قدرت و رسانه ديجيتال
قدرت برخلاف اقتدار در وضعيتي نامتقارن، رابطههاي سلسله مراتبي را بنا مينهد، با اين نگاه مشروعيت و اقتدار برخلاف گذشته، لازم است تعريفي دوباره شوند، زيرا اقتدار ديگر به معناي توانايي در توليد سكوت مطلق، حذف صداها و اجبار در سكوت كساني كه همانند آنان فكر نميكنند، نخواهد بود. قدرت با از بين بردن «نه» گفتن، دست به گسترش آزادي يك نفر ميزند و بهاي آن، از بين بردن آزادي ديگري خواهد بود، خواسته يا ناخواسته، قدرت بر رفتار انسانها اثرگذار است، آزادي و بندگي در هم تنيده شدهاند، فراموش نكنيم تحت سلطه نبودن به معناي آزادي نيست. پيشرفت فناوري اطلاعات و ارتباطات و گسترش وسايل ارتباط جمعي و اجتماعي از عوامل بسيار تاثيرگذار بر حاكميتهاست. لذا عرصه حكومت و سياست از دگرگونسازيها و پيشرفت روزافزون توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در امان نبوده و تمامي حوزههاي حاكميتي به دنبال تحولات جهاني آن، با ايجاد فضايي مجازي با دسترسي آسان و ارزان در امتداد فضاي واقعي دچار تغيير شدهاند و مفهومي نسبي و ضعيفتر را با رشد قدرتهاي خرد و متوسط به عنوان بازيگران و كنشگران (دولتي و غيردولتي) جديدي كه توانايي دارند تا محاسبات قدرت را دگرگون سازند بر حاكميتهاي ملي تحميل كنند تا حدي كه قانون را در مواقعي نقض ميكنند و دولتها نيز قادر به كنترل آنها نيستند. بهطور كلي روايتسازي ارتباطات ديجيتالي امروزه به عنوان ابزاري نوين و ميان رشتهاي نقش مهمي در بازآفريني تجربه، انتقال دانش و معنابخشي به دادهها ايفا ميكند. ابزارهايي همچون تصاوير، صدا و متن تجربهها و انديشههاي خود را در قالب داستانهايي كه در آن محور اصلي نه خود فناوري، بلكه انسان و روايت او از جهان است؛ روايتي دلخواه در معناسازي، آموزش، فرهنگ، گردشگري و حتي شكل و محتواي همزيستي انسانها با ماشين را بر مبناي دادهها، طبقهبندي و پيشنهاد ميكند. آري، در كنار فرصتها چالشهايي از جمله خطر سطحيسازي محتوا، استفاده افراطي از جلوههاي بصري بدون عمق معنايي وجود دارد. از اينرو در روايتپردازي اگر تعادلي هوشمندانه برقرار نشود، جايي كه ماشينها بايد ابزار باشند، نه جايگزين خلاقيت انساني! لذا بر اين باورم امروزه حكومتها براي حفظ قدرت و امنيت، بايد به فضاي مجازي با رويكردي صرفا تهديدآميز نگاه نكنند، زيرا ميتوانند فرصتهاي ارزشمندي باشند.
دكتراي علوم سياسي- مسائل ايران