پيروزي در نيمه اول
محمد ذاكري
اعلام آتشبس 15 روزه و پايان درگيري نظامي بين ايران و امريكا و اسراييل، احساسات متناقضي را در گروههاي مختلف جامعه برانگيخته است. برخي از اعلام اين آتشبس ناراحتند و آن را نشانهاي از سازش و نيمه كاره رها كردن نبرد تلقي ميكنند. گروهي ديگر نيز از اين خبر ناراحتند چون آنچه اميد داشتند با تهاجم نظامي اين دو رژيم ددمنش در ايران محقق شود، برباد رفته ميبينند. گروهي از پايان فاز نظامي خرسندند چون آن را مايه حفظ امنيت مردم و زيرساختها و منابع كشور ميدانند. گروهي نيز با ترديد و ابهام به روزهاي آينده مينگرند تا ببينند نتيجه چهل روز درگيري نظامي و چند هفته تلاش ديپلماتيك به كجا خواهد رسيد و... با اين همه به نظر ميرسد جانفشاني غيورمردان نيروهاي مسلح ايران در سپاه پاسداران و ارتش و فراجا و بسيج و... با هدايت مقام معظم رهبري و تلاش و پشتيباني دولت و حمايت و حضور ايثارگرانه مردم در صحنه، منجر به پيروزي ايران در فاز نظامي نبرد شده است. اما نبايد فراموش كرد كه اين پيروزي به مثابه پيروزي در نيمه اول يك مسابقه يا بازي رفت است. در واقع بايد دقت داشت كه نبرد نابرابر ايران و امريكا و اسراييل و متحدانشان هنوز تمام نشده بلكه اعلام آتشبس 15 روزه به معناي تغيير ميدان و عرصه نبرد است. چنانكه گفتم فاز اول اين نبرد فاز نظامي بود كه با برنامهريزي و تقسيم كار دقيق و مجاهدت همه اركان با پيروزي ميهن و مردم ما به پايان رسيد اما فاز دوم نبرد هنوز باقي مانده و ديپلماتها و نيروهاي سياسي و امنيتي در خط مقدم اين ميدان هستند تا پيروزي كشور در فاز نظامي را تقويت يا تثبيت و منتج به دستاوردهاي سياسي، اقتصادي، امنيتي و ژئوپليتيك كنند. پس اين تلقي كه جنگ تمام شده و كشور كار را نيمهكاره رها كرده يا بايد با خوش خيالي به شرايط عادي برگشت چندان دقيق نيست. در فاز قبلي، نيروهاي مسلح در صف اول نبرد با دشمن بودند و دستگاه ديپلماسي در پشت صحنه تلاش ميكرد تا در عرصه سياسي، ديپلماتيك، افكار عمومي مردم و سران كشورهاي ديگر بستر لازم براي فعاليت و موفقيت نيروهاي نظامي را فراهم كند، ضمن آنكه مانع از شكلگيري فضاي سياسي تقابلي عليه كشور شده و همواره نشان دهد ايران طرفي است كه آغازگر جنگ نبوده، تمايلي به جنگ هم ندارد اما براي دفاع از خود محدوديتي قائل نيست. اين امر به ويژه در تعامل با كشورهاي منطقه و همسايگان كه اسراييل تلاش داشت با عمليات پرچم دروغين آنها را رودرروي ايران قرار بدهد بسيار موثر بود.
حال در نيمه دوم نبرد، ديپلماتها و سياستمداران از 21 فروردين در اسلامآباد به ميدان ميروند تا نبرد را بر سر ميز مذاكره و هزارتوهاي ديپلماسي ادامه بدهند. آشكار است كه ماموريت نيروهاي مسلح كشور تمام نشده و آنان نيز در پشت صحنه با هوشياري و آمادگي كامل از تماميت ارضي كشور، دستاوردهاي جنگ و روند مذاكرات حمايت ميكنند تا دشمن خيال خامي براي شكستن آتشبس و غافلگيري كشور در دوران مذاكره را در سر نپروراند.
اما نقش مردم، رسانهها و صاحبان تريبون در اين ايام نيز بسيار تعيينكننده و پررنگ است. همانطور كه در 40 روز گذشته رهبري معظم، فرماندهان نظامي و مسوولان كشور، حضور مردم در خيابان را به منزله حمايت از نيروهاي مسلح و پشتگرمي آنان در ميدان نبرد دانستند و رسانهها و جريانهاي فكري و سياسي وطنپرست با زبان و قلم و حضور ميداني در حمايت از نيروهاي مسلح به ميدان آمده و به راهبرد كشور در مديريت جنگ اعتماد كردند امروز نيز جا دارد همين حمايت از رزمندگان عرصه ديپلماسي صورت بگيرد.
به جرات ميتوان گفت تيم مذاكرهكننده ايران دربرگيرنده خبرهترين، متعهدترين و ميهنپرستترين سياستمداران كشور و جهان هستند و در عين دانش و تخصص و تجربه در كار خود بر سر منافع ملي و حقوق مردم با كسي تعارف ندارند. اگرچه نقد عالمانه و كارشناسي و كمك فكري به مردان ديپلماسي كشور از مجاري درست قطعا مفيد خواهد بود اما اگر خداي ناكرده پالسي از تفرقه يا تضعيف و تخريب ديپلماتها و سياستمداران كشور كه در حال نبرد هستند صادر و مشاهده شود جدا از خالي كردن پشت رزمندگان، منجر به بهرهبرداري دشمن و تحت فشار قرار دادن ديپلماتهاي ما خواهد شد. چيزي كه در بيانيه شوراي عالي امنيت ملي نيز به دقت و درستي تاكيد شده است.
همانطور كه همه در كنار هم و با همه ظرفيت در كنار نظام و پشت رزمندگان نظامي ايستاديم، به فرماندهان و سربازان كشور اعتماد كرديم و تا كسب نتيجه دلخواه در اين مرحله كار را رها نكرديم بازهم بايد در كنار نظام و پشت رزمندگان سياسي هم بمانيم و با اعتماد به تجربه و تعهد ايشان به فضل الهي با تثبيت آن دستاوردها جنگ را براي هميشه خاتمه دهيم. به بيان ديگر همانگونه كه پاي جنگ ايستاديم بايد پاي مذاكره هم بايستيم.
نكته آخر هم ضمن اداي احترام به همه شهدا و جانبازان و آسيبديدگان جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان، يادي از رهبر شهيد انقلاب در ايام چهلم شهادت ايشان است. ايشان در طول نزديك به چهار دهه مسووليت رهبري كشور همواره در پي پيشرفت ايران و توسعه و بارورسازي استعدادها و ظرفيتهاي مختلف كشور در همه زمينهها بودند. معتقدم بهترين شيوه گراميداشت ياد ايشان و گرفتن انتقام خون پاكشان تلاش همدلانه همه مردم به ويژه متخصصان كشور براي پيشرفت و سرآمدي ايران و جبران آسيبها و ضايعات دو جنگ اخير است. نبرد و مجاهدت متخصصان، مديران، كارمندان و كارگران و دانشمندان و فناوران كشور با پايان اين جنگ به شكل جديتري آغاز خواهد شد. اميد كه ثمره خون پاك رهبري، فرماندهان، مديران، دانشمندان و همه هموطنان شهيدمان تنومندي و باروري هرچه بيشتر درخت پيشرفت و اقتدار ايران باشد و دستاوردهاي پرافتخار پيروزي در اين نبرد با هدايت رهبري جديد منجر به جهش كشور در همه ابعاد شود.
بي حسرت از جهان نرود هيچكس به در الا شهيد عشق به تير از كمان دوست