«اعتماد» در گفتوگو با سيد محمدعلي سيدحنايي بررسي مي كند
مسير دشوار توافق
ديپلماسي ايران و امريكا به آخرين فرصتهاي خود براي جلوگيري از رويارويي نزديك شده و در صورت شكست تلاشهاي ميانجيها، احتمال ازسرگيري حملات نظامي، به ويژه پيش از انتخابات اسراييل، افزايش مييابد؛ از اينرو، تهران بايد با ابتكار عمل در حوزه ديپلماسي مانع از تشديد تنش شود. تلاشهاي فشرده براي دستيابي به راهحلي ديپلماتيك، با تداوم اظهارات ادعايي و در عين حال تهديدآميز مقامهاي اسراييلي و برخي مسوولان امريكايي همراه شده است. ايران نيز همزمان با حفظ آمادگي دفاعي، بر ادامه ديپلماسي با رعايت حقوق كشورمان، رفع فشارها و اجراي تعهدات طرف مقابل تاكيد دارد. نزديك شدن انتخابات امريكا و كارزار پارلماني اسراييل و رايزنيهاي بازيگران منطقهاي و فرامنطقهاي نيز به ابعاد اين تحولات افزوده است. در همين راستا، روزنامه اعتماد با هدف بررسي ابعاد تحولات اخير، نقش محاسبات انتخاباتي در امريكا و اسراييل و سناريوهاي پيشرو، با سيدمحمدعلي سيدحنايي، رييس انديشكده ديپلماسي ملل و كارشناس ارشد ديپلماسي، گفتوگو كرده است. سيدمحمدعلي سيدحنايي، رييس انديشكده ديپلماسي ملل و كارشناس ارشد ديپلماسي، در پاسخ به پرسش نخست درباره چرايي سفرهاي سرگئي لاوروف و عاصم منير به تهران و همزماني اين رفتوآمدها با سفر غيرمنتظره پيت هگست، وزير دفاع امريكا، به اسراييل و ديدار با نتانياهو گفت: «به نظر من، اين تحولات را بايد در چارچوب آخرين تلاشها براي تعيين تكليف بحران ميان ايران و امريكا و همزمان افزايش آمادگي براي احتمال ازسرگيري جنگ ارزيابي كرد. سفر لاوروف و عاصم منير به تهران، در شرايطي كه خطر تشديد درگيري افزايش پيدا كرده، اهميت ويژهاي دارد. برداشت من اين است كه روسيه و پاكستان تلاش كردهاند آخرين پيشنهاد براي بازگشت به مذاكره را منتقل كنند.» او افزود: «با اين حال، آنچه از مواضع علني طرف ايراني مشخص است، نشان ميدهد تهران همچنان بر شروط خود پافشاري ميكند و هنوز توافقي بر سر چارچوب ازسرگيري مذاكرات شكل نگرفته است. گزارشها نيز از تداوم اختلافها حكايت دارند. البته تا زماني كه متن پيشنهاد و پاسخ رسمي طرفين روشن نشده، نميتوان رد رسمي پيشنهاد را قطعي دانست، هر چند شواهد موجود از دشواري دستيابي به تفاهم حكايت ميكند.» رييس انديشكده ديپلماسي ملل ادامه داد: «ارزيابي شخصي من اين است كه اگر اين تلاشهاي ميانجيگرانه نتواند به تفاهم منجر شود، احتمال رويارويي نظامي به طور جدي افزايش پيدا ميكند. به بيان ديگر، ممكن است در نقطهاي قرار گرفته باشيم كه طرفها ناچار باشند ميان پذيرش يك چارچوب مذاكره و تحمل هزينههاي بسيار سنگينتر ادامه تقابل انتخاب كنند.» سيدحنايي با اشاره به سفر وزير دفاع امريكا به اسراييل نيز خاطرنشان كرد: «سفر اعلامنشده هگست به اسراييل و ديدار او با نتانياهو را نميتوان از اين تحولات جدا دانست، به ويژه آنكه در آستانه انتخابات اسراييل قرار داريم و احتمال ازسرگيري عمليات نظامي عليه ايران نيز مطرح است. به اعتقاد من، اين سفر دستكم نشاندهنده اهميت هماهنگي امنيتي و نظامي امريكا و اسراييل در اين مقطع حساس است و ميتواند نشانهاي از آمادگي پيش از حمله باشد.» اين تحليلگر افزود: «برداشت من اين است كه ديپلماسي ممكن است به آخرين فرصت خود براي جلوگيري از دور تازهاي از جنگ نزديك شده باشد، زيرا فضاي تعامل دوطرف بار ديگر به سمت بنبست حركت ميكند. وقتي ديپلماسي به بنبست ميرسد، جنگ ميتواند وارد معادله شود و با تغيير شرايط و زمين بازي، طرفها را در موقعيت تازهاي قرار دهد؛ موقعيتي كه در آن طرفين ارزيابي كنند آيا امكان مذاكره وجود دارد يا ميتوانند طرف مقابل را به طور كامل شكست دهند. اگر فرصت كنوني از دست برود، تحولات نظامي و محاسبات سياسي ميتواند با سرعت بيشتري مسير بحران را تعيين كند.»
دكترين امنيتي اسراييل
و پيوند محاسبات نظامي با رقابت انتخاباتي
سيدحنايي در پاسخ به پرسشي درباره ماحصل و چرايي بازتعريف دكترين امنيتي اسراييل در آستانه انتخابات پارلماني، پيام اين اقدام و حمايت علني ترامپ از نخستوزيري دوباره نتانياهو براي تهران و بازيگران منطقه و تاثير اين حمايت بر موقعيت انتخاباتي ليكود گفت: «بازتعريف دكترين امنيتي اسراييل را بايد در چارچوب تلاش اين بازيگر براي تثبيت برتري نظامي در منطقه و حفظ آزادي عمل در استفاده از نيروي نظامي تحليل كرد. پيام چنين رويكردي براي تهران اين است كه اسراييل ممكن است همچنان اقدام نظامي را نه صرفا آخرين گزينه، بلكه يكي از ابزارهاي اصلي مديريت تهديدهاي راهبردي خود بداند.»
اين كارشناس مسائل بينالملل افزود: «حمايت علني ترامپ از نتانياهو در اين ميان اهميت دارد، زيرا ميتواند اين پيام را منتقل كند كه اسراييل در صورت اتخاذ رويكردي سختگيرانه در برابر ايران، از پشتوانه سياسي واشنگتن برخوردار است. در چنين شرايطي، اين خطر وجود دارد كه محاسبات سياسي داخلي اسراييل و هماهنگي با امريكا بر تصميمگيريهاي امنيتي آن اثر بگذارد.» رييس انديشكده ديپلماسي ملل ادامه داد: «من شخصا معتقدم نميتوان انگيزههاي انتخاباتي نتانياهو را از محاسبات نظامي او جدا كرد. نتانياهو براي حفظ قدرت به دستاوردهاي سياسي و امنيتي نياز دارد و ممكن است بخواهد خود را رهبري نشان دهد كه توانايي مديريت تهديدهاي خارجي را دارد. در چنين فضايي، يك اقدام نظامي ميتواند از نگاه او فرصتي براي نمايش قاطعيت باشد؛ به ويژه اگر تصور كند اين اقدام ميتواند به حفظ موقعيتش يا به تعويق افتادن انتخابات كمك كند. همچنين، اگر عمليات را محدود و كنترلشده بداند، ممكن است آن را در چارچوب دكترين بنگوريون قابل پيشبرد ارزيابي كند.با اين حال، اين به معناي آن نيست كه جنگ الزاما به سود نتانياهو در انتخابات تمام ميشود. همانطور كه در جنگهاي اخير ديديم، ميان پيشبينيها و آنچه در عمل اتفاق افتاد، تفاوت وجود داشت. نتيجه انتخابات به عوامل متعددي، ازجمله عملكرد دولت، وضعيت اقتصادي، نگرانيهاي امنيتي و ارزيابي رايدهندگان از هزينههاي جنگ بستگي دارد. گزارشهاي منتشرشده پيش از انتخابات ۲۷ اكتبر نيز از رقابتي جدي و احتمال از دست رفتن اكثريت ائتلاف نتانياهو حكايت دارد.» سيدحنايي در ادامه تاكيد كرد: «ارزيابي من اين است كه انتخابات ميتواند بر زمانبندي و محاسبات مربوط به يك اقدام نظامي اثر بگذارد. اين خطر زماني بيشتر ميشود كه انگيزههاي سياسي، ارزيابيهاي نظامي و تصور امكان پيروزي سريع بر يكديگر منطبق شوند و بر تصميمگيري غلبه كنند. چنين تركيبي ميتواند تصميمگيرندگان را به سمت اقداماتي سوق دهد كه هزينهها و پيامدهاي بلندمدت آنها را دستكم ميگيرند.»
خطر غلبه محاسبات نظامي
بر فرصتهاي ديپلماتيك
سيدحنايي درباره تغيير آرايش نظامي منطقه، گمانهزنيها درباره وقوع درگيري پيش از انتخابات پارلماني اسراييل، در فاصله انتخابات كنست و انتخابات مياندورهاي كنگره يا پس از آن و اينكه آيا همچنان امكان گشايش ديپلماتيك وجود دارد، خاطرنشان كرد: «احتمال ازسرگيري جنگ پيش از انتخابات اسراييل بسيار بالاست و اين سناريو را بايد جدي گرفت. همزماني بنبست مذاكرات، تلاشهاي ميانجيگرانه و ديدارهاي امنيتي امريكا و اسراييل در آستانه انتخابات، شرايطي ايجاد كرده كه نميتوان خطر يك اقدام نظامي در روزهاي آينده را ناديده گرفت.» او افزود: «به باور من، نتانياهو ممكن است تصور كند اقدام نظامي پيش از انتخابات ميتواند موقعيت سياسي او را تقويت و به حفظ جايگاهش كمك كند و بتواند آن را به عنوان يك دستاورد امنيتي معرفي كند. در همين چارچوب، ميبينيم كه او و ديگر مقامهاي اسراييلي بارها ادعا ميكنند ايران قرار است با همراهي متحدانش عملياتي پيشدستانه عليه اسراييل انجام دهد. برداشت من اين است كه آنها ميخواهند از دل اين ادعاها، براي حمله احتمالي خود توجيه و مشروعيت امنيتي ايجاد كنند.» رييس انديشكده ديپلماسي ملل ادامه داد: «در كنار اين تحولات، اظهارات روبيو درباره جدال تمدني ايران و غرب را نيز ميتوان تلاشي براي تاثيرگذاري بر ذهنيت جوامع غربي، به ويژه اروپا، دانست؛ تلاشي كه هدف آن همراه كردن اين كشورها با امريكاست. در جنگ قبلي، اروپا دستكم به صورت رسمي با آنها همراه نشد و اين شرايط فرصت مناسبي بود تا بتوانيم بخشي از مشكلات و شكافهاي خود با اروپا را حل كنيم. اكنون امريكا به دنبال آن است كه غرب را با خود متحد كند.» اين تحليلگر با اشاره به مواضع اخير كشورهاي اروپايي ادامه داد: «برداشت من از بيانيه اخير اتحاديه اروپا و مواضع كشورهايي مانند انگليس و آلمان اين است كه زمينههاي ذهني و سياسي شكلگيري يك ائتلاف رسمي و اعلامشده عليه ايران در غرب در حال فراهم شدن است. چنين روندي ميتواند نهفقط براي ايران، بلكه براي منطقه، جهان و حتي خود كشورهاي اروپايي خطرناك باشد؛ كشورهايي كه همين حالا نيز آثار جنگ را احساس ميكنند و مشكلات اقتصادي و اجتماعي در آنها در حال تبديل شدن به بحرانهاي سياسي است.» سيدحنايي افزود: «اين تحولات من را به ياد فضاي پيش از هفت اكتبر و همچنين پيش از جنگ ۴۰روزه مياندازد. طرح مباحث عميق تمدني و هويتي، امنيتيسازي موضوع ايران و تلاش براي به تصوير كشيدن كشور به عنوان بازيگري مخل امنيت، از نظر ماهيت، الگوهايي هستند كه پيشتر نيز تكرار شدهاند.»
سناريوهاي احتمالي
حنايي درباره ماهيت حمله احتمالي نيز خاطرنشان كرد: «يكي از سناريوهاي جدي، حمله مجدد به زيرساختها و تاسيسات مرتبط با برنامه هستهاي ايران است، ازجمله تاسيساتي مانند كوه كلنگ كه ترامپ بارها به اهميت راهبردي آن اشاره كرده است. براساس ارزيابي شخصي من، احتمال استفاده از سلاح هستهاي تاكتيكي نيز بسيار بالاست و اين نگراني وجود دارد كه امريكا و اسراييل بخواهند چنين جنايتي را رقم بزنند. اگر چنين اتفاقي رخ دهد، نبايد انتظار داشت پيامدهاي آن الزاما به همان عمليات محدود بماند. ايران ممكن است براي بازسازي بازدارندگي خود به حملات متقابل عليه اهداف مشابه دست بزند و دامنه درگيري گسترش پيدا كند. در چنين وضعيتي، حمله به زيرساختهاي حساس طرفين نيز محتمل خواهد بود. نگراني ديگر من اين است كه اگر امريكا استفاده از سلاح هستهاي را آغاز كند، خطر تكرار آن در اوكراين يا ديگر مناطق درگيري نيز افزايش پيدا كند.» سيدحنايي در تشريح سناريوهاي پيش رو گفت: «من ديپلماسي را هنوز كاملا منتفي نميدانم، اما اگر مسير جايگزيني براي توافق ايجاد و پذيرفته نشود، احتمال جنگ افزايش پيدا ميكند. از نظر من، سه مسير اصلي پيش رو قرار دارد؛ نخست، ازسرگيري حملات نظامي در كوتاهمدت كه باتوجه به شرايط فعلي بسيار جدي است. حتي يك حمله محدود يا هدفمند ميتواند آغازگر دوره تازهاي از حملات متقابل باشد.مسير دوم، گسترش درگيري به جنگ منطقهاي وسيعتر است. اگر حمله به زيرساختها اتفاق بيفتد، طبيعتا پاسخ ايران نيز ميتواند متوجه زيرساختهاي طرف مقابل شود و اين وضعيت از نظر هزينههاي انساني، اقتصادي و امنيتي براي جهان بسيار خطرناك خواهد بود. مسير سوم، دستيابي به تفاهمي محدود براي جلوگيري از جنگ گستردهتر است؛ تفاهمي كه حتي در شرايط بياعتمادي نيز ميتواند شكل بگيرد، هرچند در وضعيت كنوني احتمال آن را بسيار پايين ميدانم.» اين تحليلگر در جمعبندي اين بخش گفت: «خطر جنگ پيش از انتخابات اسراييل را بالا ميدانم و حمله به تاسيسات هستهاي ايران را سناريويي كاملا محتمل ارزيابي ميكنم. در صورت وقوع چنين حملهاي، احتمال گسترش درگيري را نبايد دستكم گرفت. با اين حال، هنوز نميتوان گفت جنگ قطعي است. اگر ميانجيگريها به تفاهمي عملي منجر نشود، ممكن است در روزهاي پيش رو شاهد غلبه محاسبات نظامي بر فرصتهاي ديپلماتيك باشيم.»
ايران بايد در تعيين محاسبات آينده
نقش آفرين باشد
رييس انديشكده ديپلماسي ملل در پاسخ به پرسش پاياني درباره معناي ابتكار پوتين و دعوت رييسجمهوري روسيه از همتايان چيني و امريكايياش و تداعي دو كنفرانس تهران و يالتا در ميانه جنگ جهاني دوم گفت: «به نظر من، اين مقايسه از يك جهت بسيار معنادار است، البته شرايط امروز متفاوت است. ايران امروز از استقلال سياسي و ظرفيتهاي نظامي و راهبردي برخوردار است و نميتوان وضعيت كنوني را با ضعف و اشغال ايران در جنگ جهاني دوم يكسان دانست. با اين حال، يك شباهت نگرانكننده وجود دارد و آن اينكه قدرتهاي بزرگ ممكن است در جريان مذاكرات خود درباره موضوعاتي تصميم بگيرند كه مستقيما بر امنيت، منافع و آينده ايران تاثير دارد، بيآنكه ايران در نتيجه آن نقش تعيينكنندهاي داشته باشد. در چنين وضعيتي، ايران ممكن است به يك اهرم مذاكراتي ميان قدرتها تبديل شود.» سيدحنايي ادامه داد: «نگراني من اين است كه به دليل تاخير در تصميمگيري و تبديل ظرفيتهاي خود به يك ابتكار ديپلماتيك موثر، به تدريج به يكي از اهرمهاي چانهزني ميان قدرتهاي بزرگ تبديل شويم. در چنين شرايطي، ممكن است ديگران درباره پرونده ايران، امنيت منطقه و ترتيبات آينده مذاكره كنند و ايران ناچار شود با نتايجي مواجه شود كه در شكلگيري آنها نقش نداشته است.» اين كارشناس ارشد ديپلماسي تاكيد كرد: «هيچ قدرت بزرگي را نميتوان صرفا براساس روابط دوستانه يا همكاري راهبردي، متعهد به ترجيح منافع ايران بر منافع خودش دانست. هر يك از اين قدرتها محاسبات و اولويتهاي مستقلي دارند و ممكن است در موضوعات مختلف به توافقهايي برسند كه با منافع تهران همسو نباشد. از اين منظر، مقايسه نشست پيش رو با كنفرانس تهران و يالتا هشداري درباره جايگاه ايران در نظم بينالمللي است، از همينرو ايران بايد هوشيارانه از قرار گرفتن در چنين وضعيتي جلوگيري كند.» رييس انديشكده ديپلماسي ملل در ادامه افزود: «اين امر به معناي كنار گذاشتن رابطه با روسيه و چين نيست، بلكه مستلزم آن است كه تهران از اين روابط براي تقويت قدرت چانهزني خود استفاده كند و همزمان مسيرهاي ديپلماتيك مستقل و موثر را نيز حفظ كند. مهمتر از همه، بايد بتوانيم بهموقع تصميم بگيريم؛ پيش از آنكه چارچوب توافق ازسوي ديگران تعيين شود و ابتكار عمل را از دست بدهيم.»