اسپانيا در روزهاي بحراني
نيوشا طبيبي
بروز حوادث پي در پي در اسپانيا و به ويژه بحران مسكن و مهاجران مراكشي و آفريقايي و به خصوص حادثه تاسفبار برخورد قطارها در نزديكي كوردوبا و كشته شدن ۶۹ نفر و دهها بحران كوچك و بزرگي كه دولت سوسياليست را سخت در خود گرفتار كرده، عدهاي را به واكاوي درباره ريشههاي احتمالي بروز اين بحرانها انداخته است.
در چند روز گذشته اروپا حوادث عجيب ديگري را هم تجربه كرده است، يخچالهاي فروشگاهي در چند كشور اروپاي غربي، دچار اختلال غريبي ميشوند. هكرها به سيستم كنترل اين دستگاهها نفوذ كرده و دماي آنها را تا ۵۰ درجه بالاي صفر گرم ميكنند! در نتيجه تمامي مواد داخل آنها فاسد و غيرقابل مصرف ميشود.
در آوريل ۲۰۲۵، قطعي ناگهاني برق سراسري در شبه جزيره ايبري - اسپانيا و پرتغال - سبب شد كه ميلياردها يورو خسارت به بخشهاي مختلف اقتصادي وارد شود. افزون بر اين، قطع ناگهاني شبكه كنترل ترافيك و از كار افتادن شبكه حمل و نقل، سبب بروز آشفتگي شديد در شهرهاي بزرگ شد. سرگرداني و نگراني مردم، هجوم به فروشگاهها براي ذخيرهسازي مواد غذايي، صحنههايي آخرالزماني به وجود آورد. علت اين اختلال هرگز رسما اعلام نشد، اما همچنان محتملترين دليل، حمله سايبري است كه مراجع مسوول اروپايي تا امروز آن را تكذيب كردهاند.
همچنين يكي از احتمالات بسيار جدي در بروز حادثه قطار در اسپانيا، دستكاري شبكه و نفوذ سايبري است. بعضي از منابع و تحليلگران، احتمال نفوذ در شبكه كنترل و هدايت قطارها و نمايش اطلاعات جعلي به مسوولان كنترل را از نظر دور نداشتهاند، اگرچه هيچ اظهارنظر رسمي در اين مورد وجود ندارد. در بحران مهاجران سبته - باريكه اسپانيايي در شمال مراكش - گزارشهايي از حضور و پشتيباني گارد ساحلي، پليس و ارتش مراكش در انتقال مهاجران وجود دارد. گارد ساحلي اسپانيا ميگويد كه در چند مورد مهاجراني كه به نيروهاي مراكشي تحويل شدهاند را از قايقها در آبهاي نزديك ساحل ريختهاند.
كشورهاي اروپايي بنا بر رسم و شيوه چند سال گذشته، انگشت اتهام را به سوي روسيه و گروههاي مستقل هكري گرفتهاند و آن را بخشي از جنگ تركيبي روسيه عليه اوكراين و اروپا در شمار آوردهاند. اما چه كسي از بروز اين بحرانها بيش از ديگران سود ميبرد؟ ناامن جلوه دادن اروپا و ايجاد ترس در مردم، مهر تاييد به ادعاهاي كدام كشور جهان است؟ اگرچه مراجع رسمي و رسانههاي بزرگ سعي دارند حملات سايبري را به روسيه نسبت دهند، اما متهم بزرگ ديگري هم در اين پروندهها وجود دارد كه معمولا كسي در رسانههاي اروپايي جرات نام بردن از آن را ندارد: اسراييل. تنها اين دولت است كه براي توجيه تهاجمهاي بيوقفه خود نيازمند ايجاد ترس در شهروندان اروپايي است تا شايد بتواند آبروي از دست رفته خود را بازيابد و با مظلومنمايي دوباره حس همدردي جهانيان را نسبت به خود برانگيزد. اسراييل علاقه دارد كه خود را خط مقدم و مدافع دموكراسيهاي اروپا بنامد! صدراعظم آلمان با صحه گذاشتن بر همين نقش تعبير «انجام كار كثيف توسط اسراييل به جاي اروپا» را به كار برد و از نتانياهو براي تهاجم به ايران و كشتار مردم بيگناه تشكر كرد.
بروز بحران مهاجرت براي اسپانيا، آغاز اوجگيري بحرانهاي سياسي پياپي براي دولت پدرو سانچز بوده است. از ابتداي تجاوز اسراييل به غزه و وقوع نسلكشي در آنجا، پدرو سانچز و دولت اسپانيا تنها صداي مستقل و قدرتمند در اروپاي غربي بوده كه علنا و به روشني اين كشتار و تجاوز را محكوم كرده است. رابطه بسيار مستحكم حزب رقيب دولت سوسياليست يعني PP با دولتمردان اسراييلي و امريكايي، نويدبخش رابطه خوب اسپانيا با اسراييل و امريكا در فرداي پيروزي در انتخابات بعدي براي صهيونيستهاست و زمينهسازي براي سقوط دولت سانچز از سوي اسراييل بسيار محتمل و بلكه قطعي است.
در سالهاي گذشته، مقامات اسراييلي و خاوير ميلي، رييسجمهور راستگراي طرفدار اسراييل آرژانتين سفرهاي متعددي به اسپانيا داشتهاند، اما به جاي ملاقات با مقامات رسمي دولت اسپانيا، در كنگرهها و مراسم حزبي راستها و دشمنان دولت سانچز حضور پيدا كردهاند. معدود ملاقاتهاي رسمي آنها معمولا با رييس راستگراي دولت محلي مادريد - ايزابل دياز آيوسو - بوده است. آيوسو يكي از مهمترين مخالفان دولت پدرو سانچز و سياستهاي ملي و بينالمللي او و يكي از دوستان سرسخت اسراييل است. نزديكي او با خاوير ميلي، رييسجمهور آرژانتين در تقابل با موضع رسمي دولت اسپانياست بهطوري كه در اوج درگيريهاي لفظي دولتهاي اسپانيا و آرژانتين كه كار را تا مرحله احتمال قطع روابط ديپلماتيك هم پيش برد، آيوسو، ميلي را به مادريد دعوت كرد تا نشان ويژه ماديد را بر گردن او بياويزد و تاكيد كند كه جامعه خودمختار مادريد همپيمان راستهاي جهان باقي مانده است.
به احتمال بسيار زياد احزاب راستگراي اسپانيا، دولت آينده اين كشور را تشكيل خواهند داد. بحرانهاي دو سال گذشته، به ويژه سختگيريهاي مالياتي دولت سوسياليست و موج مهاجران، بحران مسكن و تحصن در ميدان سول مادريد، اعتصاب پيوسته معلمان و ناآرامي در بارسلون و در نهايت حادثه قطار، سرنوشت محتومي را براي دولت فعلي رقم زده است. حزب راستگراي PP پيشتاز نظرسنجيهاي مختلف است، همچنانكه ستاره حزب راست تندروي VOX هم در حال اوج گرفتن است. بيكاري و نااميدي نسل جوان اسپانيا از آينده و موج فزاينده مهاجرت به همراه پيچيدگي مسير براي راهاندازي و حفظ كسب و كارهاي كوچك توسط جوانان جوياي كار، نسل جوان را هم به حمايت از احزاب راستگرا كشيده است.
بسياري از جوانان اسپانيا، به قدرت رسيدن فيخو - رهبر حزب راستگراي PP - را راهحلي براي ساختن آينده كاري و معيشتي خود ميدانند. با آنكه براي چندين دهه، جنبش چپ اسپانيا توسط قشر بزرگي از جوانان حمايت ميشده، اما اكنون در حال از دست دادن پايگاه سنتي سني خود است.