• 1405 دوشنبه 4 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 4540 -
  • 1398 پنج‌شنبه 28 آذر

محسن شريعتي‌نيا استاد دانشگاه در گفت‌وگو با «اعتماد»:

ميانجي‌ها تسهيل‌گر هستند نه تعيين‌كننده

گروه ديپلماسي

 

حسن روحاني رييس‌جمهور كشورمان در حالي روز جمعه با آبه شينزو نخست‌وزير ژاپن در توكيو ديدار مي‌كند كه براي بسياري اين سوال پيش آمده كه اين سفر با چه هدفي انجام مي‌شود و تا چه حد مي‌تواند موفقيت‌آميز باشد. از طرفي در اين سفر بيش از اينكه فضاي روابط دوجانبه مطرح باشد بيشتر بحث ميانجيگري ژاپن ميان ايران و امريكا مطرح شده است. محسن شريعتي‌نيا استاد دانشگاه و تحليلگر مسائل شرق آسيا از شرايط حاكم بر سفر آقاي روحاني به توكيو مي‌گويد.

     باتوجه به شرايطي كه ايران به لحاظ بين‌المللي قرار دارد، سفر آقاي روحاني به ژاپن چرا مهم شده است؟ آيا اين سفر را مي‌توان تنها يك سفر عادي دانست؟
روشن است كه اين سفر عادي نيست. وضعيت روابط ايران و ژاپن نيز متاثر از تحريم‌هاي ايالات‌متحده به‌طور كامل دچار آشفتگي شده است. يكي از سوال‌هايي كه در آستانه اين سفر مطرح شده، اين است كه آيا اين سفر مي‌تواند پنجره‌اي براي احياي مذاكرات ميان ايران و ايالات‌متحده فراهم آورد يا خير. تعارضات و تنش‌هاي ايران و ايالات‌متحده در دهه‌هاي اخير چنان پيچيده شده و به چنان كلاف سردرگمي شكل داده است كه از هر نوع ميانجيگري در آن نمي‌توان انتظارات بالايي داشت، بنابراين سفر ايشان به ژاپن در بهترين حالت مي‌تواند فرصت كوچكي براي احياي مذاكرات ميان ايران و ايالات‌متحده باشد و اين مهم‌ترين دليل اهميت يافتن آن در رسانه‌هاست.
     به نظر شما ژاپن تا چه حد مي‌تواند تسهيل‌كننده هرگونه مذاكره و ميانجيگري در روابط ميان ايران و امريكا باشد؟
برمبناي تاريخ روابط بين‌الملل مي‌توان مدعي شد كه نقش ميانجيگرها هيچ‌گاه تعيين‌كننده نبوده است. همان‌گونه كه اشاره كرديد ميانجي‌ها مي‌توانند حداكثر تسهيل‌گر باشند. مادامي كه دوطرف تنش منافع مهمي در بازگشت ميز مذاكره و يافتن راه‌حل‌هاي مبتني بر برد-برد نيابند يا در درون اين كشورها مجموعه تصميم‌گيران براي تغيير در سياست‌ها آماده نباشند، ميانجي‌ها كاري از پيش نخواهند برد.
به عنوان دو نمونه تاريخي مي‌توان از ميانجيگري پاكستان ميان چين و ايالات‌متحده در 1971 و ميانجيگري كره‌جنوبي ميان كره‌شمالي و امريكا نام برد. ميانجيگري پاكستان با موفقيت همراه بود اما متغير كليدي موفقيت، آمادگي چين و امريكا براي بازتعريف روابط بود. در مقايسه كره‌جنوبي تلاش‌هاي بسيار بيشتري براي پيشبرد مذاكرات ميان ترامپ و كيم جونگ اون صورت داد، اما تاكنون توفيق چنداني نيافته است.
 به بيان روشن‌تر نقش ميانجيگرها حداكثر ۲۰درصد است. ۸۰درصد حل مساله به اراده طرفين، آمادگي آنها و چشم‌انداز منافعي كه رهبران دوطرف را به رسيدن به راه‌حل‌هاي مورد توافق سوق مي‌دهد، بستگي دارد. در مورد مذاكرات ايران و ايالات‌متحده نيز تاكنون تقريبا مي‌توان گفت كشور مهمي در جهان نبوده است كه بين اين دو كشور ميانجيگري نكرده باشد اما تاكنون مساله به دلايلي كه برشمردم و به‌ويژه اينكه تصميم‌گيران در دو كشور به جمع‌بندي‌هاي مشتركي در مورد شكل‌دهي به روابط جديد نرسيده‌اند، به نتايج مهمي منجر نشده است.
 ميانجيگر دستور كار مذاكرات را تعيين نمي‌كند بلكه تنها فضايي را فراهم مي‌آورد تا دوطرف بتوانند با يكديگر به صورتي موثرتر مذاكره كنند اما در صورتي كه دستور كارهاي مذاكراتي از يكديگر فاصله زيادي داشته باشد، تلاش‌هاي ميانجيگر هم به جايي نخواهد رسيد. دور نخست تلاش‌هاي ژاپن كه با سفر نخست‌وزير اين كشور به ايران آغاز شد اين موضوع را نشان داد. در آن زمان دو كشور و به‌ويژه ايالات‌متحده از آمادگي لازم براي مذاكرات واقعي برخوردار نبود و به همين دليل نخستين تلاش ژاپن براي ميانجيگري با شكست فاحشي مواجه شد.
     به لحاظ جايگاه بين‌المللي آيا ژاپن مي‌تواند طرفي مورد اطمينان از سوي هم امريكا و هم ايران براي ميانجيگري باشد؟
بي‌شك ژاپني‌ها مورد اطمينان ايالات‌متحده هستند اما پرسش مهم اين است كه ايران تا چه ميزان به آنها اطمينان دارد كه نمي‌توان برآورد دقيقي را ارايه كرد. اينكه ما از مجموع 194 كشور به چندتاي آنها اطمينان داريم پرسش مهمي است. بعيد مي‌دانم از 3 تا 4 كشور فراتر رود. اين يك ضعف مهم سياست خارجي ماست كه نتوانسته دايره دوستان ايران را در جهان گسترش دهد. ولي در مجموع تصوير منفي هم از ژاپن در ايران وجود ندارد. اين كشور منافع متعارض چنداني با ايران نداشته است، بنابراين به عنوان يك قدرت مورد احترام در جامعه بين‌المللي و فاقد تعارض جدي منافع با ايران مي‌تواند به عنوان يك ميانجي عمل كند. البته تنيدگي منافع ژاپن با ايالات‌متحده چالش‌هاي قابل‌توجهي در روند ميانجيگري آن ايجاد مي‌كند.
     به نظر شما فارغ از هر نوع طرحي چه تفاوتي ميان آقاي ماكرون و آبه شينزو در جايگاه ميانجي وجود دارد، آيا جايگاه اين دو فرد با يكديگر متفاوت است؟
 روشن است كه به لحاظ شيوه رهبري اين دو با يكديگر تفاوت‌هاي مهمي دارند. فرهنگ استراتژيك دو كشور با يكديگر متفاوت است. جايگاه ايالات‌متحده در سياست خارجي آنان، نقش دو كشور در برجام و تعارض منافع آنان با ايران تفاوت‌هاي مهمي ميان اين دو رهبر و تلاش‌هاي ميانجيگرانه آنان ايجاد مي‌كند اما هر دوي اين كشورها در تلاشند تا ايالات‌متحده و ايران به نوعي مذاكرات جديد شكل داده و به‌واسطه آن از شدت يكي از مهم‌ترين بحران‌هاي سياست بين‌الملل كاسته شود، بنابراين در هدف اشتراك دارند اما در شيوه‌ها و ابزارهاي پيشبرد هدف و نيز نوع رابطه شخصي با ترامپ با يكديگر تفاوت‌هاي مهمي دارند. فراموش نكنيم كه «روانشناسي» در فهم ترامپ و فهم رابطه او با رهبران ديگر از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. اختلافات ترامپ و ماكرون آشكار است و گاهي تا حد تمسخر ترامپ (در اجلاس اخير ناتو) بروز و ظهور پيدا مي‌كند. اما به نظر مي‌رسد آقاي آبه با شيوه خاص ژاپني كوشيده تا نوعي اعتماد شخصي با ترامپ شكل دهد و به شخصيت خاص او توجهي ويژه دارد.
     با روي كار آمدن دونالد ترامپ در امريكا و روابط شخصي آبه شينزو و ترامپ، روابط توكيو- واشنگتن عميق‌تر شده يا اينكه باتوجه به فضاي حاكم بر منطقه آسيا و چالش‌هاي مربوط به چين و كره‌شمالي باعث لطمه به روابط امريكا و ژاپن شده است؟
فارغ از اينكه چه كسي در امريكا بر سر كار مي‌آيد حفظ ائتلاف با ايالات‌متحده اولويت اول سياست خارجي ژاپن محسوب مي‌شود. مي‌توان گفت كه نيمي از انرژي سياست خارجي ژاپن صرف حفظ روابط سازنده و حفظ ائتلاف با ايالات‌متحده مي‌شود. از همين رو با روي كار آمدن ترامپ ژاپن تمام تلاشش را به كار بست تا اولا از آسيب‌هاي ناشي از تغيير رييس‌جمهور در ايالات‌متحده و برآمدن رهبري به غايت عجيب، بر روابط دو كشور بكاهد و ثانيا با شكل دادن به روابط شخصي با ترامپ و اهميت بخشيدن به درك روانشناسانه از او بتواند تاثيرات بيشتري بر او
در راستاي گسترش روابط با ژاپن بگذارد. از همين رو آقاي آبه نخستين رهبري بود كه پس از به قدرت رسيدن ترامپ به ديدار او رفت.
البته بحث‌هاي مهمي در مراكز تحقيقاتي ژاپن و اتاق‌هاي فكر اين كشور در مورد آينده روابط با ايالات‌متحده و اطمينان راهبردي به اين كشور
در گرفته است اما در وضعيت فعلي مي‌توان گفت ژاپن انتخابي جز تلاش براي بهبود روابط با ايالات‌متحده به حفظ ائتلاف با اين كشور ندارد چه آقاي اوباما بر سر كار باشد چه آقاي ترامپ.
     به نظر شما فارغ از بحث ميانجيگري، آيا ژاپني‌ها به ايران بدون مجوز امريكا براي كاهش فشار تحريم‌ها كمكي خواهند كرد؟
فكر نمي‌كنم بدون مجوز و موافقت ايالات‌متحده ژاپني‌ها كار مهمي براي ايران انجام دهند. زماني كه بحث انتخاب ميان امريكا و ساير كشورها پيش مي‌آيد ژاپن بي‌درنگ ايالات‌متحده را انتخاب مي‌كند نه به دليل آنكه از اين كشور مي‌ترسد يا مسائلي از اين دست كه بعضا در ايران مطرح مي‌شود، بلكه به دليل اينكه هسته منافع ملي ژاپن ائتلاف با ايالات‌متحده است. ژاپن از سوي چين، روسيه و كره‌شمالي به‌شدت در معرض تهديد قرار دارد و تنها كشوري كه در اين شرايط مي‌تواند به ژاپن كمك كند، ايالات‌متحده است، بنابراين هيچ كشوري در سياست خارجي ژاپن با ايالات‌متحده قابل قياس نيست. در چنين فضايي بدون موافقت ايالات‌متحده، ژاپني‌ها تغيير معناداري در روابط خود با ايران ايجاد نخواهند كرد. در واقع در سفر آقاي روحاني به ژاپن، ايران و ژاپن با يكديگر مذاكره نمي‌كنند بلكه هر دو با ايالات‌متحده در حال مذاكره‌اند تا شايد گشايشي حاصل شود.
در برداشتي كلان‌تر، هيچ كشور مهمي در صورت تداوم تحريم‌هاي ايالات‌متحده كار مهمي براي ايران نخواهد كرد، چراكه ما تنها با دولت‌ها طرف نيستيم، بلكه عمدتا با شركت‌ها مواجهيم. احتمالا از آنجايي كه در ايران نهاد دولت به معناي كلان آن تقريبا همه كاره است و تقريبا در هر حوزه‌اي دخالت مي‌كند اين تصور به وجود مي‌آيد كه ساير دولت‌ها هم اگر بخواهند، مي‌توانند با ناديده گرفتن تحريم‌ها به ايران كمك كنند. مساله پيچيده اين است كه ما نياز به كار با ميتسوبيشي، سوزوكي و... داريم و اين شركت‌ها لزوما از آقاي آبه حرف‌شنوي ندارند؛ همان‌گونه كه زيمنس يا رنو از رهبران آلمان و فرانسه حرف‌شنوي چنداني ندارند.
معضل ايران اين است كه در اقتصاد شبكه‌اي به قدرت‌هاي بزرگ و شركت‌هاي بزرگ نياز دارد و اين قدرت‌ها و شركت‌ها روابط بسيار توسعه‌يافته و پيچيده‌اي با ايالات‌متحده دارند و از ديگر سو مجازات‌هاي امريكا مي‌تواند آنها را نابود كند. مثالي بزنم. شركت هواوي كه نماد بين‌المللي اقتصاد شكوفاي چين به‌شمار مي‌آيد به بهانه نقض تحريم‌هاي امريكا عليه ايران چنان از سوي دولت ترامپ مجازات شد كه تا مرز نابودي رفت. تكرار اين مجازات‌ها در مورد شركت‌هايي چون زي‌تي‌اي يا كاسكوو ساير شركت‌هاي بزرگ را به‌شدت ترسانده است.
 فارغ از نتايج اين سفر، ايران نياز به احياي اتصالات خود با اقتصاد جهاني دارد. اكنون امريكا تا حد زيادي ظالمانه ايران را از اقتصاد جهاني منفك كرده است. بدون احياي اتصالات با اقتصاد جهاني، احتمالا ايران مي‌تواند به بقاي خود ادامه دهد، اما رشد كيفي بسيار دشوار مي‌شود. نفت زيربناي اقتصاد ايران است و در غياب نفت دولتمداري و حكمراني به‌گونه‌اي فزاينده دشوار مي‌شود. اين سخن كه نفت «بلاي سياه» است يكي از بي‌مبناترين مباحثي است كه در دهه‌هاي اخير رايج شده است. به تدريج مي‌بينيم كه در غياب نفت ما با چه وضعيتي مواجه مي‌شويم. گذر از اين وضعيت يك ضرورت است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
وب گردی
سرگذشت دومان سهند؛ از تالیف کتاب‌های اقتصادی تا مشاوره سرمایه‌گذاری رقابت فینالیست‌های تورنمنت گیمینگ همراه اول بر سر جایزه میلیاردی دیبا کارت؛ یک سال در مسیر توسعه خدمات اعتباری قدردانی وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از بانك ملت/ تاكید بر تقویت همكاری ها در حوزه زیرساخت های صنعت گردشگری سرویس «چک الکترونیک» در بانک دی راه‌اندازی شد اولین پردیس هوش مصنوعی و فناوری های مالی كشور با سرمایه گذاری بانك ملت در دانشگاه تهران تاسیس می شود ارائه خدمت حساب وكالتی در بانك ملت برای خرید خودروهای وارداتی از طریق سامانه اتونوین توسعه آموزش دیجیتال و مسئولیت اجتماعی همراه اول؛ از توزیع سیم‌کارت نوجوان تا بورسیه ۱۰ هزار دانش‌آموز محروم از تحصیل در «آی‌نو» علائم سرطان مغز استخوان در آزمایش خون چیست؟ بانک ملت بیشترین تسهیلات ازدواج و فرزندآوری را در بین بانک های کشور پرداخت کرد/ اعطای ۳۵.۴ همت تسهیلات طی ۶ ماه به ۱۵۶ هزار متقاضی