• 1405 يکشنبه 17 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6460 -
  • 1405 يکشنبه 17 آبان

«نه به پادشاهان» اين‌بار پاي صندوق راي

نوراله اكبري

در يادداشت «انبوه خلق در برابر امپراتور»، منتشرشده در شماره ۶۱۶۸ روزنامه اعتماد، كوشيدم رفتار سياسي ترامپ و شعار «نه به پادشاهان» را با تكيه بر فلسفه سياسي اسپينوزا و خوانش هارت و نگري تحليل كنم (اكبري، ۱۴۰۴). انتخابات ميان‌دوره‌اي سوم نوامبر ۲۰۲۶ امريكا اكنون پرسش آن نوشته را به عرصه‌اي تازه كشانده است: انبوه خلق چگونه مي‌تواند از اعتراض به كنش انتخاباتي برسد؟ دموكرات‌ها در انتخاباتي كم‌سابقه كنترل هر دو مجلس كنگره را به دست آوردند و حتي در ايالت‌هايي چون تگزاس، كانزاس و كاروليناي جنوبي، از پايگاه‌هاي ديرينه جمهوري‌خواهان، پيروز شدند. البته اكثريت جديد از ژانويه ۲۰۲۷ اختيار اداره كنگره را به دست خواهد گرفت، نه بلافاصله پس از راي‌گيري (آسوشيتدپرس، ۲۰۲۶الف؛ رويترز، ۲۰۲۶الف). در نگاه نخست، اين رخداد شكست انتخاباتي حزب رييس‌جمهور است؛ وضعيتي كه در انتخابات ميان‌دوره‌اي امريكا سابقه دارد، اما دامنه تغيير آرا، پرسشي بنيادي‌تر پيش مي‌كشد: نسبت قدرت نهادينه ‌شده با توان اجتماعي چگونه دگرگون مي‌شود؟ اسپينوزا در بند هفدهم فصل دوم «رساله سياسي» حق فرمانروايي را با توان انبوه خلق پيوند مي‌دهد. «پوتنتيا» توان واقعي انسان‌ها براي كنش، همكاري و تركيب نيروهاست و «پوتستاس» به اختيار و قدرت نهادينه ‌شده اشاره دارد. اين دو الزاما دشمن يكديگر نيستند؛ نهادهاي سياسي مي‌توانند بيان سازمان ‌يافته توان جمعي باشند. تعارض هنگامي رخ مي‌دهد كه قدرت نهادينه ‌شده از جامعه پشتيبان خود فاصله بگيرد يا بكوشد توان آن را محدود كند (اسپينوزا، ۱۶۷۷، رساله سياسي، ۲/۱۷؛ استاينبرگ، ۲۰۲۴). با همين منطق، پيروزي ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ نيز محصول تركيب نيروهاي اجتماعي بود: نگراني‌هاي اقتصادي، مساله مهاجرت و مخالفت با نخبگان سياسي، ائتلافي متكثر را گرد آوردند. بنابراين، پوتنتيا را نبايد انحصارا به مخالفان ترامپ نسبت داد؛ حاميان او نيز بخشي از جامعه متكثرند. اما اين تركيب‌ها پايدار و تغييرناپذير نيستند  .

براساس نظرسنجي آسوشيتدپرس از بيش از صد هزار راي‌دهنده، حدود 70درصد راي‌دهندگان زير 30سال و 60درصد لاتين‌تباران در انتخابات ۲۰۲۶ از نامزدهاي دموكرات مجلس نمايندگان حمايت كردند. بخشي از راي‌دهندگان ميانه‌رو و كم‌درآمد نيز به دموكرات‌ها بازگشتند.   اين جابه‌جايي را نمي‌توان صرفا به محبوبيت يك حزب تقليل داد (آسوشيتدپرس، ۲۰۲۶ب).
براي اسپينوزا، عواطف جزيي جدايي‌ناپذير از سياستند. او در قضيه بيست‌ و هفتم بخش سوم «اخلاق» از «تقليد عواطف» سخن مي‌گويد: انسان‌ها در پيوند با ديگران، ترس، اميد يا خشم مشترك مي‌يابند. ترامپ در سال ۲۰۲۴ توانست نارضايتي‌هاي پراكنده را با وعده تغيير به اميد سياسي تبديل كند، اما وعده‌هاي ديروز در برابر تجربه امروز آزموده مي‌شوند. هزينه مسكن، خوراك و انرژي، سياست تعرفه‌اي و پيامدهاي اقتصادي جنگ با ايران در نگراني راي‌دهندگان نقش داشتند. تفاوت شاخص‌هاي كلان اقتصاد با فشار واقعي بر زندگي شهروندان نشان مي‌دهد عواطف سياسي در تجربه‌تنانه معيشت ريشه دارند، نه فقط در شعارهاي انتخاباتي (رويترز، ۲۰۲۶الف).
اسپينوزا در بند نهم فصل سوم «رساله سياسي» نشان مي‌دهد كه برانگيخته ‌شدن اعتراض مشترك مي‌تواند توان واقعي حكومت را كاهش بدهد. با اين ‌حال، خشم به ‌خودي ‌خود آزادي نمي‌آفريند؛ ممكن است به همكاري يا به نفرت و حذف ديگري بينجامد. مساله آن است كه نارضايتي پراكنده چگونه به سازمان‌يابي و كنش موثر تبديل مي‌شود. در اين ميان، جنبش «نه به پادشاهان» نمونه‌اي قابل‌توجه است: برگزاركنندگان تجمع‌هاي ۱۷ اكتبر ۲۰۲۶، افزون بر اعتراض به تمركز قدرت، بر راي ‌دادن زودهنگام و مشاركت انتخاباتي تاكيد كردند. اين حركت را نبايد علت يگانه پيروزي دموكرات‌ها دانست، اما گذار بخشي از اعتراض خياباني به  فعاليت مدني  و  انتخاباتي را آشكار مي‌كند (برگر، ۲۰۲۶).
اين گذار براي فهم رفتار ترامپ نيز اهميت دارد. هارت و نگري در «امپراتوري»، قدرت معاصر را شبكه‌اي از دولت‌ها، سرمايه، نهادهاي مالي و سازوكارهاي ارتباطي توصيف مي‌كنند، نه فرمانروايي يك فرد (هارت و نگري، ۲۰۰۰). پس ترامپ عين «امپراتوري» آنان نيست. با اين‌ همه، او درحالي‌كه با شعار «اول امريكا» عليه بخشي از نظم جهاني موضع مي‌گيرد، از ابزارهاي گسترده اقتصادي، امنيتي و رسانه‌اي قدرت بهره مي‌برد و در داخل بر اختيار شخص رييس‌جمهور تاكيد مي‌كند. گزارش اول نوامبر رويترز نشان داد كه كاخ سفيد براي احتمال پيروزي دموكرات‌ها در كنگره، ادامه سياست‌هايش از مسير اختيارات اجرايي را بررسي مي‌كرد (رويترز، ۲۰۲۶ب). استفاده از اختيار قانوني، في‌نفسه اقتدارگرايي نيست؛ مساله، نسبت آن با نظارت پارلماني و حقوق شهروندان است.
در اينجا صندوق راي يكي از مجراهاي تبديل پوتنتياي اجتماعي به پوتستاس نهادي مي‌شود. پيروزي دموكرات‌ها امكان افزايش نظارت كنگره بر دولت را از ژانويه ۲۰۲۷ فراهم مي‌كند، اما ترامپ همچنان اختيارات اجرايي و حق وتو خواهد داشت. پس سخن نه از پايان قدرت او، بلكه از تغيير توازن و محدوديت‌هاي اعمال آن است. همچنين نبايد حزب دموكرات را با انبوه خلق يكسان گرفت. در خوانش هارت و نگري، انبوه خلق كثرتي از انسان‌ها و گروه‌ها با مطالبات متفاوت است كه مي‌توانند بدون محو تفاوت‌هايشان، همكاري كنند (هارت و نگري، ۲۰۰۴). پيروزي انتخاباتي نشانه‌اي از چنين امكاني است، نه تضمين تحقق  آن.
درنهايت، شكست جمهوري‌خواهان به ‌تنهايي به معناي گسترش آزادي نيست. اسپينوزا در فصل بيستم «رساله الهياتي-سياسي» غايت حكومت را امنيت و آزادي انديشه مي‌داند؛ از اين‌رو، آزمون واقعي انتخابات در توان شهروندان براي مشاركت، همكاري و بهبود شرايط زندگي است، نه صرفا جابه‌جايي كرسي‌ها (اسپينوزا، ۱۶۷۰، فصل ۲۰). 
بايد پرسيد آيا نظارت تازه بر قوه مجريه، آزادي انديشه و مشاركت را گسترش مي‌دهد و آيا شهرونداني كه زير فشار اقتصادي‌اند، توان بيشتري براي تصميم‌گيري درباره زندگي خود پيدا مي‌كنند؟ در مقاله پيشين، «نه به پادشاهان» صداي اعتراض به شخصي‌سازي قدرت بود؛ اكنون همان شعار، در يكي از صورت‌هاي خود، پاي صندوق راي نيز شنيده شده. حاكمان ممكن است قدرت نهادي را به دست آورند، اما مالك توان جامعه نيستند: امپراتور مي‌تواند فرمان براند، نه اينكه براي هميشه سرنوشت پيوندهاي  اجتماعي  را  تعيين كند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون