اين جنگ هم تمام خواهد شد اما...
بيژن همدرسي
همه ما داستان معروف اسب تروا را خوب ميدانيم، داستاني كه در دل خود عبرتي بزرگ دارد و آن اينكه هيچوقت به تسليم شدن يا اذعان شكست دشمن اعتماد نكن. جنگ تحميلي سوم (جنگ رمضان) دير يا زود تمام خواهد شد، بالاخره امريكا از خليجفارس خارج شده و شرايط سياسي اين منطقه از خاورميانه، دكترين سياسي ديگري با مديريت قدرتمند ايران خواهد يافت، اما نبايد اين مساله موجب غفلت سياستمداران و نظاميان شود كه دور شدن دشمن به معني پايان ماجراست. بيشك تا عنصر منحوسي چون رژيم اشغالگر صهيونيستي در منطقه وجود دارد و باقي است و تا زماني كه آنها بر اقتصاد و نظام سلطه جهاني چنبره زدهاند و تا زماني كه رژيمهاي دست نشانده آنها در كشورهاي منطقه بر مسند قدرت نشستهاند، جنگ ايران اسلامي با آنها پايان نمييابد حتي اگر به ظاهر در يك دوره آرامش و امنيت نسبي قرار بگيريم. بايد هوشيار بود با خروج امريكا، اسراييل به شدت از تنها شدن با ايران آنهم در جبهه جنگي كه خود آن را شعلهور كرده هراسان خواهد بود و به همين دليل براي درگير كردن يا درگير نگه داشتن ايران، ترفندهاي ديگري را بهكار خواهد بست و در اين ميان تكرار وقايع و فتنههاي داخلي مثل آنچه در دي ماه ۱۴۰۴ رخ داد سادهترين و پيش دستيترين آنها خواهد بود. بازي تلخي كه نبايد دوباره دچارش آن بشويم. حالا كه به واسطه جنگ و شعلهور شدن حس ملي و ميهني قشر عظيمي از ملت (قشر خاكستري) كه به هر دليل خود را در حاشيه ميديدند و حالا دوباره به صحنه آمده و همراه قشر مذهبي و ولايتمدار پاي به پاي حاكميت و كشور ايستادهاند، مسوولان نظام جمهوري اسلامي بايد از اين فرصت تاريخي استفاده كنند و به جبران كاستيها و مشكلات اين چند ساله اخير و موجود در جامعه ارتباط خود با مردم و ملت را تجديد و نوسازي كنند. بايد حواسمان باشد كه اسب ترواي دشمن در پايان اين جنگ، بهجا ماندن خائنين و مزدوران خود فروخته آگاه و ناآگاهي است كه بعد از جنگ هنوز وجود دارند و در سايه به خباثت و فعاليتهاي خود ادامه ميدهند. مسوولان سياسي و اقتصادي و امنيتي كشور بايد ضمن نوسازي خود در برطرف كردن نقاط ضعف سيستم مديريتي كشور راه ارتباط با مردم را باز و هموار نمايند.
بايد در كشور با هرگونه توليد نارضايتي و عدم پاسخگويي به مردم مقابله و برخورد شود. بايد از تكروي، سليقه محوري و بيقانوني و بيضابطه محوري دوري جست. بايد با لشكركشي و بازي با احساسات مردم به نفع گروهي عليه گروه ديگر باتوجه به وجود قانون و ضابطين قضايي به طور جدي مقابله شود. فصلالختام همه امور كلام رهبري، نگاه او و اشاره اوست، بايد با هر كس كه به واسطه داشتن طرفداراني، تكروي ميكند و زمينه فتنه و آشوب ميآفريند برخورد شود. بايد با نظرات گروهي و حزبي و حتي شخصي كه به نام مردم آن هم مردم نامعلوم مطرح و بازي ميشود برخورد قاطع و قانوني شود. بايد مردم واقعا در راس امور قرار گيرند، نه در شعار بلكه در عمل آنهم برمبناي قوانين و دستورالعملهاي مدون و با ضمانت اجرايي روشن. بايد فرهنگ تقسيم ملت به دو گروه خودي و غيرخودي برچيده و مردم از هر صنف و عقيدهاي قدرت اظهارنظر و مشاركت در تصميمات كلان كشور را داشته باشند. البته اين به معني هرج و مرج و آزادي بيقيد و شرط نيست كه خود همين (محدوده و تعريف آزادي) نيز بايد تدوين گردد. تجمعات شبانه مردم در اين ايام و حفظ سنگر خيابان توسط آنها با حضور اقشار مختلف با هر ظاهر و عقيده كه مورد استقبال همگان است نبايد صرفا مختص زمانهاي بحراني باشد و در زمان صلح و آرامش باز عدهاي انحصارطلب بين مردم خط و فاصله و مرزبندي ايجاد كنند.
حواسمان باشد اين جنگ هم تمام خواهد شد اما... همدلي، اتحاد، مهرباني، گذشت و چشمپوشي از اختلافات بين هر عقيده و بينشي كه امروز وجود دارد، نبايد تمام شود.