يادي از نابينايان موسيقي به مناسبت روز جهاني عصاي سفيد
فراتر از «ديدن» به روايت خنياگران
هاتف شرار
هر سال يك روز به قشر نابينايان اختصاص دارد، روز جهاني عصاي سفيد كه در تقويم قرار داده شده؛ به اين بهانه بنا دارم نگاهي به موضوع فعاليت موسيقايي نابينايان داشته باشم. قبل از هر چيز بايد اين نكته را يادآور شوم كه همه ميدانيم نبود يك حس بسيار مهم، به نام «بينايي» -كه برخي چشم را سلطان بدن ناميدهاند- تا چه اندازه ميتواند توانفرسا و دشوار باشد. اينكه برخي گفتهاند «معلوليت محدوديت نيست» به نظر من كاملا سخني اشتباه است، معلوليت محدوديت است كه براي قشر ما اتفاقا گاه بسيار شرايط را سخت ميكند؛ اما همين محدوديت ميتواند زمينه ايجاد نوآوري و خلاقيت را نيز فراهم كند. پس از اين مقدمه بايد بگويم كه ما در ابتدا بايد يك مساله را باور كنيم و آن اينكه در هر جامعهاي افراد موفق و ناموفق، تبهكار و بزهكار و انسانهاي بزرگ و تأثيرگذار در حوزههاي فني، اجتماعي، سياسي، هنري و اقتصادي وجود دارند، به تبع آن در جامعه نابينايان هم كه دايره كوچكتري از يك جامعه بزرگ است، تمام اين مختصات ديده ميشود و اين جامعه نيز از همين تنوع انساني برخوردار است. در ادامه بايد عنوان كنم كه موسيقي يكي از ابزارها و هنرهايي است كه اتفاقا در جامعه نابينايان به آن توجه زيادي ميشود؛ چرا كه بيشتر نابينايان با حس شنوايي ارتباط بسيار نزديكي در طول زندگي خود پيدا كردهاند. موسيقي يكي از مهمترين هنرهاي جهان است و همانطور كه در گذشته گفتهايم و نوشتهام، موزيسينهاي بسيار بزرگي هم در تاريخ موسيقي ايران و جهان داشتهايم كه سال قبل در اين رابطه مطلبي مفصل منتشر شد.
لويي بريل، يكي از بزرگترين تأثيرگذاران در جامعه نابينايان، كسي بود كه خط بريل را ابداع كرد، اين خط بر اساس حروف انگليسي طراحي شد و بعدها براي رياضيات و اشكال و علائم رياضي متفاوت نيز مورد استفاده قرار گرفت. در زبان فارسي هم از آن استفاده ميشود. خط بريل را معمولا از چپ به راست ميخوانند، اگرچه در نوشتن، با توجه به ابزارهايي كه مورد استفاده قرار ميگيرد، گاهي جهت نوشتن متفاوت است. همانطور كه ميدانيد، خط بريل يك خط بينالمللي است، اين را گفتم تا موضوع را پيوند بزنم به نتنويسي و نتخواني؛ نت نيز يك خط بينالمللي محسوب ميشود كه در ميان تمام ملل جهان زبان مشترك است. جالب است بدانيد كه نت بريل هم وجود دارد و تمام نابينايان جهان ميتوانند از آن استفاده كنند، اگرچه در بسياري از موارد، اين كار بسيار دشوار است اما امكان آن فراهم شده است. فرقي كه در اينجا وجود دارد اين است كه امكان ندارد، يك نابينا به صورت همزمان نت را ببيند و اجرا كند، بنابراين، آنها نتها را حفظ ميكنند و با علائم مخصوص آشنايي دارند و بر اساس آن مينوازند. اين موضوع را از آن رو عنوان كردم تا تاكيد داشته باشم كه لزوما آموزش موسيقي به نابينايان به صورت سينه به سينه نيست، بلكه آموزش براي اين افراد هم ميتواند پايه علمي داشته باشد و همانطور كه در دنياي موسيقي هر فرد راه خود را براي آموزش انتخاب ميكند كه سينه به سينه و تجربي موسيقي را كار كند يا به صورت حرفهاي و علمي در دنياي نابينايان هم اين انتخاب وجود دارد. در ميان افراد نابينا، افرادي وجود دارند كه در تنظيم و اركستراسيون هم بسيار متبحر هستند و حتي اگر جايگاه نوازندگان را روي صحنه يا در استوديو به صورت دقيق بدانند، ميتوانند رهبري اركستر را نيز بر عهده داشته باشند البته كه اين كار بسيار مشكل است اما شدني است. خوشبختانه با ابزارهاي امروزي كه پيشرفت كردهاند و با سيستمهاي كامپيوتري جديد، افراد نابينا نت را مينويسند و اين نت به صورت همزمان براي بيناها هم نوشته ميشود. به اين ترتيب، آنها ميتوانند براي نوازندگاني كه مشكل بينايي ندارند هم نتنويسي كنند؛ اگرچه در گذشته نيز چنين كاري صورت ميپذيرفت، اما به صورت ديكتهوار بود؛ يعني نت گفته ميشد و فرد ديگري آن را مينوشت اما حالا حرفهايتر شده است.
ناگفته نماند كه در ايران، بسياري از نوازندگان نابينا، همانند بسياري از نوازندگان بينا، در نتنويسي يا شناخت نت بسيار ضعيف هستند كه اين مساله ارتباط چنداني با بينا يا نابينا بودن ندارد و اين ضعف در هر دو گروه بينايان و نابينايان ديده ميشود. هنر موسيقي براي نابينايان بسيار حائز اهميت است. اگر بخواهيم به چند تن از موزيسينها و موسيقيدانان ايراني نابينا اشاره كنيم، ميتوانيم به نورعليخان برومند، زندهيادان عليرضا جعفريان، نصرالله شيرينآبادي و عليرضا خواجهنوري، از آهنگسازان شهير موسيقي ايران، اشاره كنيم كه افراد مهم و تاثيرگذاري در دنياي موسيقي ايران بودند.
اين روز را بهانهاي قرار دادم تا با بزرگداشت ياد تمام هنرمندان موزيسين نابينا كه با وجود تمام بيمهريها كار و فعاليت خود را ادامه دادند و خواهند داد يادآوري كنم كه «موسيقي» زبان بينالمللي انسانها با يكديگر و زبان مشترك انسانهاست و بينا و نابينا ندارد. به دليل اينكه نگارنده خود اهل موسيقي است، به اين مطلب بيشتر اشاره كرده و روي آن تمركز كردهام حتي به اين مناسبت ويژهبرنامه «شب شعر و موسيقي نابينايان» را با حضور جمعي از شاعران، هنرمندان و اهالي فرهنگ و هنر در فرهنگسراي ارسباران نيز برگزار كرديم كه البته انتظار ميرفت بهزيستي و نهادهاي ذيربط حمايت بيشتري براي برگزاري چنين برنامههايي داشته باشند؛ به هر روي خوشبختانه در نسل امروز جواناني هستند كه اركسترهايي را تشكيل دادهاند كه همه اعضاي آن از نابينايان هستند و بسيار هم موفق بوده و در كارشان بسيار متبحر هستند و آينده دارند. اميدواريم كه در آيندهاي نه چندان دور، از اين جامعه، هنرمندان بزرگي به بار آيند و در زمينه كاري خود موفق و پيروز باشند. هنرمندان ارزندهاي در موسيقي نابينايان حضور داشتهاند و همچنان نيز هستند چه در هنر موسيقي و چه در ديگر هنرها و عرصهها اين افراد با تكيه بر تواناييها و انگيزه خود كار ميكنند و بايد بگويم كهاي كاش مسوولان ذيربط هم به وظايف خود براي تسهيل شرايط آنها كار ميكردند و جديتر بودند.