بررسي نقش سردار آزمون در خط حمله تيم ملي
نورچشمي كيروش
يا ماركو فانباستن ايران؟
اهورا جهانيان
جام ملتهاي آسيا براي سردار آزمون اهميتي مضاعف دارد. در حالت عادي، هر بازيكني مشتاق فتح اين جام است و هر مهاجمي در پي گل زدن در مسابقات اين تورنمنت مهم؛ اما آزمون در جام ملتهاي آسيا ميخواهد به يك ملت ثابت كند كه در جريان جام جهاني در حقش جفا شد و انتقادات عمومي و فراگيري كه شامل حالش شد، ربطي به كيفيت بازي او در جام جهاني نداشت. مشكل آزمون اما شايد مشكلي فرامتني بود به قول معروف. يعني شايد اگر كيروش در جام جهاني، در هر بازي از دقيقه 60 يا 70 قوچاننژاد را به جاي آزمون يا حتي به جاي بازيكن ديگري وارد زمين ميكرد، آن بيزاري عمومي نسبت به سردار آزمون شكل نميگرفت. در واقع در جريان بازيهاي ايران در جام جهاني، عموم فوتبالدوستان ايراني احساس كردند كه كيروش در قبال قوچاننژاد بيانصافي و ناسپاسي ميكند و دليل اين مواجهه او با قوچاننژاد، حضور سردار آزمون در تيم ملي است. نفس اين واقعه قابل هضم بود اگر سردار آزمون در جام جهاني ميدرخشيد يا دستكم يك گل به ثمر ميرساند. ولي گل نزدن آزمون وقتي به بازي نكردن قوچاننژاد اضافه شد، سردار به عنوان نورچشمي كيروش در معرض حمله اوباش اينترنتي و انتقاد كارشناسان و فوتبالدوستان عادي قرار گرفت. ماجراي پس از جام جهاني را هم همه ميدانيم: سردار از تيم ملي خداحافظي كرد و كيروش او را به تيم دعوت كرد. اما همين قصه هم موقعيت سردار آزمون را در افكار عمومي بيش از پيش تضعيف كرد، چراكه قوچاننژاد هم از تيم ملي خداحافظي كرده بود ولي كيروش او را به تيم دعوت نكرد. حتي سردار آزمون در نخستين اردوي تيم ملي پس از دعوت شدنش به تيم ملي هم شركت نكرد ولي باز كيروش حاضر نشد، قلم قرمز بر نام او بكشد. الان ديگر بسياري يقين دارند كه سردار آزمون نورچشمي كيروش است و اين نورچشمي بودن ربطي به كيفيت بازي سردار و رعايت اصول حرفهاي از سوي وي ندارد. اما اينكه مبناي عزت بيمانند سردار آزمون در چشم و دل كارلوس كيروش چيست، در گمانهزنيهاي طرفداران تيم ملي ايران چندان روشن نيست. هر چه هست، وقايع پس از جام جهاني بر سختي كار سردار افزوده است. او اگر در جام ملتهاي آسيا هم مثل جام جهاني چنگي به دل نزند و دستكم در گلزني ناكام بماند، احتمالا با موج ويرانگر تازهاي از انتقادات و حملات اينترنتي مواجه خواهد شد؛ موجي كه چه بسا باعث شود او اينبار واقعا و براي هميشه قيد حضور در تيم ملي ايران را بزند.
سردار آزمون تا همين جا هم جايگاه بلندي در تاريخ فوتبال ملي ايران دارد. او با 24 گل زده در 37 بازي ملي، پنجمين مهاجم برتر تاريخ تيم ملي ايران و بالاتر از مهاجمان تراز اول و برجستهاي چون همايون بهزادي و غلامحسين مظلومي و فرشاد پيوس و حميد عليدوستي و ناصر محمدخاني ايستاده است. او فورواردي است با تكنيك بالا، سرعت بالا و قدرت سرزني بالا. سردار تا به حال 42 گل باشگاهي به ثمر رسانده كه 12 گل او با ضربه سر شكل گرفته است. 12 گل از 42 گل به خوبي نشان ميدهد كه سردار در سر زدن مهارت دارد.
تكنيك آزمون تا حدي شبيه تكنيك ماركو فانباستن است. كافي است، گل زيباي او به قطر در جام ملتهاي 2015 را به ياد بياوريم تا بتوانيم شباهت او به ماركو فانباستن بزرگ را تاييد كنيم. توپ در محوطه جريمه به سردار رسيد و او با يك كنترل و چرخش درجا، مدافع قطري را از بازي خارج كرد و با ضربهاي نرم و راحت دروازه قطر را باز كرد. چنين چرخشهايي شگرد ماركو فانباستن بود. سرزني سردار هم تقريبا از جنس سرزني ماركو فانباستن است. يعني ويژگي اصلي ضربات سر او فني بودن است نه قدرتي بودن؛ تفاوتي كه در ضربات سر فانباستن و يورگن كلينزمن مشهود بود و در ضربات سر سردار و علي دايي هم به چشم ميخورد. قد و قامت سردار آزمون و اندام نسبتا تركهاياش هم بر شباهت او به ماركو فانباستن ميافزايد. قدرت سرزني سردار تا حد زيادي هم ناشي از جاگيريهاي درست او در محوطه جريمه در هنگام سانتر بازيكنان خودي و البته پرشهاي نسبتا بلند اوست. آزمون از حيث ديگري هم شبيه فانباستن است كه البته اين ويژگي نقطه قوت او نيست: ضعف در حمل توپ. در بين 42 گل باشگاهي سردار، هيچ گل او محصول حمل توپ و دريبل زدن يكي، دو بازيكن حريف و رساندن توپ به تور دروازه نبوده است. فانباستن البته گلهايي با اين سبك و سياق زده است. اگر بازيهاي او را در آژاكس نگاه كنيم، ميبينيم كه بعضي از گلهاي او محصول حركت پا به توپش و دريبل زدن يكي، دو بازيكن حريف و نهايتا يك شوت محكم يا ضربهاي نرم و فني است؛ اما اگر فانباستن را با ژان پير پاپن سرعتي يا ژرژ وهآ كه بازيكني سرعتي و قدرتي و تكنيكي بود، مقايسه كنيم، به خوبي ميبينيم كه تخصص فانباستن گلزني پس از حمل توپ در مسافتي طولاني نبود. سردار هم فاقد اين ويژگي است و از اين حيث با بازيكناني چون خداداد عزيزي و به ويژه ناصر محمدخاني و علي كريمي فرق دارد. گلي كه سردار در جام جهاني مقابل مراكش ميزد و نزد، دقيقا ناشي از همين ضعف او در حمل توپ در مسافتي طولاني بود. با اين حال ميتوان اميدوار بود كه اين نقطه ضعف سردار در برابر حريفان ضعيفتر ايران در جام ملتهاي آسيا در قياس با جام جهاني كمتر به چشم خواهد آمد.
سردار علاوه بر اينكه اميد اصلي كيروش براي به گل رسيدن ما در جام ملتهاي آسياست، با جاگيريهاي مناسبش در داخل يا حوالي محوطه جريمه و همچنين با پرشهاي قابل قبولش، يكي از وظايفش بازيسازي با ضربه سر براي سه بازيكن خط مياني تيم ملي ايران است. توپهايي كه توسط مدافعان يا وينگرهاي چپ و راست براي سردار ارسال ميشوند، قاعدتا بايد با ضربه سر او به سمت دروازه حريف بروند يا مقابل پاي بازيكنان خط مياني ايران فرود آيند و به آنها اين امكان را بدهند كه دروازه حريف را با شوت زدن از پشت يا داخل محوطه جريمه باز كنند.
سردار آزمون يكي از سه بازيكن كليدي تيم كيروش است. او در كنار بيرانوند و پورعليگنجي در حكم اركان تيم كيروشاند و اگر اتفاق غير مترقبهاي رخ ندهد، تقريبا محال است كه از آغاز بازي به عنوان بازيكن ثابت در تركيب تيم ملي ايران قرار نداشته باشند.