نقدي بر برنامه «به وقت ايران»
جعفرگلابي
دعوت از آقاي كرباسچي در برنامه «به وقت ايران» بازتابهاي فراواني داشت و نشان داد كه اگر صدا و سيما از روند يك سويه فعلي عبور كند، ميتواند مرجع رسانهاي باشد و جلو القائات رسانههاي بيگانهپرست را بگيرد. همين برنامه كه كمي جلوتر از ديگر برنامههاي صدا و سيما حركت ميكند هم ميتواند منشأ اثر و اطمينان و آرامش و اگاهي مردم باشد به شرط اينكه جوانب حرفهاي و انصاف را رعايت كند. متاسفانه صدا و سيما اعتنايي به اين مسائل ندارد و همواره به انحصاري كه در دست دارد تكيه ميكند. مثلا همين برنامه «به وقت ايران» اشكالات اساسي دارد و متوليان رسانه ملي وقعي به اين نواقص نمينهند. دوستاني كه بيش از ۲۰۰ روز است مفصلا تحليلهاي خود را روي آنتن ميبرند ظاهرا متوجه نيستند و اصول اوليه يك برنامه تحليلي را رعايت نميكنند. چرا و چگونه و بر اساس كدام معيار ملي دو نفر حق دارند در اين زمان طولاني متكلم دوتايي باشند و هر چه به ذهنشان رسيد را بيان كنند؟ اگر اين دوستان در يك شبكه خصوصي از صبح تا شام براي مخاطبان خود سخن بگويند و تحليل بكنند هيچ ايرادي متوجه آنها نيست ولي رسانه ملي متعلق به همه مردم است و بايد افكار و تحليلهاي مختلف را ارائه بدهد. اگر صدا و سيما در راستاي مصالح ملي مجبور است كه مسائل خاصي را مكررا پخش کند ديگر نبايد وارد عرصه تحليل و نقد انواع جريانهاي داخلي شود. در رسانه ملي نبايد تحليلگر ثابت داشته باشيم و حقي انحصاري به كسي داده شود. صدا و سيما سخنگوي نظام است و بر اين اساس بايد فضاي تحليلي جامعي فراهم كند فضايي كه قطعا نياز به تضارب فكرها و انديشهها باشد. دوستان هميشه حاضر در برنامه به وقت ايران اگر ميخواهند جوانب حرفهاي را رعايت كنند بايد به گزارشگري بپردازند و با كنار هم گذاشتن انواع خبرها و تحليلها در مقام ارائه وضعيت جنگ و مسائل پيراموني آن با كمترين قضاوت شخصي به روشنگري بپردازند. اتفاقا رعايت اين نكته بسيار مهم و اساسي مخاطبان انبوه را پاي تلويزيون مينشاند.
تحليل كردن برعهده مهمانان برنامه است و دوستان حداكثر ميتوانند پرسشگران خوبي باشند. ناگفته نماند و از انصاف خارج نشويم كه بسياري از تحليلهاي ارائه شده درست هستند ولي اين دليل نميشود كه سخنان درست را با دوري از لوازم حرفهاي شهيد كنند.
متاسفانه كار درست صدا و سيما در دعوت از افراد با گرايشهاي متفاوت با بياحتياطي روبهرو شد تا جايي كه ممكن است بازتابهاي منفي خارجي هم داشته باشد. آقاي كرباسچي كه در بيان نقطه نظرات خود صريح است و اهل ملاحظه نيست بحث را به ريز مسائل نظامي و سياسي كشاند و ادعاهايي را مطرح كرد كه با واكنش سريع سخنگويان نيروهاي مسلح روبهرو شد. زدن سه كشتي پس از تفاهمنامه اسلامآباد پاسخ به نقضهاي مكرر امريكا بود و اگر ايران جواب نميداد پايمالي همه بندهاي آن تثبيت ميشد و امريكا گامي جديد در تقابل با ايران برميداشت. البته در اين مورد نظر شوراي امنيت ملي ملاك و معيار است ولي اجمالا به نظر ميرسد كه قبل از پاسخ عملي به نقضهاي امريكا بايد هشدارهاي لازم داده ميشد و تبليغات گستردهاي پيرامون آن صورت ميگرفت.
امريكا ثابت كرده است كه به معاهدهها، قرارها و اعلانها و امضاهاي خود پايبند نيست و به بهانههاي مختلف كار خود را پيش ميبرد و اگر بهانهاي نداشته باشد آن را توليد ميكند و اگر هيچ بهانهاي نتوانست بتراشد، بيبهانه اقدام ميكند. براي خروج از برجام بهانهاي وجود نداشت و حتي متحدان اروپايي امريكا تلاش كردند تا ترامپ را از بحران خروج از آن آگاه كنند و بازدارند ولي رييسجمهور امريكا بيش از اروپاييان گوشش بدهكار تلآويو است. در هر حال صدا و سيما بايد چندصدايي را تمرين كند و براي عدم خدشه به منافع و امنيت ملي ترتيبات دقيقي را اعمال کند. هيچ كس حق ندارد دانسته يا نادانسته حتي بيرون از صدا و سيما براي مصالح ملي مساله ايجاد کرده و دفاع از ايران را با اما و اگر روبهرو کند. طرح مكرر مطالبات سياسي در فضاي جنگي كه از سوي برخي مدعيان مردمگرايي صورت ميگيرد بايد با ملاحظه وضعيت كشور صورت بگيرد و نامش هر چه باشد نبايد به فرصتطلبي آلوده شود. نيروهاي مسلح و ايرانيان وطندوست در كمال مظلوميت در حال بيسابقهترين مقاومتها هستند.
۱۵۰۰ شهيد پاي لانچرهاي موشكي نمونهاي از فداكاري فرزندان ملت است و اگر در هر مناسبتي و به هر شكلي ياد و خاطره آنها زنده شود كمترين قدرشناسي صورت گرفته است. بياعتنايي به حجم عظيم و درازمدت ايثار مدافعان ايران بياخلاقي بزرگي است كه در تاريخ ثبت ميشود و قضاوت سختي به بار ميآورد. جنگ بايد تمام شود ولي اين ايران نيست كه معتاد به جنگ و تحريم شده است. امريكا ميز مذاكره را تا بيمعنايي پيش برده و ضمن گفتوگو هر كاري كه دلش ميخواهد انجام ميدهد. اينجا هر سياستمداري متوجه ميشود كه در مقابل واشگتن نياز به تضمينهاي معتبر است. اينكه گفته شود نبايد كشورهاي عربي حاشيه خليجفارس مورد حمله قرار ميگرفتند از عجايب نظرات سياسي است چرا كه اگر ايران به اين دفاع مشروع و قانوني نميپرداخت هم شدت و گستردگي حمله به ايران افرايش پيدا ميكرد و هم شاهد جنگي يكجانبه و كاريكاتوري ميشديم. معلوم نيست يك سياستمدار با سابقه چگونه چنين توصيهاي را روا ميدارد و اشتباه فاحشش از چه مبنايي سرچشمه ميگيرد؟ امريكا از خاك و آبها و همه امكانات ممكن كشورهاي جنوبي خليجفارس براي انبوه حملات عليه ايران استفاده كرده و ميكند آيا اساسا امكان عدم آسيب به اين كشورها وجود دارد؟! عدم حمله به مراكز تجاوز به ايران يعني نيروهاي مسلح دستهاي خود را ببندند و شخم زدن ايران را تماشا كنند! به نظر ميرسد نه تنها ايران مطابق عقل و منطق و حتي قوانين جنگ عمل كرده بلكه بسيار ملاحظه روا داشته و تا آنجا كه امكانش بود حملات خود را متوجه كشورهاي حامي متجاوز نكرد. ظاهرا كار به جايي كشيده كه برخي از سياستمداران را در معركه نبرد و تجاوز عليه ميهن به انصاف دعوت كرد چرا كه مطالبه جانبداري سرسختانه از ايران ظاهرا مسموع نيست و شايد روزي مجبور شويم بيطرفي برخي از دوسنان را بخواهيم و مورد نقد قرار بدهيم.