براي گشتن، اندك شرري هست هنوز
مهدي دهقانمنشادي
گشت و گذار اگر در ظاهر شعلههاي فروزندهاي نداشته باشد، اما همچون آتش زير خاكستر ميتواند گرمابخش جان آدمي باشد. با وجود اينكه در طول زمان علم و اقتصاد هماهنگ با هم چهره جوامع را متحول ساخته و زندگي را زير و رو كردهاند، اما گاهي علم، سازي را ميزند و اقتصاد در پارهاي از كشورها مخالفش را مينوازد. دستاوردهاي علمي و پژوهشي به جهانيان مژده داده است كه تا سال 2045 گذراندن تعطيلات در سيارهاي ديگر و نيز گردشگري در مناطق بدون فناوري براي انسان ميسر خواهد شد. ملال ناشي از تمدن فناورمآبانه از يك سو آدمها را سوار جتهاي دوربرد ميكند تا براي تمدد اعصاب جانب سياره ديگري را پيش بگيرند و از سوي ديگر با حذف فناوري در روستاهاي دورافتاده به آدمها اين فرصت را ميدهد تا در گوشهاي دنج و ساكت بياسايند و آزاد از فناوريهاي يك قرن اخير روان خود را به آرامش برسانند. علم در روند پيشبيني خود شرايط را براي گردشگري و تفريحات خاص فراهم ميكند، اما اقتصاد گاهي بدقلقي ميكند و چوب لاي چرخ گردشگران ميگذارد و شعله گردشگري را كم جان ميكند.
زماني كه اقتصاد كشور و به تبع آن جيب ما حالش بهتر از امروز بود، آرزوهاي ما هم رنگ و حال بهتري داشت. به نقشه جهان پيش رويمان نگاه ميكرديم و با ديدن اين همه كشور و مكان جغرافيايي گوناگون دلمان هوس ديدن و سفر به فلان كشور ميكرد و سفر به آن كشور و تماشاي آن هم امكانپذير ميشد. در طول يكسال ميتوانستيم با پسانداز خود حداقل يكبار گذرنامه دست بگيريم و با پروازي معمولي به نقطهاي بپريم كه خارج محسوب ميشد؛ در آنجا در مواجهه با يك جغرافياي جديد، نحوه ديگري از زيستن را ميديديم و تجربه ميكرديم. امروز ديگر رفتن به سفرهاي خارجي و لمس جغرافياهاي بيگانه با فرهنگ و زبان متفاوت براي خيلي از مردم متوسط به پايين يك روياي دست نيافتني شده است. پايين آمدن توان اقتصادي خانوادهها سقف آرزوها را به شدت به زمين كشانده است.
ما كه دستمان از همه چيز كوتاه بود تا اقتصاد را مطابق با آرزوهايمان اصلاح كنيم، به خوداصلاحي اجباري دست زديم و نقشه پيش رويمان را عوض كرديم. در زمانه بدقلقي اقتصاد، با تغيير رويكرد جهانگردي به ايرانگردي، به نقشه ايران بزرگ نگاه كرديم و با ديدن اين همه شهر و روستا و مكان جغرافيايي گوناگون دلمان هوس كرد ايران را بگرديم و تجربه زيسته خود در جايجاي كشورمان را افزايش دهيم. در كشوري با وسعت كمي كمتر از دو ميليون كيلومترمربع كه سرشار از جاذبهها و فرهنگهاي متنوع است اگر همه عمر را هم به ايرانگردي بپردازيم باز جاهايي وجود دارد كه آن را نديده باشيم. شوق ايرانگردي، سازِ دلنوازي را زد، اما اقتصاد باز هم ساز مخالفش را كوك كرد و محدوديتهاي فراواني پيش پايمان گذاشت: هزينههاي روزافزون اقامت و حمل و نقل. فرض بر اين است در سفرهاي داخل ايران هر چيزي كه در خانه خودمان خورده ميشود در سفر هم ميخوريم يعني هزينه چندان اضافهتري به خانواده تحميل نميشود. اين تنها يك فرض است، زيرا رفع گرسنگي در سفر تا حد زيادي با خدمات رستورانها انجام ميشود و هزينه غذاي رستوران هميشه بيشتر از هزينه غذاي خانگي است. غير از هزينههاي خورد و خوراكي و متفرقه سفر، حمل و نقل و اقامتگاه نيز هزينههاي زيادي را به مسافران تحميل ميكند.فارغ از هزينه هواپيما كه چند سالي است از فهرست تقاضاي خانوارهاي متوسط به پايين حذف شده، بالا بودن هزينه سوخت و استهلاك خودرو نيز به گران شدن مسافرت كمك كرده است. در كشوري كه درآمدها ريالي است، اما هزينه زندگي بر مبناي نرخ دلار محاسبه ميشود و در سرزميني كه خودروهاي بيكيفيت و پراستهلاك داخلي مدام نيازمند تعمير و سرويس و لوازم يدكي هستند، سفر رفتن هم با افزايش نرخ ارز روز به روز سختتر ميشود. بالا بودن هزينههاي جاري زندگي بهطور جدي منجر به بالا رفتن نرخ هتلها و اقامتگاهها شده و اين جز از سفر نيز چوبي را لاي چرخ مسافرت خواهد گذاشت. با وجود نواي مخالف اقتصاد در انجام سفرهاي خارجي و داخلي براي اكثر مردم آيا به قول مهدي اخوانثالث: مانده خاكستر گرمي، جايي؟ در اجاقي طمعِ شعله نميبندم، اندك شرري هست هنوز؟... شايد.اصلاح و تعويض نقشه پيش رويمان و برداشتن نقشه محل زندگي خود شايد اندك شرري را
نمايان كند. براي گشت و گذار مداوم بايد نقشه جهان و ايران را به گوشهاي بگذاريم و نقشه استان و شهر و محلمان را برداريم، زيرا در اطراف محل زندگي همه ما مكانها و جاذبههاي مختلفي وجود دارد كه به احتمال زياد هيچ وقت آن را نديدهايم. در پيرامون محيط زندگي ما، از چند صد متر گرفته تا چند كيلومتر، عارضههاي جغرافيايي بيبديل و آثار تاريخي و فرهنگي منحصربهفردي وجود دارد كه ديدن و تماشاي آن از نزديك آرزوي تعداد زيادي از مشتاقان گردشگري در سراسر جهان است.
در شهرها جاهايي وجود دارد و كوچه و محلههايي هست كه پاي خيلي از شهروندان هيچگاه به آنها نميرسد. گاهي بايد به خود تكاني بدهيم، حس اكتشاف را درون خودمان فعال كنيم و با پاي پياده، دوچرخه يا خودرو به گشتن پيرامون شهر و ديار خود بپردازيم و با اين گردشگري كوتاه ثابت كنيم كه براي گشتن اندك شرري هست هنوز.