• 1405 دوشنبه 30 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6292 -
  • 1405 چهارشنبه 19 فروردين

«اعتماد» در گفت‌وگو با ابوالقاسم دلفي بررسي كرد

فرصت‌سازي ايران درميدان

مديريت هوشمندانه تنگه‌هرمز در كنار كنشگري فعال در حوزه ديپلماسي برگ‌هاي برنده تهران در برابر تجاوزگران است

چهل روز از تجاوز وحشيانه ايالات متحده امريكا و اسراييل به تماميت ارضي كشورمان مي‌گذرد؛ جنگي كه به گفته برخي تحليلگران حالا نه‌تنها در ميدان نظامي، بلكه در زيرساخت‌هاي حياتي، بازار انرژي و مسيرهاي راهبردي جهان نيز خود را به‌طور همزمان تحميل كرده است. بعدازظهر روز دوشنبه ۱۷‌فروردين‌ماه، در ادامه اين حملات، بخش‌هايي از تأسيسات جانبي صنايع پتروشيمي در منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس و همچنين مراكز علمي و صنعتي در استان فارس، از جمله پتروشيمي مرودشت و زيرساخت‌هاي مرتبط با صنعت نفت، هدف قرار گرفت؛ حملاتي كه به‌وضوح نشان مي‌دهد دامنه اهداف از مراكز نظامي فراتر رفته و شريان‌هاي اقتصادي و توليدي كشور را نيز دربر گرفته است. گفتني است پيشتر نيز صنايع فولاد مباركه اصفهان و خوزستان و صنايع پتروشيمي بندر ماهشهر استان خوزستان نيز هدف حملات ددمنشانه امريكا و اسراييل قرار گرفته بود. با اين همه به ادعاي برخي رسانه‌ها همزمان با تشديد فشار ميداني، تحركات ديپلماتيك نيز وارد فاز تازه‌اي شده است. بر اساس گزارش ادعايي رويترز، طرحي دو‌مرحله‌اي با ميانجي‌گري پاكستان ميان تهران و واشنگتن مبادله شده كه شامل آتش‌بس فوري و سپس حركت به سوي توافقي جامع است؛ طرحي كه در صورت نهايي شدن، مي‌تواند به بازگشايي تنگه هرمز و كاهش تنش در يكي از حياتي‌ترين گلوگاه‌هاي انرژي جهان منجر شود. اين درحالي است كه پيش‌تر نيز وب‌سايت آكسيوس از رايزني‌ها براي يك آتش‌بس موقت ۴۵ روزه خبر داده بود؛ هرچند تاكنون هيچ‌يك از طرف‌ها به‌طور رسمي آن را تأييد نكرده‌اند. در اين ميان، دونالد ترامپ با تعيين ضرب‌الاجل ادعايي خود براي بازگشايي تنگه هرمز توسط ايران، سطح تهديدها عليه كشورمان را افزايش داده و از پيامدهاي سنگين در صورت عدم توافق سخن گفته است؛ موضعي كه در كنار تأكيد تهران بر تغييرناپذير بودن شرايط عبور كشتي‌هاي مرتبط با امريكا و اسراييل، نشان مي‌دهد شكاف‌ها همچنان عميق است. در اين ميان شرايط جديد و بندهاي رژيم جديد عبور از تنگه هرمز در حال نهايي شدن توسط تهران است. در هر حال به باور برخي ناظران برآيند اين تحولات حاكي از يك پارادوكس آشكار است؛ هرچه فشار نظامي افزايش يافته، ضرورت راه‌حل سياسي نيز برجسته‌تر شده است. به ادعاي اين گروه اكنون نيز درگيري نظامي به نقطه‌اي رسيده كه ادامه آن نه‌تنها موازنه ميداني را تغيير نداده، بلكه هزينه‌هاي اقتصادي و امنيتي را براي همه بازيگران به‌طرز بي‌سابقه‌اي افزايش داده است؛ وضعيتي كه مي‌تواند طرفين را ناگزير به انتخابي دشوار ميان «تشديد» يا «توافق» كند. به اين بهانه روزنامه «اعتماد» با هدف ارزيابي مولفه‌هاي مهم اين رويارويي و تجاوز آشكار در شرايطي كه طرفين زيرساخت‌هاي يكديگر را هدف قرار مي‌دهند با ابوالقاسم دلفي سفير سابق ايران در پاريس گفت‌وگو كرده است. مشروح اين گفت‌وگو را در ادامه مي‌خوانيد:  ابوالقاسم دلفي ديپلمات پيشين كشورمان در فرانسه در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره گمانه زني‌ها پيرو رژيم حقوقي تنگه هرمز گفت: بحث درباره تنگه هرمز را نمي‌توان به‌صورت مجرد و جدا از تحولات اخير بررسي كرد. اين موضوع، در بستر تحولاتي كه پس از حملات امريكا و اسراييل عليه ايران شكل گرفت، معنا و اهميت واقعي خود را پيدا كرده است. هرچند از زمان پيروزي انقلاب اسلامي در سال ۱۳۵۷، همواره چه به‌صورت رسمي و چه غيررسمي موضوع بستن تنگه هرمز به عنوان يك گزينه مطرح بوده، اما اكنون و در شرايط جنگي، اين موضوع وارد مرحله‌اي عيني‌تر و عملياتي‌تر شده است. به گفته دلفي با اين حال، بايد توجه داشت كه وضعيت تنگه هرمز به‌گونه‌اي نيست كه بتوان آن را صرفا به عنوان يك اقدام مقطعي يا بي‌سابقه تحليل كرد. لازم است ارزيابي دقيقي از ميزان اثرگذاري آن، ظرفيت‌هاي واقعي و پيامدهايش صورت گيرد. تنگه هرمز يكي از مهم‌ترين گذرگاه‌هاي انرژي جهان است و حدود ۲۰درصد از نفت جهان از اين مسير عبور مي‌كند؛ بنابراين، هرگونه اختلال در آن، بر بازار جهاني انرژي، قيمت نفت و ساير شاخص‌هاي اقتصادي اثرگذار است. با اين وجود، بررسي روند بازارهاي جهاني نشان مي‌دهد كه اثرگذاري اين تحولات، هرچند قابل‌توجه بوده، اما در نقطه‌اي به تعادل نسبي رسيده است. به بيان ديگر، بازارها تا حدي خود را با شرايط جديد تطبيق داده‌اند. اين تحليلگر روابط بين‌الملل در ادامه به «اعتماد» گفت: از سوي ديگر، بايد به اين نكته توجه داشت كه ايالات متحده ديگر مانند گذشته به نفت عبوري از تنگه هرمز وابسته نيست و با تبديل شدن به صادركننده انرژي، تأثيرپذيري مستقيم كمتري از اين مسير دارد. اروپا نيز، اگرچه بي‌تأثير نيست، اما بخش قابل‌توجهي از نيازهاي انرژي خود را از منابعي خارج از اين منطقه تأمين مي‌كند. بر اين اساس، اهميت تنگه هرمز را بايد در چارچوبي واقع‌بينانه ارزيابي كرد؛ نه به عنوان يك ابزار مطلق و تعيين‌كننده، بلكه به عنوان يك اهرم موثر اما محدود. آنچه امروز اهميت دارد، درك صحيح از ارزش اين اهرم و استفاده به‌موقع از آن در راستاي اهداف كلان كشور است. سفير اسبق كشورمان در پاريس در ادامه تصريح كرد: به باور من در شرايط كنوني، مهم‌ترين هدف بايد توقف جنگ باشد. تداوم درگيري، با توجه به خسارات گسترده انساني و اقتصادي، مي‌تواند پيامدهايي به‌مراتب سنگين‌تر در پي داشته باشد؛ پيامدهايي كه جبران آنها ممكن است سال‌ها و حتي دهه‌ها به طول بينجامد. از اين‌رو، تمامي تحولات از جمله موضوع تنگه هرمز بايد در خدمت تحقق اين هدف قرار گيرد. لذا در اين ميان، استفاده از ظرفيت‌هاي ديپلماتيك اهميت ويژه‌اي دارد. تحولات اخير نشان داده كه درك جامعه بين‌المللي از مواضع ايران تا حدي افزايش يافته و اين كشور به عنوان بازيگري كه در موقعيت دفاعي قرار دارد، بهتر شناخته مي‌شود. نمونه آن، واكنش‌ها در شوراي امنيت سازمان ملل است؛ جايي كه تلاش‌ها براي محكوميت ايران، با همراهي كامل مواجه نشد و حتي برخي كشورها، از جمله فرانسه، مواضعي متفاوت اتخاذ كردند. به گفته دلفي اين تحول، يك فرصت مهم براي ايران ايجاد كرده است. تجربه‌هاي گذشته از جمله مقاطع مختلف پس از جنگ تحميلي يا ديگر بحران‌هاي بين‌المللي نشان داده كه در چنين بزنگاه‌هايي، امكان بهره‌برداري ديپلماتيك از موقعيت‌هاي ايجادشده وجود دارد. تنگه هرمز نيز در اين چارچوب، به عنوان يكي از مهم‌ترين اهرم‌هاي ژئوپليتيكي ايران، مي‌تواند نقش‌آفريني كند. با اين حال دلفي همچنين تصريح كرد: اين فرصت اما زمان‌مند است. اگر بهره‌برداري از آن به‌درستي و در زمان مناسب انجام نشود، ممكن است به‌تدريج تضعيف شود يا حتي به يك عامل فشار معكوس تبديل گردد. به همين دليل، ضروري است كه مطالبات و اهداف مشخصي تعريف شود و اين اهرم در چارچوب يك راهبرد ديپلماتيك روشن مورد استفاده قرار گيرد.
اين ديپلمات پيشين كشورمان در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درخصوص نقش اروپا در تغيير معادلات جنگ تشريح كرد: در اين ميان، نقش اروپا مي‌تواند حائز اهميت باشد. كشورهاي اروپايي از جمله فرانسه، آلمان و بريتانيا در برخي موارد از همراهي كامل با سياست‌هاي واشنگتن خودداري كرده‌اند. اين موضع، مي‌تواند زمينه‌اي براي فعال‌سازي نقش اروپا در مسير ميانجيگري فراهم كند. هرچند تلاش‌هاي منطقه‌اي نيز در اين زمينه در جريان است و اقداماتي از سوي برخي كشورها و حتي بازيگراني مانند چين و پاكستان صورت گرفته، اما اين تلاش‌ها به‌تنهايي از پشتوانه كافي براي اثرگذاري گسترده بين‌المللي برخوردار نبوده‌اند. در نتيجه، گسترش دايره ميانجيگري و درگير كردن بازيگران اروپايي، مي‌تواند به تقويت اين روند كمك كند. حضور هم‌زمان قدرت‌هايي مانند چين و روسيه در كنار برخي كشورهاي اروپايي، مي‌تواند توازن جديدي در معادلات بين‌المللي ايجاد كند و حتي در چارچوب نهادهايي مانند شوراي امنيت، وزن سياسي ايران را افزايش دهد. دلفي بر اين باور است كه تنگه هرمز در شرايط كنوني، يك امتياز مهم براي ايران محسوب مي‌شود؛ امتيازي كه در بستر تحولات جنگي به دست آمده و مي‌تواند در مسير تحقق اهداف سياسي و امنيتي كشور به كار گرفته شود. با اين حال، كارايي اين اهرم وابسته به زمان، نحوه استفاده و پيوند آن با ديپلماسي فعال است. در صورت بهره‌برداري هوشمندانه، اين ظرفيت مي‌تواند در مذاكرات آينده نقش تعيين‌كننده‌اي ايفا كند؛ اما در غير اين صورت، ممكن است به‌تدريج از اثرگذاري آن كاسته شود. اين تحليلگر ارشد مسائل سياست خارجي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در زمينه گمانه‌زني‌ها پيرو مديريت تنگه باب‌المندب توسط يمن گفت: در شرايط كنوني، هدف ايران آغاز يك درگيري گسترده يا كشاندن بحران به سطحي مانند جنگ جهاني نيست؛ بلكه مساله اصلي، پاسخ به تجاوز و تلاش براي رفع آن و اعاده حقوق كشور است. بر همين اساس، تمامي اقدامات و مواضع بايد در چارچوب اين هدف تعريف شود. اينكه در ادامه چه تحولاتي رخ خواهد داد، تا حد زيادي به شرايطي بستگي دارد كه در ميدان و عرصه ديپلماتيك شكل مي‌گيرد. براي مثال، بحث‌هايي مانند امكان اقدام بازيگراني چون حوثي‌ها در بستن مسيرهاي دريايي يا اينكه جامعه بين‌المللي تا چه حد چنين اقداماتي را خواهد پذيرفت، موضوعاتي است كه در حال حاضر بيشتر در سطح تحليل و گمانه‌زني قرار دارد. همچنين اين پرسش كه آيا جهان حاضر است هم‌زمان با چند بحران در حوزه‌هاي مختلف مواجه شود يا نه، هنوز پاسخ قطعي ندارد و به تحولات آتي وابسته است. به باور دلفي در اين ميان، آنچه اهميت دارد، تمركز بر توقف هرچه سريع‌تر درگيري‌هاست. هرچه اين روند زودتر مهار شود، امكان دستيابي به اهداف از جمله تثبيت حقوق و كاهش هزينه‌ها بيشتر خواهد بود. در مقابل، طولاني شدن بحران مي‌تواند شرايط را پيچيده‌تر كرده و دستيابي به همان اهداف را دشوارتر كند. ناگفته نماند كه از منظر راهبردي، ايران خود را در موقعيت دفاعي تعريف مي‌كند و بر اين مبنا، استفاده از ابزارها و اهرم‌هاي موجود نيز در چارچوب دفاع از خود صورت مي‌گيرد. با اين حال، بايد توجه داشت كه اگر اين اهداف در شرايط فعلي محقق نشود، در آينده دستيابي به آنها از مسيرهاي ديگر، به‌مراتب دشوارتر و پرهزينه‌تر خواهد بود. در مجموع، مسير پيش‌رو نيازمند مديريت هم‌زمان ميدان و ديپلماسي است؛ به‌گونه‌اي كه ضمن حفظ مواضع، امكان تحقق اهداف اصلي يعني توقف جنگ و اعاده حقوق در كوتاه‌ترين زمان ممكن فراهم شود. دلفي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در زمينه ابقا يا عدم ابقا رويكرد فعلي اروپا در عدم همراهي با امريكا گفت: در شرايط كنوني، يكي از مهم‌ترين فرصت‌هاي پيش‌روي ايران، بهره‌برداري از شكاف ميان ايالات متحده و اروپا است. اين اختلاف، به‌ويژه پس از تحولات اخير و تجاوز نظامي امريكا و اسراييل عليه ايران، بيش از گذشته نمايان شده و مي‌تواند به عنوان يك اهرم ديپلماتيك مورد استفاده قرار گيرد. اروپايي‌ها در وضعيت فعلي، از چند جهت تحت فشار قرار دارند. از يك سو، جنگ اوكراين همچنان براي آنها يك مساله راهبردي است و از سوي ديگر، تحولات خليج فارس و اختلال در تردد از تنگه هرمز، پيامدهاي مستقيمي بر بازار انرژي و اقتصاد آنها گذاشته است. به اعتقاد اين تحليلگر روابط بين‌الملل در اين ميان، روسيه نيز از شرايط ايجادشده منتفع مي‌شود؛ چراكه افزايش قيمت انرژي و محدوديت‌هاي عرضه، امكان فروش نفت و گاز اين كشور را با شرايط مطلوب‌تري فراهم كرده و بخشي از هزينه‌هاي جنگ اوكراين را جبران مي‌كند. در چنين وضعيتي، ادامه جنگ نه‌تنها به نفع اروپا نيست، بلكه مي‌تواند شكاف‌هاي بيشتري در روابط فراآتلانتيك ايجاد كند. از اين‌رو، اين امكان براي ايران وجود دارد كه با طرح ابتكاراتي در حوزه انرژي، زمينه همكاري با اروپا را فراهم كند. براي مثال، مي‌توان اين پيام را منتقل كرد كه در صورت توقف تجاوز و حركت به سوي حل‌وفصل بحران، امكان همكاري در حوزه تأمين انرژي چه به‌صورت مستقيم و چه از مسير كشورهاي منطقه وجود خواهد داشت. چنين رويكردي مي‌تواند براي اروپا، كه به‌دنبال تنوع‌بخشي به منابع انرژي خود است، جذاب و قابل‌توجه باشد. به گفته ديپلمات پيشين كشورمان با اين حال، بايد توجه داشت كه اين فرصت، ماهيتي دايمي ندارد. شرايط بين‌المللي به سرعت در حال تغيير است و ممكن است با گذشت زمان، اولويت‌ها و محاسبات بازيگران مختلف دگرگون شود. ايالات متحده نيز با در نظر گرفتن پيامدهاي اين وضعيت از جمله افزايش فاصله با متحدان اروپايي و تقويت موقعيت روسيه است كه در مقطع كنوني به‌دنبال تعديل شرايط و بازگشايي تنگه هرمز به هر قيمتي است. افزون بر اين، متغيرهاي داخلي در امريكا، از جمله ملاحظات سياسي و نقش كنگره، مي‌تواند بر روند تصميم‌گيري‌ها اثرگذار باشد. دلفي در پايان اين گفت‌وگو تاكيد كرد: از سوي ديگر، بايد نقش و منافع روسيه را نيز در اين معادله در نظر گرفت. تداوم بحران و اختلال در بازار انرژي، به‌طور نسبي در راستاي منافع اين كشور قرار دارد و اين احتمال وجود دارد كه مسكو تمايل چنداني به پايان سريع درگيري‌ها نداشته باشد. اين عامل نيز يكي از متغيرهايي است كه بايد در محاسبات راهبردي لحاظ شود. در مجموع، مجموعه اين عوامل نشان مي‌دهد كه شرايط فعلي، هم‌زمان حاوي فرصت‌ها و محدوديت‌هايي براي ايران است. بهره‌برداري هوشمندانه از شكاف ميان امريكا و اروپا، همراه با در نظر گرفتن منافع و نقش ساير بازيگران، مي‌تواند به تقويت موقعيت ايران در مسير توقف جنگ و آغاز مذاكرات منجر شود. در نهايت، هدف اصلي بايد مديريت اين فرصت‌ها در جهت كاهش تنش و حركت به سوي يك چارچوب ديپلماتيك پايدار باشد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون