• 1405 يکشنبه 17 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6460 -
  • 1405 يکشنبه 17 آبان

آيا ترامپ قمار خطرناك‌تري را آغاز خواهد كرد؟

عليرضا رجايي

انتخابات ميان‌دوره‌اي ۲۰۲۶ امريكا را بايد يكي از مهم‌ترين تحولات سياسي دوره دوم رياست‌جمهوري دونالد ترامپ ارزيابي كرد. پيروزي دموكرات‌ها و بازپس‌گيري اكثريت هر دو مجلس كنگره، ضربه‌اي جدي به موقعيت سياسي رييس‌جمهوري وارد كرد كه با وعده پايان دادن به جنگ‌هاي پرهزينه، احياي اقتصاد و بازگرداندن اقتدار امريكا به قدرت رسيده بود.

افزايش هزينه‌هاي زندگي، فشار اقتصادي، قيمت انرژي، نگراني از عملكرد دولت و پيامدهاي جنگ امريكا با ايران از عوامل موثر در اين شكست بوده‌اند. پيروزي دموكرات‌ها در برخي پايگاه‌هاي سنتي جمهوري‌خواهان نيز نشان داد كه نارضايتي از عملكرد ترامپ از محدوده مخالفان سنتي او فراتر رفته است. اهميت اين انتخابات صرفا در جابه‌جايي قدرت حزبي خلاصه نمي‌شود، بلكه مي‌توان آن را نشانه افزايش هزينه سياسي سياست‌هاي جنگ‌طلبانه و بي‌ثبات‌كننده دانست؛ سياست‌هايي كه پيامدهاي اقتصادي، انساني و امنيتي آنها هم در داخل امريكا و هم در محيط بين‌المللي آشكار شده است.

پيام اجتماعي انتخابات  نه به جنگ، نه به كشتار و نه به خشونت

يكي از مهم‌ترين پيام‌هاي انتخابات اخير، مطالبه بازگشت عقلانيت به سياست داخلي و خارجي امريكاست. اين پيام را مي‌توان در چند مطالبه به‌هم ‌پيوسته خلاصه كرد؛ نه به جنگ و ماجراجويي نظامي، نه به كشتار غيرنظاميان در غزه، نه به ترور و خشونت سياسي، نه به قطبي‌سازي و آشوب داخلي و نه به سياست‌هايي كه امنيت و معيشت مردم را قرباني رقابت‌هاي قدرت مي‌كنند. البته اين برداشت تحليلي به معناي وجود يك شعار انتخاباتي واحد يا توافق همه راي‌دهندگان بر سر تمام اين موضوعات نيست. اقتصاد و هزينه زندگي از عوامل اصلي راي‌دهي بوده‌اند. با اين ‌حال، افزايش حساسيت اجتماعي نسبت به پيامدهاي انساني جنگ و حمايت نظامي واشنگتن از سياست‌هاي دولت نتانياهو را نمي‌توان ناديده گرفت. در موضوع غزه، استمرار بحران انساني و كشتار غيرنظاميان، به‌ ويژه در ميان نسل جوان، دانشگاهيان و بخشي از راي‌دهندگان مستقل و دموكرات، انتقادها از سياست امريكا را افزايش داده است. اين مساله به يكي از شكاف‌هاي مهم درون حزب دموكرات نيز تبديل شده است.

جنگ ايران؛ عامل فرسايش سرمايه سياسي جمهوري‌خواهان

اظهارات جي‌دي ونس، معاون رييس‌جمهور امريكا درباره نقش جنگ ايران در شكست جمهوري‌خواهان از مهم‌ترين تحولات پس از انتخابات بود. او در ارزيابي اين شكست اعلام كرد: «دليل شكست ما جنگ بود.» اهميت اين موضع‌گيري در آن است كه انتقاد از جنگ ديگر صرفا محدود به مخالفان دموكرات نيست و به درون اردوگاه جمهوري‌خواهان نيز نفوذ كرده است. براساس نظرسنجي‌هاي انتخاباتي منتشرشده، بخش قابل‌توجهي از راي‌دهندگان اقدام نظامي امريكا عليه ايران را تصميمي نادرست ارزيابي كرده‌اند. واقعيت اين است كه جنگ از يك مساله دوردست ژئوپليتيكي به موضوعي ملموس در زندگي روزمره امريكايي‌ها تبديل شده است. افزايش قيمت انرژي، فشار بر خانوارها و نگراني از استمرار درگيري، هزينه سياست خارجي دولت را مستقيما به داخل جامعه منتقل كرده است. تناقض سياسي ترامپ در همين نقطه آشكار مي‌شود: جنگي كه قرار بود نشانه قدرت و اقتدار امريكا باشد، به يكي از عوامل فرسايش سرمايه انتخاباتي حزب حاكم تبديل شده است.

 عقب‌نشيني براي بقا

يا قمار براي فرار از شكست؟

مهم‌ترين پرسش در مرحله پس از انتخابات، نحوه مواجهه ترامپ با شكست سياسي است. ترامپ سياستمداري رقابت‌جو و علاقه‌مند به نمايش پيروزي است. سبك تصميم‌گيري او در برخي موقعيت‌ها به رفتار يك قمارباز سياسي شباهت دارد؛ بازيگري كه ممكن است براي جلوگيري از ثبت يك شكست آشكار، به افزايش مخاطره روي آورد. اين تعبير ناظر بر الگوي سياسي رفتار اوست، نه داوري روان‌شناختي. در اينجا با يك تناقض جدي مواجهيم: از يك‌سو، از جهتي جنگ به موقعيت انتخاباتي او آسيب زده، ازسوي ديگر، عقب‌نشيني بدون دستاورد قابل عرضه ممكن است براي اعتبار سياسي و ميراث رياست‌جمهوري او هزينه سنگيني داشته باشد. دو مسير پيش‌رو است: حركت به سمت توافق و كاهش تنش براي جلوگيري از فرسايش بيشتر قدرت سياسي يا اتخاذ رفتار تهاجمي‌تر براي نمايش اقتدار و بازسازي تصوير يك رييس‌جمهور شكست‌ناپذير. خطر اصلي زماني پديدار مي‌شود كه مصالحه نه انتخابي عقلاني، بلكه اعتراف به شكست شخصي تلقي شود. در چنين وضعيتي، احتمال تصميم‌هاي ناگهاني و پرهزينه افزايش مي‌يابد.

 سه سناريوي پيش‌روي واشنگتن

سناريوي نخست: كاهش تنش و توافق محدود: بدين معنا كه فشار انتخاباتي، افزايش هزينه‌هاي جنگ و نگراني از گسترش درگيري مي‌تواند ترامپ را به سمت آتش‌بس يا توافق مرحله‌اي سوق دهد. اين مسير فرصتي براي كاهش تنش و مديريت اختلافات فراهم مي‌كند.

سناريوي دوم: استمرار فشار تركيبي: بدين معنا كه دولت امريكا بدون ورود به جنگي فراگير، تحريم‌ها، فشار اقتصادي، اقدامات سياسي و اطلاعاتي و تهديد نظامي را ادامه مي‌دهد. اين گزينه ممكن است براي واشنگتن كم‌هزينه‌تر باشد، اما خطر فرسايش تدريجي و وقوع حوادث امنيتي را در خود دارد.

سناريوي سوم: تشديد بحران: شكست مذاكرات، فشار اسراييل، محاسبات اشتباه يا تلاش ترامپ براي نمايش اقتدار مي‌تواند به اقدامات نظامي جديد منجر شود. اين مسير خطرناك‌ترين سناريو براي منطقه است، زيرا هيچ تضميني وجود ندارد كه يك اقدام محدود در همان سطح باقي بماند.

 ضرورت آمادگي راهبردي ايران

مهم‌ترين نتيجه عملي اين تحولات براي ايران، عبور از پيش‌بيني صرف رفتار ترامپ و حركت به سمت آمادگي نهادي براي مواجهه با سناريوهاي مختلف است.امنيت ملي نبايد بر اين فرض بنا شود كه همه بازيگران مطابق محاسبات عقلاني و متعارف رفتار خواهند كرد. ازاين‌رو، پيشنهاد مي‌شود سازوكارهاي مديريت بحران در عالي‌ترين سطوح تصميم‌گيري كشور با مسووليت‌هاي روشن و هماهنگي بين‌دستگاهي فعال و عملياتي شوند.اين آمادگي بايد بر شش محور استوار باشد:

۱- هماهنگي راهبردي ميان نهادهاي مسوول سياست خارجي، دفاعي، امنيت ملي و مديريت بحران براي جلوگيري از تصميم‌گيري‌هاي جزيره‌اي.

۲- پايش مستمر تحولات كاخ سفيد، مواضع كنگره، تحولات اسراييل و تحركات ديپلماتيك، همراه با تفكيك اطلاعات تاييد شده از گمانه‌زني‌ها.

۳- تاب‌آوري دفاعي و غيرنظامي از طريق حفاظت از زيرساخت‌هاي حياتي، استمرار خدمات عمومي، آمادگي امدادي و كاهش آسيب‌پذيري مراكز غيرنظامي.

۴- ديپلماسي پيشگيرانه و فعال‌سازي كانال‌هاي ارتباطي با كشورهاي منطقه و قدرت‌هاي موثر بين‌المللي براي جلوگيري از سوءمحاسبه.

۵- مديريت سناريوهاي بحران و تدوين چارچوب‌هاي قانوني و هماهنگ براي مواجهه با طيفي از وضعيت‌ها؛ از تشديد تحريم‌ها تا احتمال درگيري نظامي.

۶- حفظ آرامش و انسجام اجتماعي از طريق اطلاع‌رساني شفاف، مقابله با شايعات و تقويت اعتمادعمومي.

كارشناس ارشد مسائل بين‌الملل

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون