بازگشت لولا
الهه طهماسبی
درست در روزهایی که همه گیرندهها در حال دریافت سیگنالی جدید درباره انتخابات میاندورهای در امریکا بودند، ناگهان سیگنالی جدید را از نقطهای دوردست در امریکایی جنوبی دریافت کردند؛ پیام دوحرفی بود: «نه!» «لولا داسیلوا» 81 ساله سرانجام و در پایان یک انتخابات نفسگیر برای چهارمینبار این فرصت را پیدا کرد تا دست مشتکرده خود را پس از پیروزی بالا بیاورد و از آغازی جدید از عمر سیاسیاش خبر دهد. این نامزد چپگرای برزیلی با کسب 51.7درصد آرا در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی رسید تا «فلاویو بولسونارو» نیز همانند پدرش «ژائیر بولسونارو» طعم شکست مقابل او را چشیده باشد.
برزیل فرق میکند! پژواک پیام پیروزی داسیلوا اما تنها در برازیلیا و دیگر شهرهای برزیل به گوش نرسید. رای «آری» برزیلیها به این سیاستمدار چپگرا یک رای «نه» غیرمنتظره به نظم تحمیلی واشنگتن به امریکای لاتین بود به حساب میآمد. ترامپ در بازتعریف دکترین مونرو (یا آنچنان که به علت خوشیفتگیاش دکترین دونرو و با نام دونالد تعریفش میکند) به دنبال یک حاکمیتزدایی گسترده از کشورهای لاتینتبار قاره امریکا میگردد. او در این مسیر چندان ناکام نبود و پس از آنکه با مداخله نظامی و آدمربایی توانست اتاق ریاستجمهوری مهمترین پایگاه چپگرایان امریکای لاتین یعنی ونزوئلا را به دفتر وزیر خارجهاش روبیو منتقل کند، زنجیرهای از انتخاباتهای مطبوع را نیز در این منطقه تجربه کرد. شیلی، کلمبیا، اکوادور، بولیوی، کاستاریکا و هندوراس در آوردگاه انتخابات شاهد شکستهای دومینووار چپگرایان بودند. شکست سوسیالیستها عموما همزمان با پیروزی نولیبرالهایی بود که جملگی ادبیات سیاسی و چشمانداز جهانی مشترکی داشتند. گویی آنکه واشنگتن به دنبال تکثیر «خاویر میلی» ريیسجمهوری راست افراطی آرژانتین برای تمام این منطقه بود. روسای جمهوری که از نظر اقتصادی سیاستهای نولیبرالی حداکثری را اتخاذ میکردند و از نظر دیپلماتیک نماینده ماموریتی یکسان داشتند؛ صیانت از نظم تکقطبی جهان و مقابله با چندجانبهگرایی. نکته آشناتر درباره این گزینهها تعهد غیرطبیعیشان به منافع رژیم صهیونیستی بود.
از رفتارهای خاویر میلی مقابل دیوار ندبه و اعلام علاقهاش به یهودی شدن گرفته تا عجله «آبلاردو د لا اسپرییا» ريیسجمهوری جدید کلمبیا برای بهرسمیت شناختن حاکمیت رژیم صهیونیستی بر بلندیهای جولان سوریه در نخستین روزهای آغاز به کار دولتش نشان از یک پروتکل غیررسمی برای حضور در بلوک نمایندگی منافع واشنگتن در امریکای لاتین داشت. در چنین وضعیتی «فلاویو بولسونارو» رقیب «لولا داسیلوا» هم با خوشبینی حداکثری انتظار داشت تا دومینوی شکست چپگرایان به برزیل هم سرایت کرده و آغازی باشد بر دوران ریاست جمهوریاش تا اینکه در لحظه آخر در برزیل فریاد دیگری شنیده شد: «نه!» زنجیره پیروزیهای راستگرایان در بدترین خانه ممکن یعنی برزیل پاره شد تا بزرگترین و پرجمعیتترین کشور امریکای لاتین که بالاترین سهم از اقتصاد این منطقه را دارد در دست چپگرایان باقی بماند. با درنظر گرفتن مکزیک به عنوان دیگر کشور بزرگ و پرجمعیت امریکای لاتین که دولتی چپگرا دارد میتوان نتیجه گرفت که هرچند زمام تعداد زیادی از دولتهای امریکای لاتین به دست راستگرایان افتاده است اما با پیروزی داسیلوا کماکان سهم جغرافیای بزرگ و استراتژیکی از این منطقه تحت حاکمیت نیروهای چپگرا باقی مانده است.
شکست پروژه حاکمیتزدایی از دولتها در امریکای لاتین- هر چند داسیلوای عملگرا 2026 تفاوتهای زیادی با داسیلوای رادیکال دو دهه پیش دارد اما او مهمترین چهره سیاسی امریکای لاتین بود که توانست دومینوی استیلای نولیبرالیسم مخالف استقلال ملی را در امریکای لاتین به چالش بکشد، به همین خاطر کارکرد پیروزی لولا در انتخابات اخیر را بیش از چارچوب برنامههای اقتصادی او باید در فضای صیانت از اصل حاکمیت ملی کشورها درک کرد. عملیات نظامی امریکا در سوم ژانویه در کاراکاس هدفی محدود برای ساقط کردن «نیکلاس مادورو» نداشت بلکه یک ضرب شست برای دیگر دولتهای جنوب جهانی و به خصوص امریکای لاتین به حساب میآمد؛ ضرب شستی برای تحمیل یک نظم جدید که در آن نباید گزینه نامطلوبی برای امریکا از دل صندوقهای رای خارج شود. امریکا پس از پایان جنگ سرد و برای تثبیت جایگاه خود در قامت تنها قطب تنظیمگر روابط بینالملل که نسخه علاجبخش دموکراسی را در دست دارد، تلاش میکرد تا حتیالامکان مسیر تاثیرگذاری بر نتایج انتخاباتها را با فشارهای تبلیغاتی و وعدههای سیاسی جلو ببرد. امریکای ترامپ اما با عملیات نظامی در ونزوئلا و مداخله مستقیم در کمپین انتخاباتی آرژانتین نشان تصویر جدیدی از خود به نمایش گذاشت؛ در این تصویر جدید ملتها مختار بودند یا به گزینهای رای بدهند که همانند آبلاردو د لا اسپرییا خود را کارگزار دولت امریکا برای اداره کشورش معرفی کند یا آنکه با رای دادن به گزینه دیگر مقدمات مداخله نظامی، تنبیههای اقتصادی و فشارهای سیاسی را به جان بخرند. هر چند نمیتوان این الگو را تنها عامل پیروزی دومینووار راستگرایان در امریکای لاتین دانست اما یقینا در فقدان چنین نسخهای نتایج انتخابات این منطقه در 2 سال گذشته تفاوت جدی پیدا میکرد. بر همین مبنا پیروزی داسیلوا در انتخابات ریاست جمهوری برزیل صرفا قدرت گرفتن یک نامزد حامی برنامههای رفاه اقتصادی با اولویت معیشت کارگران نبود و باید این پیروزی را یک چالش جدی در برابر برنامه بزرگ ترامپ برای حاکمیتزدایی از دولتهای امریکای لاتین دانست. رای مردم برزیل به داسیلوا یک فریاد «نه!» به نسخه رویافروشانه امریکا به مردم این منطقه بود که از آنها میخواست تا با تسلیم کردن استقلال ملی کشورهایشان سهمی اندک در برنامههای سرمایهگذاری امریکا پیدا کنند.
بازگشت به حیاط خلوت؟ شاید زمانی دیگر! رای به داسیلوا یک فریاد «نه!» دیگر نیز در بطن خود داشت؛ نه به یکجانبهگرایی بینالمللی و محدود گذاشتن گزینههای انتخابی جنوب جهانی. برزیل در سالهای ریاست جمهوری لولا یکی از مهمترین بازیگران جنوب جهانی به حساب میآمد که برای چندجانبهگرایی تلاش میکرد. از ارتباط با قدرتهای شرقی همانند چین گرفته تا حمایت از اتحادیههای منطقهای همچون مرکوسور. روی کار آمدن چهرهای همانند بولسونارو یقینا یا با پایان همکاری برزیل با بریکس همراه میشد یا حضور برزیل را در این سازمان به یک حضور حداقلی و تشریفاتی تقلیل میداد، چنانکه بخش بزرگی از برنامه بلندمدت بریکس را میتوان تضعیف هژمونی نظام مالی امریکا در معاملات بینالمللی به حساب آورد که چنین مسالهای برای واشنگتن قابل تحمل نیست. یا در مورد دیگر، بولسونارو رسما تمایل خود برای پیوستن به این ائتلاف نظامی «سپره قاره امریکا» را پیش از این اعلام کرده بود که تحقق آن لاجرم برزیل را وارد یک قطببندی نظامی و امنیتی در برابر شرق میکرد. با جمیع این شرایط، ناراحتترین شنوندگان خبر نتایج انتخابات برزیل را نه در اردوگاه مخالفان دولت که در کاخ سفید امریکا میتوان پیدا کرد. ترامپ در میانه عمر 4 ساله دولت خود و در انتظار انتخابات تعیینکننده میاندورهای، دشواری مدیریت یکی دیگر از پروندههای سیاست خارجی خود را به چشم میبیند. او که پس از ربایش مادورو و از میان برداشتن حاکمیت ملی ونزوئلا شاهد سقوط دولتهای چپگرا در منطقه بود و امید داشت تا با ساقط کردن کوبا در ادامه ریاست جمهوریاش پرونده چپگرایی را در قاره امریکا برای همیشه ببندد ناگهان خبری ناگوار شنید؛ برزیل در پاسخ به نسخه تجویزی او یک کلمه گفته بود: «نه!»
تحلیلگر حوزه امریکای لاتین