• 1405 دوشنبه 30 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6292 -
  • 1405 چهارشنبه 19 فروردين

نگاهي به موضع‌گيري‌هاي انديشمندان و روشنفكران ايراني در جنگ اخير

پاي كار ايران

گروه انديشه

از همان روزهاي ابتدايي جنگ تحميلي اخير انديشمندان و روشنفكران ايراني در سراسر جهان، به‌رغم تفاوت‌ها و اختلاف‌نظرها و ديدگاه‌هاي گوناگون و انتقادهايشان به سياست‌ها، دست به كار شدند و عليه تجاوز آشكار امريكا و اسراييل به خاك ايران موضع‌گيري كردند و آن را عملي غيراخلاقي و غيرقانوني و مخالف موازين حقوق بين‌الملل خواندند. ايشان دفاع از خاك و حريم ايران را اصلي اساسي و خدشه‌ناپذير خواندند و بر محكوميت هرگونه اقدامي كه منافع ملي ايران را تهديد كند، تاكيد ورزيدند. 

در ادامه برخي از اين اظهارنظرها را كه در داخل و خارج از ايران مطرح شده، مرور خواهيم كرد. نكته جالب توجه و مهم در اين واكنش‌ها، همنشيني و هم‌نظري روشنفكران و انديشمنداني است كه با يكديگر اختلاف‌نظرهاي جدي دارند، علاقه‌مندان به مباحث روشنفكري مي‌دانند كه تا چه اندازه ديدگاه‌هاي عبدالكريم سروش با رضا داوري اردكاني مخالف است، اما وقتي موضوع دفاع از ايران و تماميت ارضي آن است، همه يك‌صدا مي‌شوند و از كيان ملي و مام وطن حمايت مي‌كنند و در برابر تجاوزگران مي‌ايستند و پاي كار ايرانند. 

خون مي‌چكد ز پيكر مجروحت اي‌ وطن! عبدالكريم سروش
مردم ما، هم‌ميهنان داغديده و عزادار ما بايد به هوش باشند و فريب مكر و خدعه دشمن را نخورند و اكنون كه در داخل كشور اين سختي‌ها و بمباران‌ها و خونريزي‌ها و دشواري‌ها را تحمل مي‌كنند، دل قوي دارند كه اين ايران باقي خواهد ماند و دست دشمنان بريده خواهد شد. بدانند كه اكنون نيروهاي نظامي ما كه با ايمان كامل و با شجاعت كامل مي‌جنگند، در خور همه گونه تحسين هستند. هر طور كه مي‌توانند به ياري آنها بايد بشتابند. اكنون آنها سد سكندري هستند در مقابل تجاوز تجاوزگران. جان خودشان را در دست نهاده‌اند و جانانه و شجاعانه از اين كشور دفاع مي‌كنند. قدر آنها را بايد دانست. 
همچنين كساني را كه بيگانه با حقيقت‌اند، بي‌خبرند يا خود را به بي‌خبري زده‌اند، بايد آگاه كرد كه منافع ملي ما، منافع تاريخي ما و آينده نسل‌هاي ما هرگز وابسته به تجاوز تجاوزگران نيست. ما بايد بر پاي خود بايستيم و دشمن را در هر لباسي و به هر زباني دفع كنيم و بيرون برانيم و به‌هوش باشيم كه كس نخارد پشت من/ جز ناخن انگشت من. ما بايد خود دست به زانو بگيريم و برخيزيم.
 كمك اين خدعه‌گران، هيچ‌گاه كمك نيست. جز زيان از آنها برنمي‌خيزد و كساني كه تكيه بر آنها مي‌كنند، تكيه بر بيت العنكبوت كرده‌اند، جايي كه فروغي زنده است و ويران شونده است و تكيه‌گاه استواري نيست. بايد به هوش باشيم. وقتي است و ايامي است كه همه بي‌تابيم. اما بايد اين بي‌تابي را خرج آگاهي كنيم، آگاهي خويشتن و آگاهي ديگران. هم رسيدگي كنيم به همنوعان و هموطنان خودمان در اين ايام بسيار دشوار. هر كسي خانه‌اي دارد دراختيار ديگري قرار دهد. هر كسي ثروتي دارد، مي‌تواند ديگران را مورد كمك و اعانت قرار دهد. حتي يك دلداري، حتي يك تلفن، حتي سرزدن و ملاقات مي‌تواند موجب تقويت روحيه‌ها شود، موجب رفع افسردگي شود. نبايد همين خدمات خرد را فراموش كرد. 
اين ابر شوم، بالاخره برطرف خواهد شد، اين سايه سياه مرتفع خواهد شد و سياهي بر كساني خواهد ماند كه جانب خائنان ايستادند و منافع زودگذر را بر منافع واقعي و طولاني مدت اين مردم ترجيح دادند و ندانستند كه دشمن كيست و دوست كيست. در كدام جانب بايد بايستند، يا بي‌طرف ايستادند يا به طرف دشمن رفتند كه هر دو نهايت بي‌خبري و بلكه بي‌وجداني است. نمي‌توان بي‌طرف ايستاد و بمباران و غارتگري و تجاوز را تماشا كرد و هيچ نگفت. 
در اين ايام كه تظاهرات ضدجنگ در شهرها و كشورهاي مختلف برگزار مي‌شود، حتما بايد به قوت شركت كرد و ديگران را هم بايد در شركت دعوت كرد. شايد، شايد تاثيري داشته باشد. بالاخره ما همه به اميد زنده‌ايم. 
همان‌طور كه طرف مقابل مي‌رود و امضا مي‌دهد و فوتج‌ها تهيه مي‌كند و چنان وامي‌نماياند به مصادر امور كه گويا همه ايرانيان با تجاوزشان موافقند، از اين سو هم بايد صداهاي مخالف و متقابل برخيزد و نشان بدهد كه آن سخنان متعلق به قلت قليله‌اي است كه حقيقتا نماينده ايران بزرگ و مردم اين كشور نيستند. اكثريت اين كشور از اين تجاوز و از اين تعدي بيگانگان به تمام و كمال بيزارند و آن را دفع مي‌كنند و به دنبال قطع دست اين متجاوزان هستند. 
خون مي‌چكد ز پيكر مجروحت اي‌ وطن!/ صدها درود بر تن و بر روحت اي وطن!
والله كه رستمان زمان بوسه مي‌زنند/ بر بازوان لشكر نستوهت ‌اي وطن!
دريادلانه كوه صفت ايستاده‌اند/ بر كف سپر، ستيرتر از كوهت ‌اي وطن!
از دشمنان بپرس ز قهر چه مي‌كشند/ وز دوستان مادح و ممدوحت ‌اي وطن
خواهم كه با تو شرح كنم درد اشتياق/ ‌اي شرحه شرحه سينه مشروحت‌ اي وطن
در بارگاه قدس كه جاي ملال نيست/ سرهاي قدسيان خم از اندوهت ‌اي وطن
در ظلمتيم و خسته درهاي بسته‌ايم/ كو نور و روز و روزن مفتوحت ‌اي وطن؟
باشد كه نوبهار دگر باره بگذرد/ بر باغ و راغ و جنگل انبوهي‌ اي وطن
روزي لعل‌گون شود از لاله‌هاي سرخ/ دامان دشت و دامنه كوهت ‌اي وطن
اي سرخ جامه، سبز قبال گردي عاقبت/ هم بگذرد ملولي و مكروهت‌ اي وطن
كشتي اگر شكست، چه غم؟ ناخداي هست/ تا سر نهيم در قدم نوحت ‌اي وطن
فقر و جلال و چشم و چراغ زمانه است/ نام بلند و رايت بشكوهت‌ اي وطن
چون شعر‌تر نمي‌دمد از خاطر جزين؟/ اين شعرتر دميد ز اندوهت ‌اي وطن


ايران مبتلي و دردمند از بلاي كنوني سرفراز بيرون خواهد آمد
رضا داوري اردكاني

ايران در جغرافيا و سياست كشوري در عداد كشورهاي ديگر است اما عظمتي دارد كه نظيرش را كمتر مي‌توان يافت. ايران چيزي بيش از يك كشور است. ايران تاريخي بزرگ است و او جوهري در درون دارد كه آن را از بلاهاي هولناك و فتنه‌هاي روزگار حفظ مي‌كند. چنان‌كه طي تاريخ چند هزار ساله‌اش مصيبت و بلا و شكست و حتي دوره‌هاي ابتلا به بي‌خردي كم نداشته اما هر بار از آتش فتنه سرفراز بيرون آمده است. خدا كند كه اين‌بار هم چنين باشد.
بزرگ دانستن ايران يك دعوي احساساتي نيست، گواهي تاريخ است. مغول‌ها به قصد كشورگشايي و تصرف سرزمين به ايران هجوم نياوردند بلكه آمدند بكشند و ويران و نابود كنند، اما چندان دير نپاييد كه گويي از مغول ‌بودن منصرف شدند و ديگر مغول نبودند. ايران عنصر مغولي در وجودشان را نابود كرد و آنها را در خدمت خود گرفت.
حادثه مهمي كه به آن توجه نشده است پديد آمدن زبان فارسي در زماني است كه مردم سرزمين‌هاي اسلامي زبان قومي را رها مي‌كردند و زبان عربي را مي‌پذيرفتند در آن زمان ايران زبان سراسري نداشت و در ظاهر مستعد رو كردن به زبان عربي بود، به خصوص كه اهل ادب و فرهنگ و دانش ايران زبان عربي آموخته و مي‌آموختند و آن را گرامي مي‌داشتند و قصدشان از قوام بخشيدن به زبان فارسي به هيچ‌وجه مقابله و مخالفت با زبان عربي نبود و مگر رودكي با مقام بزرگي كه در تحكيم زبان فارسي دارد، استاد زبان و ادب عربي نبود. اما ايران به زبان فارسي نياز داشت و مي‌بايست زبان فارسي پديد آيد تا يكي از دور‌ه‌هاي بزرگ تاريخش را با آن آغاز كند كه بخش بزرگ و بي‌نظيري از آثار شعر و هنر و دانش و فرهنگ جهان به آن تعلق دارد.
جهان كنوني با همه دعوي‌هايش جهان كينه و دشمني و مجال غلبه زشتي و پلشتي بر زيبايي و پاكيزگي است. شاعران پاسداران زيبايي و پاكيزگي‌اند و اگر خورشيد درخشان شعر هزار ساله فارسي نبود، جهان افسرده‌تر و پربلاتر و نوميدتر بود. سخن اين نيست كه اگر فردوسي و حافظ نبودند جهان چيزي كم داشت، بلكه نمي‌دانيم اگر نبودند جهان به ‌طور كلي و به خصوص جهان ما چه بود و چه صورتي داشت.
درك و فهم وضع كنوني و آينده ايران دشوار است و گويي زبان، تسليم شعار و كلمات احساساتي شده است. در شعر فارسي صد سال اخير هم كه ممتازترين صورت تفكر ايران و جلوه‌گاه درك و بينش ماست، آينده تيره و پر از هول و تشويش است و پيداست كه در اين شرايط چندان طرحي براي فردا نباشد.
كشور ما موقع و مقام ژئوپليتيك حساس و مهمي دارد. اين وضع و موقع مي‌تواند براي ما سودمند باشد يا موجب شود كه قدرت‌هاي جهاني از پيشرفت ايران جلوگيري كنند كه مبادا با اعمال قدرت منافع آنها را به خطر اندازد. از حيث تاريخي هم سابقه خرد عملي چند هزار ساله و خرد نظري ريشه‌دار دارد اما ايران مبتلي و دردمند است و طبيباني كه دردش را بشناسند كم و اندك‌اند. معهذا با اميد به لطف الهي و با شجاعت فرزندان دلاورش از بلاي كنوني نيز پيروز و سرفراز بيرون خواهد آمد.

حق بر باطل چيره خواهد شد
غلامرضا اعواني

كشور عزيزمان ايران به گفته مورخان پل فيروزه ميان فرهنگ‌ها و اولين حكومت جهاني است كه شرق را به غرب پيوند داده و سرزمين آن از ماوراء‌النهر و دره سند تا درياي مديترانه و يونان ادامه داشته است و دانشمندان بزرگ اين فرهنگ چه پيش از اسلام و چه پس از آن پيوسته از پيشتازان و مناديان حكمت، دانايي و فرزانگي در ابعاد مختلف آن و نيز برادري و دوستي ميان اقوام و ملل و گسترش عدل و داد، حق و راستي و فضيلت و تقوي در ميان جوامع و ملل مختلف بوده‌اند كه هم‌اكنون گمشده جهان امروز است. چنان‌‌كه خداوند وعده داده است در پايان سپاه حق بر باطل و عدل و داد بر ظلم و ستم و قواي ايزدي بر اهريمني چيره خواهند شد.

رژيم صهيونيستي با بمباران كودكستان و دبستان و دبيرستان‌ها را به خاك و خون كشيد
مصطفي محقق داماد

«باكمال تأسف رييس كشور بزرگ و پهناور امريكا كه خود را مفتخر به پيروي از تعاليم عيسي مسيح (ع) پيامبر رحمت و دوستي و محبت مي‌داند به‌رغم مخالفت قشر عظيمي از مردم آن سرزمين چند روز قبل به منظور همراهي با رژيم صهيونيستي مبادرت به تجاوز عليه ايران نمود. رهبر عاليقدر آن را با ترور بي‌رحمانه به شهادت رساند و با بمباران كودكستان و دبستان و دبيرستان‌ها كودكان و نوجوانان بيگناه را به خاك و خون كشيد. مراكز درماني، علمي و تحقيقاتي را برخلاف موازين بين‌المللي و اصل مصونيت اين‌گونه اماكن، آنها را ويران كرد. آيا از يك مدعي پيروي از عيسي مسيح (ع) انتظار دوستي و مهرباني است يا ارتكاب جنايات جنگي؟» (از نامه به پاپ ليون چهاردهم رهبر كاتوليك‌هاي جهان درباره حمله مشترك اسراييل و امريكا به ايران) 
«در روزهاي گذشته دولت ايالات‌متحده در پشتيباني از رژيم صهيونيستي در ميانه مذاكرات با نمايندگان جمهوري اسلامي اقدام به حمله نظامي عليه كشور مسلمان ايران كرد. رهبر فرزانه ايران را در ماه صيام به شهادت رساند و مردم را داغدار كرد، صدها كودك و نوجوان بيگناه را در كودكستان و دبستان و دبيرستان به خاك و خون كشيد و مادران و پدرانشان را عزادار نمود. مراكز درماني، تحقيقاتي، علمي و ديني را ويران كرد.
اينجانب به عنوان يك مسلمان و يكي از همكاران شما از جنابعالي درخواست دارم كه در اين مقطع تاريخي كه يك كشور اسلامي مورد تجاوز اجنبي قرارگرفته و از هرگونه ظلم و جنايت و ارتكاب اعمال خلاف موازين انساني و حقوق بشردوستانه بين‌المللي ازجمله چهار كنوانسيون ژنو و پروتكل‌هاي الحاقي دريغ ندارد، به منظور اجراي وظيفه شرعي و انساني با صدور بيانيه‌اي صريح اين اقدام غيرمشروع را كه جز سفك دماء و فساد في‌الارض نتيجه‌اي ندارد محكوم نماييد تا موجب آگاهي عموم مسلمين و ساير ملل جهان گردد.» (از نامه به شيخ الازهر درباره تجاوز امريكا و اسراييل به كشور اسلامي ايران) 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون