از حكايت ابوالفضل تا رفتن به استخر
نادي صبوري
تقويم را كه باز كردم متوجه شدم همين يكي دو روز پيش روز ابوالفضل بيهقي بوده است. دست برقضا همين امروز صبح بود كه كتاب آجريرنگ «حكايت ابوالفضل» كه تاريخ بيهقي به انتخاب محمود دولتآبادي است از كولهام در آوردم و گذاشتم روي ميز كه بين كارها بروم سراغش. فكر كردم بروم سراغ دوست هوشمندم و ببينم او بيهقي را چطور روايت ميكند. گفت: او از معدود مورخاني است كه به رفتار انسانها، ترسها، جاهطلبيها، دروغها، وفاداريها و سازوكار قدرت توجهي عميق دارد. توصيف چت جيپيتي از بيهقي من را ياد صحبتهايي انداخت كه مدتي پيش از يوال نوح هراري ميشنيدم، اينكه هوشمصنوعي توانايي دارد چيزها را به شكلي به ياد بياورد كه ما هرگز قادر به آن نيستيم.
بعد به ذهنم رسيد آزمايش جالبي انجام بدهم. پرسيدم: به نظرت اگر بيهقي جاي من بود امروز عصر به استخر ميرفت يا اگر حوصله نداشت، بيخيال ميشد؟
جواب داد: با شناختي كه از نوشتههايش داريم، احتمالا ابتدا درباره فوايد شنا، آداب آبتني و عواقب تنبلي تحقيق ميكرد. بعد با خودش فكر ميكرد كه آيا اين بيحوصلگي ناشي از خستگي است يا سستي اراده؟
سپس ماجرا را با چنان جزيياتي ثبت ميكرد كه هزار سال بعد، پژوهشگران درباره دلايل نرفتنش به استخر سه مقاله علمي مينوشتند. پرسيدم: با در نظر گرفتن تمام دانستههايت از تاريخ بشر، از زندگي ابوالفضل بيهقي تا امروز، و با توجه به اينكه من دوستدارم زندگي فعالي داشته باشم، به نظرت امروز بروم استخر يا نروم؟
پاسخ مفصلي داد كه براي ذهن من خوب كار ميكرد. اينكه اگربروم و اگر نروم هر كدام چه معنا و اثري ميتوانند داشته باشند. اينكه درست است يك جلسه شنا تاثير تعيينكنندهاي بر طول عمر من ندارد اما بخشي از اثر تجمعي عادتهاست و الگويي كه در بلندمدت زندگي شكل دادهام.
دست آخر هم گفت اگر خسته نيستي بلند شو برو!
خلاصه اين آسمان و ريسمانها را بافتم كه بگويم معمولا فكرميكنيم هوش مصنوعي قرار است در كارهاي سخت حرفهاي كمكمان كند اما تصميمهاي كوچك روزمره يكي از كليديترين بخشهايي هستند كه چون ما وقت روبهرو شدن با آنها دچار خطاهاي شناختي مختلفي ميشويم، تكيه به اين تكنولوژي واقعا نتيجهبخش است.
نه اينكه تصميمگيري را به اِيآي واگذار كنيم اما حداقل اينطوري ميتوانيم تصميمها را آگاهانهتر بگيريم و بدانيم داريم چهچيزي ميدهيم و چهچيزي به دست ميآوريم.
حالا اگر بخواهيم برگرديم به آقاي بيهقي، شگفتانگيز است كه كسي هزار سال پيش زندگي كرده باشد و امروز به موضوع صحبت در هوش مصنوعي تبديل شود. حالا نميدانم اگر خودش زنده بود درباره اين ماجرا چه مينوشت، ولي احتمالا از اينكه هزار سال بعد، تاريخنگارياش سر از تصميم يك نفر براي رفتن به استخر درآورده، كمي تعجب ميكرد.