امروز نمايشگاه مطبوعات با حضور حسن روحاني افتتاح ميشود
نقش حمايتي دولت در تفكر و شناخت درست است
عباس عبدي
نقش دولت در حمايت از مطبوعات و رسانهها، نقشي پيچيده نيست. دولت به منزله كل حكومت، وظيفه سادهاي در مقابل مطبوعات و رسانهها دارد و آن، حمايت در چارچوب قانون اساسي است. دولت بايد در چارچوب قانون اساسي، امكان دسترسي آزاد به اطلاعات و اخبار را براي مطبوعات و اهالي مطبوعات ايجاد كند و به تعريف ديگر آزادي بيان را به وجود بياورد. وظيفه دولت حمايت از روزنامهها و نشريات با پرداخت يارانه و كمك به رسيدن به كاغذ و امكانات جانبي از اين دست نيست. اگر شرايط ايدهآل وجود داشته باشد و دولت امكان دسترسي آزاد به مطبوعات و رسانهها را بدهد، رسانهها و مطبوعات آنقدر قدرت ميگيرند كه ميتوانند منابع مالي خود را از راه درست تامين كنند و نيازي به يارانه و كاغذ و... نخواهند داشت. وظيفه اصلي همان دسترسي امن و آزاد به اطلاعات است تا مطبوعات و رسانهها به راحتي بتوانند اطلاعات را در دسترس مردم قرار دهند و با تحليل دادهها، نقش مهم خود را در جامعه ايفا كنند. در حالحاضر فاصله ميان آنچه مطبوعات نياز دارند و آنچه دولت توانسته در اختيار مطبوعات قرار دهد، زياد است. با توجه به شرايط، ديگر نيازي به صحبت درباره اين فاصله نيست و «آنچه عيان است، چه حاجت به بيان است». اما اگر اين شرايط تامين نشود و دولت نتواند نقش حمايتي و كمكرسان خود را ايفا كند، تاثيري كه اين اتفاق بر بدنه جامعه ميگذارد، غيرقابل اجتناب است و تبعات آن، نهتنها مطبوعات و جامعه كه حتي دولت را هم درگير ميكند. بهطورمثال تمام سازمانها و نهادهايي كه وظيفه اجرايي در جامعه دارند، نظير شركت آب، برق و... تاثيرات عملكرد خود را به شكل ناگهاني بروز ميدهند؛ با قطع شدن آب، مردم به خيابانها ميآيند و اعتراض ميكنند و تمام تاثيرات ناخوشايند آن مشخص و قابل پيشبيني است. اما درباره رسانهها و مطبوعات و تاثيري كه عدم كاركرد درست آن در جامعه ميگذارد، تا زماني كه تبعات آن مشخص نشود، هيچ نمود عيني و بيروني وجود نخواهد داشت. در جاي خالي مطبوعات و رسانههاست كه فسادهاي اقتصادي و اخلاقي بيشتر ميشوند. در سكوت خبري و عدم پيگيري و توجه رسانهها كه بايد نهادهاي نظارتي باشند، فساد گسترش پيدا ميكند و در تمام اركان دولت و جامعه، پخش ميشود. رسانهها و مطبوعات نقش مهمي در ارتباطات اجتماعي، پايداري، آگاهي و ثبات جامعه دارند و نقش مهمتري در نظارت بر كار دولت و جلوگيري از فساد و عدم كارايي سازمانهاي اجرايي. در جامعهاي كه رسانهها نتوانند اين نقش را ايفا كنند، قبل از هرچيز دولت به دردسر ميافتد و اين مشكلات به متن جامعه سرايت ميكند. واقعيت اين است كه براي رسيدن به نقش درست و كامل رسانهها و مطبوعات و تاثيري كه دولت در رسيدن به اين شرايط دارد، مهمترين اتفاق همين درك لزوم وجود رسانهها و مطبوعاتي آزاد در چارچوب قانون است. براي رسيدن به چنين درك و دريافتي از نقش رسانهها نه ميتوان نسخه پيچيد و نه ميتوان عملكردي اجرايي داشت. اين اتفاق بايد در نگاه مديران دولتي باشد و خواست مديران دولتي براي در اختيار گذاشتن امكانات لازم براي دسترسي آزاد به رسانهها و مطبوعات. از طرف ديگر رسانهها هم بايد كاركرد نظارتي خود را مهمتر از رفتارهاي سياسي بدانند. در كشور ما و در مقاطعي، شرايط ايدهآل و آرماني براي رسانهها وجود داشته، اما روزنامهنگارها هم در چنين شرايطي به جاي تاكيد در نقش نظارتي و كمككننده خود در همه وجوه به سمت رفتارهايي سياسي و درگيريهاي سياسي حركت كردهاند و رسانهها كاركرد سياسي پيدا كردهاند و نه نظارتي و كمككننده. اينچنين است كه دريافت نقش مهم رسانه در يك جامعه، هم در ميان اهالي دولت و هم در ميان روزنامهنگارها بايد تغيير كند و ارزش و منزلت رسانه در جامعه، بارديگر و به درستي تعريف شود تا شرايط پيشآمده اصلاح شود.