از ستوني به ستون ديگر
هادي محمدي
روز سهشنبه دومين دور از مذاكرات مرحله جديد ميان ايران و امريكا به پايان رسيد . اينبار هم همچون 5 دور مرحله اول كه قبل از جنگ 12 روزه برگزار شد، مذاكرات به صورت غير مستقيم و با وساطت عمانيها انجام شد با اين تفاوت كه اينبار زمين مذاكره به جاي مسقط و رم، ژنو سوييس انتخاب شده بود كه به نظر ميرسد پيامي براي اتحاديه اروپا باشد كه با رفتار ناخوشايند خود در شش ماه اخير نه تنها حضور و اثر در مذاكرات كه ميزباني مذاكرات را نيز از دست داد. در اين ميان نكته قابل توجه اين است كه به نظر ميرسد به هر دليلي روند مذاكرات در مرحله جديد نيز به صورتي فرسايشي درآمده و هنوز هيچ افق روشن و قابل پيشبيني وجود ندارد. هرچند پس از مذاكرات روز سهشنبه اعلام شد به برخي تفاهمات كلي دست پيدا كردهاند. با اين حال آنچه از رفتار دو طرف برداشت ميشود اين است كه سياست دوطرف همچنان به قول معروف «از اين ستون به آن ستون فرج است » باشد و اگرچه هم ايران و هم امريكا اعلام كردهاند در مذاكرات جدي و به دنبال توافق هستند اما سختي كار و پيچيدگي بيش از حد موضوع باعث شده يا سرعت پيشرفتي نباشد يا بسيار كند حركت كنند، همين مساله باعث شده تا حداقل فايده از مذاكرات كه ميتواند زمان بردن و آرام شدن فضاي ملتهب داخلي و خارجي در يك ماه گذشته باشد را بپذيرند. به اين معنا كه ايران با اين روند هم جلوي جنگ را گرفته و هم امتياز درشتي نداده و هم التهابات داخلي را آرام ميكند و امريكا هم با سياست چماق و هويج خود به افكار عمومياش اين پيام را ميدهد كه با مذاكره به جاي جنگ پرهزينه و پر ريسك، به دنبال گرفتن امتيازات از ايران و به قول خودشان تغيير رفتار تهران است. با اين حال و در مقايسه با طرف امريكايي، ايران هم در اعلام و هم در عمل نشان داده كه بيش از طرف امريكايي به دنبال حصول نتيجه است . علاقه ايران به مذاكره و شنيدههايي مبني بر نرمش در برخي حوزهها با هدف رفع نگراني طرف مقابل و آژانس بابت تسليحات اتمي بيانگر اين موضوع است كه تهران مذاكره را براي مذاكره نميخواهد و به دنبال اين است تا ماشين جنگي امريكا را كه در منطقه خيمه زده با ابزار ديپلماسي و مذاكره مهار كند، در اين ميان اگر اين مذاكرات به سرعت به نتيجه مطلوب ايران يا نزديك به نتيجه مطلوب برسد كه بهترين گزينه است و اگر زمان ببرد با اين تضمين كه در زمان مذاكره حملهاي در كار نخواهد بود، هم براي ايران قابل قبول بوده و هم ميتواند به نوعي براي نيروهاي دفاعي و نظامي خود و براي ترميم زخمهاي برجاي مانده از ديماه زمان به دست آورد. اين سياست از اين ستون به آن ستون هميشه نيز به فرج نميانجامد و يك روي خطرناك نيز دارد كه ميتواند در صورت گذشتن از حد معقول به عكس خود عمل كند؛ به اين شكل كه زمان براي تكميل زنجيره محاصره و آرايش نظامي امريكا نيز مفيد است و از طرفي به لحاظ رسانهاي هم فشار را بر تهران افزايش خواهد داد. در مجموع به نظر ميرسد منفعت ايران در رسيدن به يك توافق خوب و در عين حال سريع باشد . فشارهاي تحريمي، تهديدات نظامي، نياز جامعه به يك نقطه اميد ملموس و عدم اعتماد به امريكا و تضمينهايش در مورد حمله نكردن در طول مذاكرات - همانطور كه در مرحله اول در ميان مذاكرات حمله كرد- موضوعاتي است كه رسيدن به توافق سريعتر را براي ايران مفيدتر كرده است. براي اين كار حتما نياز به گرفتن تصميمات بزرگ و البته در چارچوب منافع و امنيت ملي است و اينكه طرف مقابل هم بداند ايران تنها در چارچوب امنيت و منافع خود حاضر به قبل توافق است و در غير اينصورت حتي حاضر است هزينههاي جنگ را نيز بپذيرد.