• 1405 پنج‌شنبه 30 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6446 -
  • 1405 پنج‌شنبه 30 مهر

سفرهاي ديپلماتيك در مدار بحران

سفر عاصم منير نيز با توجه به نقش ميانجيگرانه پاكستان در ماه‌هاي گذشته، از منظر حفظ كانال ارتباطي ميان تهران و واشنگتن اهميت دارد. با اين ‌حال، مقامات ايراني تاكيد كرده‌اند كه هدف اصلي اين سفر تقويت روابط دوجانبه و همكاري‌هاي دو كشور است؛ بنابراين، نبايد بدون شواهد روشن، تمام دستوركار آن را به انتقال پيام ازسوي امريكا يا احياي مذاكرات محدود كرد. در مجموع، اهميت اين سفرها در حفظ مسيرهاي ارتباطي و كاهش اختلاف بر سر شروط و توالي اقدامات است؛ هدفي كه صرف رفت‌وآمد ديپلماتيك، بدون تغيير در محاسبات طرفين، به‌تنهايي محقق نمي‌شود.

 

بحران دوجانبه در ميدان رقابت‌هاي جهاني

 تحركات روسيه و پاكستان نشان مي‌دهد كه بحران ايران و امريكا در خلأ رخ نمي‌دهد، بلكه بر بستر رقابت‌هاي گسترده‌تر بين‌المللي جريان دارد. در اين چارچوب، موضع قدرت‌هاي بزرگ و تاثير رقابت‌هاي آنها بر محاسبات واشنگتن، بخشي از محيط راهبردي بحران را شكل مي‌دهد. روسيه از گسترش روابط راهبردي با ايران و حفظ نفوذ منطقه‌اي خود سود مي‌برد. همزمان، مسكو مي‌كوشد جايگاه خود را در معادلات خاورميانه و مناسبات بين‌المللي تقويت كند. از اين منظر، تداوم رايزني با تهران و حمايت سياسي از آن، بخشي از تلاش روسيه براي اثرگذاري بر روند بحران و موازنه منطقه‌اي است. محاسبات چين نيز از زاويه‌اي متفاوت قابل فهم است. ثبات مسيرهاي تجاري، امنيت انرژي و جلوگيري از گسترش جنگ، با منافع اقتصادي و راهبردي پكن پيوند دارد. از اين رو، تحولات خليج‌فارس و تنگه هرمز صرفا مساله‌اي منطقه‌اي نيست و مي‌تواند بر اولويت‌هاي چين و مناسبات آن با امريكا اثر بگذارد. در همين چارچوب، پيشنهاد برگزاري ديدار سه‌جانبه ميان دونالد ترامپ، ولاديمير پوتين و شي جين‌پينگ در حاشيه نشست آتي اپك در شنژن نيز قابل بررسي است. چنين ديداري، در صورت تحقق، مي‌تواند فرصتي براي طرح بحران ايران در سطحي فراتر از مناسبات دوجانبه تهران و واشنگتن فراهم كند؛ هرچند نتيجه آن به دستوركار و توافق احتمالي طرف‌ها بستگي خواهد داشت. اهميت اين تحولات در تاثيري است كه مي‌توانند بر محيط چانه‌زني و محاسبات طرف‌هاي بحران بگذارند. تشديد رقابت امريكا با روسيه و چين ممكن است بر اولويت‌بندي منابع و نحوه مديريت بحران‌هاي همزمان در واشنگتن اثر بگذارد و درنتيجه، فضاي مانور تهران را نيز تغيير دهد. با اين‌ حال، اين تاثير بيش از آنكه به معناي تغيير مستقيم موازنه در بحران باشد، در سطح محاسبات راهبردي و فرصت‌هاي ديپلماتيك قابل ارزيابي است.

 

هماهنگي نظامي؛ اهرم توافق يا زمينه تقابل؟

 در باب بحران فعلي، ديدار پيت هگست با نتانياهو را بايد در چارچوب تلاش واشنگتن و تل‌آويو براي تعيين نسبت ميان فشار نظامي و اهداف سياسي بحران ارزيابي كرد. اگرچه دوطرف در مهار توان راهبردي ايران اشتراك منافع دارند، اما لزوما درباره زمان، دامنه و پيامدهاي تشديد نظامي محاسبات يكساني ندارند. براي اسراييل، ازسرگيري حملات در چارچوب تضعيف ظرفيت‌هاي راهبردي ايران بررسي مي‌شود؛ در مقابل، واشنگتن بايد هزينه‌هاي يك رويارويي تازه و تاثير آن بر ساير اولويت‌هاي منطقه‌اي خود را نيز درنظر بگيرد. بنابراين، هماهنگي امنيتي دوطرف را نبايد به‌معناي توافق قطعي بر ازسرگيري جنگ يا اهداف نهايي آن دانست. اهميت اين تفاوت در آن است كه اقدام نظامي مي‌تواند دو كاركرد متمايز داشته باشد؛ واداشتن طرف مقابل به تغيير محاسبات يا تضعيف تدريجي توانايي‌هاي او براي ادامه تقابل. اين دو هدف نيز الزاما به يك نتيجه منتهي نمي‌شوند. در حالت نخست، تهديد نظامي زماني موثر است كه طرف مقابل بتواند ميان تغيير رفتار خود و كاهش فشار ارتباطي قابل‌تشخيص ببيند؛ در حالت دوم، حتي امتيازدهي نيز ممكن است تضميني براي توقف فشار ايجاد نكند. اگر تهران به اين جمع‌بندي برسد كه هدف از حملات احتمالي فراتر از تحميل شروط مشخص است و با هدف تغيير موازنه راهبردي صورت خواهد گرفت، احتمالا انگيزه كمتري براي واگذاري اهرم‌هاي خود از طريق مذاكره خواهد داشت. بنابراين، مساله تعيين‌كننده آن است كه فشار نظامي تا چه اندازه به هدف سياسي مشخصي پيوند خورده باشد. فشار نظامي زماني مي‌تواند به توافق كمك كند كه اهرمي براي دستيابي به نتيجه‌اي مشخص باشد، اما اگر اهداف تقابل نامحدود يا نامشخص تلقي شوند، همين فشار ممكن است به‌جاي تغيير محاسبات تهران، بر تداوم مقاومت و تشديد بازدارندگي ايران بيفزايد. از اين منظر، مساله تعيين‌كننده نه صرفِ افزايش هماهنگي نظامي، بلكه روشن‌بودن اهداف سياسي آن و امكان پيوندزدن آن به يك مسير مشخص براي مهار بحران است.

 

از رايزني تا تغيير محاسبات

 انتخابات بر محاسبات سياسي اثر مي‌گذارد، ميانجيگري مي‌تواند كانال‌هاي ارتباطي را حفظ كند، هماهنگي نظامي بر توازن فشار و بازدارندگي اثر مي‌گذارد و رقابت قدرت‌هاي بزرگ نيز محيط تصميم‌گيري را تغيير مي‌دهد. با اين ‌حال، هيچ‌يك از اين عوامل به ‌تنهايي تعيين‌كننده نيست. متغير اصلي، نحوه اثرگذاري اين عوامل بر محاسبات طرفين است. از اين منظر، اهميت تحركات اخير نه در تعداد ديدارها و موضع‌گيري‌ها، بلكه در تغييري است كه ممكن است در محاسبات طرفين بحران ايجاد كند. اگر اين تحركات به تعيين حدود تقابل و ايجاد زمينه‌اي براي مهار آن بينجامند، مي‌توان از گشايش در مسير بحران سخن گفت؛ در غير اين صورت، ديپلماسي و آمادگي نظامي همچنان دو ابزار موازي براي مديريت بن‌بستي خواهند بود كه پايان آن هنوز روشن نيست.    تحليلگر مسائل بين‌الملل

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
وب گردی
سرویس «چک الکترونیک» در بانک دی راه‌اندازی شد اولین پردیس هوش مصنوعی و فناوری های مالی كشور با سرمایه گذاری بانك ملت در دانشگاه تهران تاسیس می شود ارائه خدمت حساب وكالتی در بانك ملت برای خرید خودروهای وارداتی از طریق سامانه اتونوین توسعه آموزش دیجیتال و مسئولیت اجتماعی همراه اول؛ از توزیع سیم‌کارت نوجوان تا بورسیه ۱۰ هزار دانش‌آموز محروم از تحصیل در «آی‌نو» سرگذشت دومان سهند؛ از تالیف کتاب‌های اقتصادی تا مشاوره سرمایه‌گذاری علائم سرطان مغز استخوان در آزمایش خون چیست؟ بانک ملت بیشترین تسهیلات ازدواج و فرزندآوری را در بین بانک های کشور پرداخت کرد/ اعطای ۳۵.۴ همت تسهیلات طی ۶ ماه به ۱۵۶ هزار متقاضی هزارمین کارآموز؛ نقطه عطف پنج سال فعالیت آکادمی همراه اول انتصاب مدیران جدید چهار منطقه امور شعب / اکبری: چابک‌سازی و بهره‌وری، اولویت بانک ملی ایران است پذیره‌نویسی صندوق سرمایه‌گذاری ارزی «ملی کیمیا» از طریق شعب بانک ملی ایران