فرصت دیپلماسی با امریکای چهل تکه
محمود صدری٭ -علیرضا قندریز٭ ٭
«چو شمشیر پیکار برداشتی/ نگه دار پنهان ره آشتی»
از منظر منافع ملی ایرانیان آنچه در پی پیروزی چشمگیر دموکراتها اهمیت دارد؛ شناخت امکاناتی است که این جابهجایی قدرت برای کاهش خطر جنگ و نیز پیشبرد منافع ملی ایران فراهم میکند. آیا افقی برای انعقاد یک توافق پایدار بین دو کشور به وجود آمده است؟ رابرت پاتنام، رییس پیشین انجمن علوم سیاسی امریکا در نظریه مهم «بازیهای دوسطحی» (۱) توضیح داده که امکان نهایی شدن هر توافق خارجی این است که در فضای داخلی هر دو طرف برای رقبای سیاسی پذیرفتنی باشد. در این رابطه باید گفت دگرگونی اساسی ترکیب کنگره و فرمانداری ایالات به نفع دموکراتها میتواند زمینه توافقهای مهمی را فراهم كند. اما اگر در تهران شکست ترامپ نشانه ضعف مطلق او قلمداد شده، هر مصالحهای «بازگشت از آستانه خیمه معاویه» تعبیر شود، جوانه فرصت دیپلماسی پیش از شکفتن پژمرده خواهد شد. قدرت و اختیار وسیع نهاد ریاست جمهوری امریکا و تجربه تاریخی اقتضا میکند که در تعبیر شکست انتخاباتی به «هزیمت مطلق ترامپ» احتیاط شود. توجه به این نکته مهم است که شکست انتخاباتی ترامپ، قدرت قانونی و عملی ریاستجمهوری را از میان نبرده است. همچنین با توجه به شخصیت شناخته شده ترامپ باید توجه داشت که او به دنبال شکست سیاسی حزبش که مستقیما به او نسبت داده شده، هر گونه ریسکی برای نجات میراث سیاسی خود خواهد کرد تا «یک شکست به دو شکست تبدیل نشود» و ناچار به پذیرش معامله ای نشود که وجه سیاسیاش را نابود خواهد کرد. از این منظر مهلت دو ماهه میان انتخابات میاندورهای و رسمیت یافتن مجلس صد و بیستم امریکا زمان حساسی خواهد بود. (۲)
تصور امریکا به عنوان جامعه ای یکپارچه با ارادهای ثابت، رنگارنگی موثر در سیاستهای ملی آن کشور را نادیده میگیرد، اما تصور اینکه مخالفت طرف پیروز این انتخابات با جنگ الزاما به معنای مخالفت آن با فشار بر جمهوری اسلامی یا پذیرش سیاستهای تهران خواهد بود نیز اشتباه است. قدرت نهادی ريیسجمهور امریکا و تجربه تاریخی اقتضا میکند که در تعبیر شکست انتخاباتی به «هزیمت ترامپ» احتیاط کنیم. جرج بوش دو ماه پس از شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای ۲۰۰۶، راهبرد افزایش نیرو در عراق موسوم به «Surge» را اعلام کرد (۳)؛ راهبردی که با تغییر شیوه عملیات و در تعامل با جنبش بیداری اهل سنت، به کاهش خشونت در عراق انجامید (۴). چند ماه بعد از این واقعه نیز بوش مصوبه دارای زمانبندی خروج امریکا از عراق را وتو کرد و کنگره نتوانست از وتو عبور کند. (۵) این تجربه نشان میدهد که شکست انتخاباتی حزب رييسجمهور، الزاما به عقبنشینی نظامی نمیانجامد و حتی ممکن است با تلاش برای تغییر وضعیت میدان از طریق تشدید عملیات همراه شود. ترامپ نیز ممکن است در این مهلت برای تحکیم موقعیت و جبران شکست داخلی خود به سمت ایجاد یک بحران خارجی و برخورد نظامی جنجالی علیه ایران پیش رود! دالیا داسا کی در کتاب «دشمنی پایدار: شکلگیری سیاست امریکا در قبال ایران» (انتشارات دانشگاه استنفورد، ۲۰۲۶) (۶) به یکی از موانع مهم توافق با تهران در سیاست داخلی امریکا میپردازد: نگرانی سیاستمداران امریکایی از اینکه مصالحه با ایران، در رقابتهای سیاسی آتی، به عنوان سند ضعف و عقبنشینی آنها قلمداد شود، ممکن است از پذیرش قرارداد سودمند با ایران نیز سر باز زنند، لذا کاتالیزورهای جانبی موثر خواهند بود. برای نمونهای موفق در این زمینه، بررسی تجربه عادیسازی روابط امریکا و ویتنام در سال ۱۹۹۵ روشنگر است. (۷) در آن زمان، همکاری دوجانبه بر سر یک موضوع انساندوستانه یعنی تعیین سرنوشت مفقودان جنگ آغاز شد و به عنوان یک فعالیت فراحزبی با حمایت چهرههای بانفوذ هر دو حزب
(از جمله جان مککین و جان کری) به کاهش هزینه سیاسی مصالحه کمک کرد و زمینه را برای گشایش دیپلماتیک فراهم ساخت؛ نقشی که بیل کلینتون در سخنرانی اعلام عادیسازی روابط در ۱۱ جولاي ۱۹۹۵ نیز صریحا به آن اشاره کرد. (۸) آیا موارد قابل مقایسه با همکاری امریکا و ویتنام در روابط فعلی میان ایران و امریکا وجود دارند؟ هنر دیپلماسی ایران، شناخت محدودیتها، درک موقعیتها و طراحی توافقهایی است که ضمن تامین منافع ملی کشور، برای طرف مقابل نیز دستاوردی مشخص و قابل دفاع داشته باشند. تبلیغ توافق به عنوان شکست و تسلیم امریکا، چه بسا همان نیروهایی را تضعیف کند که برای پیشبرد آن هزینه سیاسی پرداختهاند! بر این مبنا، مسیر زیر برای تامین منافع ملی ایران سودمند مینماید:
نخست، توافقهای محدود و گامبهگام را باید مستقل از عادیسازی کامل روابط بررسی کرد. اقدامات انساندوستانه متقابل، جلوگیری از برخورد ناخواسته و به ویژه تامین امنیت کشتیرانی میتوانند موضوع چنین توافقهایی باشند؛ مشروط به اینکه تعهدات، ترتیب اجرا و شیوه راستیآزمایی آنها شفاف باشد.
دوم، ایجاد زمینه پیوندهای مدنی و همکاری گروههای غیردولتی در میان ملتهای طرفین راهکاری موثر برای ایجاد اعتماد متقابل و زمینه پیشرفت دیپلماسی رسمی خواهد بود. گزارش سال ۲۰۱۷ آکادمیهای ملی امریکا، تجربه همکاری علمی دو کشور بدون روابط دیپلماتیک و موانع سیاسی و امنیتی تداوم آن را مستند کرده است. (۹)
رفع موانع ارتباطات قانونی دانشگاهی، پزشکی و مدنی و اجتماعی دو ملت در چارچوب قوانین طرفین میتواند زمینه همکاری را گسترش دهد. البته دولت باید فقط تسهیلگر این روابط باشد؛ وجود کانالهای ظاهرا مستقل، اما با مقاصد امنیتی، همان اعتمادی را از میان میبرد که این ارتباطات به آن نیاز دارند.
سوم، گسترش ارتباط با شرکتهای اقتصادی امریکایی علاقهمند به تنشزدایی، فرصتی برای استمرار همکاری ایجاد خواهد کرد. باید فرصتهای قانونی و جذابی را معرفی کرد که برای طرفین سود ملموسی داشته باشند. عدم تبعیض دسترسی بخش خصوصی در بستن قراردادها اهمیت راهبردی ویژهای دارد: اگر منافع همکاری در انحصار واسطهها و صاحبان دسترسی ویژه قرار گیرد، شمار کسانی که از حفظ آن بهرهمند می شوند نیز محدود خواهد ماند.
سرانجام، فشار انتخاباتی ممکن است ترامپ را به توافق برای بازسازی اعتبار سیاسی یا تشدید خصومتها برای یافتن دستاورد جنگی بکشاند. ترویج و تبلیغ جنجالی روایتی که پذیرش مصالحه را در داخل ایران آسان میکند، اگر با تحقیر علنی سیاستمداران طرف مقابل همراه شود، چه بسا هزینه توافق را در واشنگتن افزایش داده، به جنگطلبان بهانههای بیشتری دهد و ترامپ را برای ماجراجوییهای آتی تحریک کند.
خلاصه: مطلوبیت راهبردی این انتخابات برای ایران، در کاهش خطر جنگ، دستیابی به تعهدات معتبر و گشودن راه توسعه و رفاه ایرانیان است. هنر استفاده از این تحول با در نظرداشت تهدیدها، بخشی از تدبیر ملی است.
٭ استاد جامعهشناسی
٭ ٭ (تحلیلگر روابط بینالملل)
منابع : در دفتر روزنامه موجود است