفيد براي معامله گازوييلي روسيه، مانند صاعقهاي بر سر كييف فرود آمد. درست در شرايطي كه «ولوديمير زلنسكي» تمام ساختار ديپلماتيك و تبليغاتي خود را روي انزواي كامل انرژي مسكو و فلج كردن شريانهاي مالي كرملين تنظيم كرده بود، با يك «سيلي سخت» مواجه شد. نشريه تلگراف از تعبير «تلاش دقيقه نودي ترامپ و خنجر از پشت به زلنسكي» استفاده ميكند. نكته جالب اينجاست كه درخواستهاي ترامپ براي همراهي كييف با اين انعطاف جديد در برابر مسكو، با پاسخ منفي و صريح زلنسكي مواجه شده بود. براساس گزارشهاي منتشر شده توسط رسانههاي بينالمللي نظير اكسيوس، رييسجمهوري اوكراين درخواست واشنگتن را به صراحت رد كرد و لغو تحريمهاي انرژي روسيه را گامي در جهت همدستي با كرملين دانست. اما پاسخ واقعي كييف نه روي كاغذ، بلكه روي زمين نبرد رقم خورد؛ ارتش اوكراين بلافاصله پس از علني شدن اين توافق، حملات گسترده پهپادي و موشكي به پالايشگاهها و تاسيسات كليدي انرژي در عمق خاك روسيه را تشديد كرد تا نشان دهد بازي جديد واشنگتن و مسكو بدون هزينه نخواهد بود. حقيقت تلخ براي كييف اين است كه در منطق مرد ديوانه، اوكراين تنها يك «متغير وابسته» است و هرگز متحد استراتژيك دايمي تلقي نميشود. ترامپ در آستانه انتخابات نوامبر تنها و تنها نگران فرداي غلبه دموكراتها بر جمهوريخواهان در مجلس نمايندگان است. رييسجمهوري امريكا صرفا دنبال كاهش قيمت سوخت، مهار تورم براي كشاورزان و رانندگان كاميون امريكايي و ارايه يك دستاورد تجاري ملموس است. معامله گازوييلي نشان داد كه هيچ ارزشي براي واشنگتن بالاتر از منافع اقتصادي نيست.
تهران در كانون شطرنج بزرگ
اگر جنگ اوكراين جبهه آشكار و خونين اين معامله سوداگرانه است، پرونده ايران و خاورميانه «قلب حياتي و لايه عميقتر» اين شطرنج بزرگ محسوب ميشود. نكته اينجاست كه توافقات دوجانبه ميان قدرتهاي بزرگ بدون وزنكشي درباره بازيگران منطقهاي بيمعناست. واژهشناسي ادبيات كرملين نشان ميدهد كه مسكو هم ميخواهد در عرصه ميانجيگري بين تهران و واشنگتن ايفاي نقش كند.
اگرچه مشكل ايران و امريكا تبادل سيگنال نيست، اما شايد وزن كانالها آنچنان سنگين نيست كه در معادلات توازن ايجاد كنند؛ آيا ورود مسكو به موازات پكن در فرآيند ميانجيگري ميتواند اتفاقي ويژه باشد؟ سوال اساسي اينجاست كه مسكو ميخواهد ميانجي باشد يا معاملهگر؟ براي پاسخ به اين معما، ابتدا بايد دقت داشت كه كوشنر پرونده ايران را از زاويه «تثبيت معماري امنيتي-اقتصادي منطقه» و تكميل پروژه ادغام منطقهاي ميبيند. از ديدگاه او، همراه كردن روسيه يا حداقل بيطرف ساختن مسكو در برابر فشارهاي واشنگتن عليه تهران، كليد اصلي موفقيت طرحهاي امريكا در خاورميانه است.
فرستادگان ترامپ در حال ارزيابي ميزان آمادگي پوتين براي بازي در نقش «ميانجي يا اهرم فشار» عليه ايران هستند. واشنگتن ممكن است در ازاي انعطاف در تحريمهاي انرژي و پرونده اوكراين، از كرملين بخواهد كه حمايتهاي استراتژيك، تسليحاتي و اقتصادي خود از تهران را محدود يا مشروط سازد. نكته اينجاست كه تهديد استراتژيك منافع تهران، تهديد ثانويه براي مسكو محسوب ميشود. تنش بين تهران با واشنگتن شايد مطلوب شرقيها باشد اما جنگ فرسايشي در خاورميانه يك تهديد دسته جمعي است.
تحليلگران انديشكدههايي چون موسسه كارنگي و شوراي آتلانتيك بر اين باورند كه پوتين از كارت ايران به عنوان يك «اهرم چانهزني عالي» در برابر امريكا استفاده ميكند. از نظر غرب، مسكو تمايلي ندارد كه ايران كاملا به سمت غرب بچرخد يا بحران هستهاي آن با يك توافق مستقيم ميان تهران و واشنگتن حل شود، چراكه در آن صورت، ارزش ژئوپليتيك مسكو براي هر دوطرف كاهش مييابد. انديشكدههاي غربي هشدار ميدهند كه ترامپ ممكن است با دادن امتياز در پرونده اوكراين، امتياز ملموسي درباره مهار ايران از پوتين دريافت نكند.
در مقابل، رسانههاي نزديك به كرملين با لحني كاملا محاسبه شده به موضوع ميپردازند.
آنها ايران را «شريك راهبردي غيرقابل جايگزين» در جنوب روسيه معرفي ميكنند، اما همزمان بر «استقلال تصميمگيري مسكو» تاكيد دارند. رسانههاي روسي توافق گازوييلي و گفتوگوها پيرامون ايران را نشانه «به رسميت شناختن قدرت كدخداگري روسيه» توسط امريكا ميدانند. از نگاه مسكو، بازي همزمان با تهران و واشنگتن، جايگاه روسيه را از يك كشور تحت تحريم به يك «وزنهگذار بينالمللي» ارتقا ميدهد.شايد كرملين هم ميخواهد ميزبان مذاكرات غيرمستقيم باشد؛ هرچند برخي با ديده ترديد به آن نگاه ميكنند. نكته اينجاست كه تهران همچنان دچار خود درگيري سنتي «روسوفيل» با «انگلوفيل» است. اين دو قطبي قدرت مانور براي استفاده از فرصت مسكو را تحتالشعاع قرار ميدهد.
فرصت و تهديدهاي درهم تنيده
از منظر تئوريك، آنچه ميان كاخ سفيد و كرملين در جريان است، بازگشت به نظريه «توازن قدرت و كنسرت قدرتهاي بزرگ» است. تئوري «وابستگي متقابل نامتقارن» ثابت ميكند كه ابزار تحريم در برابر نياز مبرم بازارهاي جهاني به فرآوردههاي سوختي كارايي خود را از دست داده و مسكو بار ديگر نشان داد كه با تكيه بر انحصار طبيعي انرژي، ميتواند قواعد بازي را حتي به رقيب سنتي خود تحميل كند.
براي تهران، معامله گازوييلي ترامپ و پوتين در عين تهديد، ميتواند فرصت باشد. بزرگترين تهديد براي تهران، تكرار سناريوهاي تاريخي است كه در آن قدرتهاي بزرگ بر سر مناطق نفوذ خود معامله ميكنند.
اگر مسكو در ازاي تثبيت دستاوردهاي خود در اوكراين و لغو تحريمهاي نفتي، منافع ارزي و تسليحاتي ايران را قرباني كند، ممكن است منافع تهران مورد تهديد قرار گيرد. در عين حال، ورود رسمي و با مجوز روسيه به بازار عرضه انبوه گازوييل و نفت با چراغ سبز امريكا، فضاي مانور ايران در بازارهاي خاكستري را تحتالشعاع قرار ميدهد. اين تئوري وجود دارد كه ترامپ ميخواهد پس لرزه ازسرگيري جنگ با ايران را مهار كند.
اما از زمانبندي معامله گازوييلي با نشست تركمنستان و ملاقات روساي جمهوري ايران و روسيه هم نبايد بيتفاوت عبور كرد. كرملين پافشاري ميكند كه تبادل سيگنال درباره ايران با اطلاع مستقيم تهران بوده است. اين گزاره گمانهزنيهاي متفاوتي را مطرح ميكند. در عين حال، صدور مجوز معامله گازوييلي نشان داد كه دكترين تحريمهاي مطلق در عمل با چالش مواجه است. ايران ميتواند از اين شكاف براي چانهزني با بازيگران منطقهاي و بينالمللي استفاده كرده و ناكارآمدي تحريمهاي يكجانبه امريكا را به رخ بكشد.
تهران در قلب سناريوهاي مبتني بر ازسرگيري فوري جنگ، ميتواند يك وضعيت جديد و متفاوت خلق كند. مرد ديوانه به آب و آتش ميزند تا در مقابل ايران مقتدر به نظر برسد؛ او در پس همه لفاظيهايش تشنه يك توافق با تهران است. واشنگتن به خوبي ميداند كه ورود به «جنگ بدون پايان» هزينههاي ناخوشايند خواهد داشت.
در دنيايي كه سوداگران قدرت پشت درهاي بسته براي سرنوشت شريانهاي اقتصادي چانهزني ميكنند، تنها تكيهگاه مطمئن، «اقتدار درونزا»، ديپلماسي هوشمند منطقهاي و عبور از توهمات بيروني است. بازيگراني كه كارتهاي خود را با چشمي باز و اتكا به بازدارندگي ملي تنظيم نكنند، ناچارند نظارهگر تقسيم منافع ديگران روي ميز خود باشند. كارشناس ارشد روابط بينالملل