آقا پسرم را نديديد
اسدالله امرايي
«سمت چپ عكس روبان سياه كهنهاي چسبانده شده است. زن دودستي قاب عكس را جلوي سينهاش گرفته و چشمهايش لابهلاي سربازاني كه روي كفي تريلي پاي تابوتهاي پرچمپيچ و تاج گلهاي گلايل مودب ايستادهاند دودو ميزنند. انگار پي كسي ميگردد تا قاب عكس را نشانش دهد. قطرههاي عرق ميان سفيدي تار موهايش نشستهاند و گاهي آستين بافتني بلوزش را ميكشد به پيشاني. قاب عكس چهره جواني بيستوشش يا بيستوهفتساله را نشان ميدهد. همين كه تريلي حامل تابوت تكاني ميخورد و راه ميافتد دودي سياه از اگزوزش بيرون ميزند. زن با شوق و ذوق قاب عكس را بالاي سرش ميبرد، شايد يكي از سربازان نگاهي به آن بيندازد. زن پابهپاي تريلي راه ميرود، از ميان چالهآبها و گلولايي كه نميبيندشان ميگذرد، گاه ليز ميخورد ولي هيچ اعتنا نميكند. قاب عكس را بالاي سر ميبرد و نشان سربازان دور تابوتها ميدهد و داد ميزند: نديدينش؟ تريلي سوم هم ميگذرد و زن همچنان دارد داد ميزند. سربازي كه سر چهارراه ايستاده فهرستي را كه پشت هر تريلي چسبانده شده رو به مردها و زنهايي ميگيرد كه هنوز بعد از چهل سال دنبال گمشدهشان ميگردند.»
برف كهنه، برف نو نوشته مجيد قيصري شامل هفت داستان كوتاه با موضوع پيامدهاي جنگ است؛ روايت مهاجرت دروني انسان از زندگي به جنگ و بازگشت دشوار از آن؛ بازگشتي كه سايهاش تا ابد روي روابط انساني باقي ميماند. در اين مجموعه داستان زندگي انسانهايي روايت ميشود كه به شكلهاي مختلف، با ويراني خانه و ذهن، ترس، تنهايي و فقدان دستبهگريبان هستند. داستانهاي اين مجموعه، نه روايتهاي بزرگنمايانه از ميدانهاي جنگ زندگي، بلكه لحظههايي از حيات عادي هستند در سايه بحران و خشونت تاريخي. نويسنده نه فقط از زاويهديد انسانها، بلكه از نظرگاه فرشتگان قدسي نيز به مقوله مرگ در جنگ نگاه ميكند. اين مجموعه، با تمركز بر جزييات زندگي مردم عادي در بستر جنگ و با استفاده از زبان خاص ادبيات مقاومت، تصويري مستند و بيپيرايه از تاريخ معاصر ايران ارايه ميدهد.
قيصري در بيشتر اين داستانها، با زباني بيتكلف به بيان درد، رنج، اميد و پايمردي شخصيتها پرداخته است. توصيفهاي دقيق محيط، جزييات روزمره و روانشناسي شخصيتها در كنار لحظههايي اضطرابآور و دشوار، تجربه جنگ را نه بهشكل تراژدي مطلق، بلكه به عنوان بخشي از زندگي مردماني نشان ميدهد كه در دل ويراني، به تلاش براي حفظ ارتباط، كار و خاطره مشغولند.
ادبيات جنگ از مهمترين ژانرهاي ادبي است كه تجربههاي انساني در موقعيتهاي بحران، خشونت، ويراني و مبارزه را روايت ميكند. اين آثار نه تنها به توصيف ميدان نبرد ميپردازند، بلكه تأثيرات رواني، اجتماعي و اخلاقي جنگ بر فرد و جامعه را بررسي ميكنند. ادبيات جنگ بازتابدهنده ترس، دلبستگي، خاطره، آسيب و اميد در دل انسانهايي است كه با خشونت تاريخي دست به گريبانند. بسياري از اين آثار با زباني واقعگرا، گاهي شاعرانه و گاهي بيپيرايه، ميكوشند نشان دهند كه چگونه جنگ، زندگي روزمره، روابط انساني و ارزشها را تحتتأثير قرار ميدهد. مجيد قيصري جوايز ادبي متعددي دريافت كرده، از جمله جايزه نويسندگان و منتقدان مطبوعات، جايزه ادبي اصفهان و جشنواره روزيروزگاري.