هما شهرام بخت
ادبيات جهان پر است از رمانهايي كه از دل آتش، دود و ويراني به دنيا آمدهاند؛ آثاري كه اگرچه بر بستري از خشونت و اضطراب شكل گرفتهاند، اما در نهايت به يكي از انسانيترين اشكال روايت تبديل شدهاند. اين رمانها همچون آينهاي چندوجهي، تجربههاي فردي، اجتماعي، رواني و حتي فلسفي انسان را در برابر خود او ميگذارند و نشان ميدهند گاهي چگونه انسان در تاريكترين دورانها دست به خلق روشنترينها ميزند.
آنچه اين رمانها را برجسته ميكند، توصيف رويدادهاي جنگي و نگاه نويسندگاني است كه اين حوادث را زيسته يا با حساسيتي عميق آن را مشاهده كردهاند. در اين آثار، جنگ صرفا پسزمينهاي خشونتآميز نيست؛ بلكه نيرويي است كه شخصيتها را ميسازد، ميشكند، ميپراكند يا وادار به بازسازي دوباره ميكند. در بسياري از اين رمانها، داستان از يك نقطه ظاهرا كوچك آغاز ميشود: خانهاي كه در آستانه فروپاشي است، خانوادهاي كه در تلاش براي حفظ پيوندهاي خود است، سربازي كه ميان وظيفه و انسانيت سرگردان مانده، يا كودكي كه ناگهان جهان امنش در برابر چشمانش از هم ميپاشد. اما همين نقطههاي كوچك تبديل به رودي ميشوند كه به مفاهيم گستردهتري چون هويت، حقيقت، مرگ، عشق و مقاومت ميپيوندد.
جذابيت ديگر رمانهاي برخاسته از جنگ، تنوع زباني و سبكي آنهاست. برخي از آنها رئاليستياند و كوچكترين جزييات ميدان نبرد يا زندگي روزمره در سايه جنگ را با دقتي تقريبا مستند روايت ميكنند. در اين نوع آثار، قدرت نويسنده در توصيف لحظههايي نهفته است كه هم عادياند و هم غيرقابل تحمل؛ مثلا سكوت سنگيني كه ميان دو صداي انفجار كش ميآيد، يا نگاه كوتاه سربازي كه نميداند دقيقه بعد زنده است يا نه. اين رئاليسم تلخ، خواننده را به قلب موقعيتي ميبرد كه در آن هر لحظه مرز ميان زندگي و مرگ محو ميشود.
در مقابل، برخي ديگر از اين رمانها با رويكردي تمثيلي يا حتي سوررئال نوشته شدهاند. در چنين آثاري، جنگ تبديل به استعارهاي از كشمكشهاي بزرگتر انسان ميشود: نبرد با سرنوشت، ماهيت قدرت، پوچي يا اميد. نويسندگان اين جريان به جاي روايت مستقيم، از بستر جنگ براي خلق جهاني بهره ميگيرند كه گاه عجيب، كابوسوار و پر از نماد است؛ جهاني كه در آن حقيقت و خيال در هم تنيده ميشود تا عمق روان انسان در شرايط بحراني آشكار شود. اين نوع رويكرد باعث شده برخي از ماندگارترين آثار ادبي قرن بيستم و بيستويكم، رمانهايي باشند كه جنگ را نه فقط يك رويداد تاريخي، بلكه يك وضعيت وجودي تصوير كردهاند.
جنگ همچنين زمينهاي براي واكاوي روابط انساني در شديدترين حالت خود را فراهم ميآورد. در چنين شرايطي است كه دوستي، دشمني، عشق، خيانت، شفقت و بيرحمي در برهنهترين شكلشان نمايان ميشوند. بسياري از رمانهاي جنگي تلاش ميكنند نشان دهند چگونه روابط در زمانه بحران آزموده ميشوند: چگونه يك دوست ميتواند ناگهان نقش ناجي را بازي كند يا چگونه بياعتمادي ميتواند ميان عزيزترين افراد فاصله بيندازد. اين نگاه اجتماعي و روانشناختي سبب شده رمانهاي جنگي اغلب آثاري باشند كه پس از پايان مطالعه، شخصيتها و گفتوگوهايشان مدتها در ذهن خواننده باقي بمانند.
يكي از مهمترين انگيزهها براي نوشتن رمانهايي كه از دل جنگزاده ميشوند، نياز انسان به شهادت دادن است؛ شهادتي كه گاه براي ثبت واقعيت، گاه براي فهميدن آن و گاه براي التيام روح صورت ميگيرد. نوشتن درباره جنگ، براي بسياري از نويسندگان، نوعي مواجهه دوباره با زخمي است كه از آن گريزي نيست. برخي از اين نويسندگان سالها پس از پايان جنگ دست به نوشتن زدهاند، زيرا فقط گذر زمان توانسته فاصلهاي امن براي بازگويي فراهم كند. در مقابل، برخي آثار بلافاصله پس از جنگ نوشته شدهاند، در حالي كه گرد و غبار و دود هنوز فرو ننشسته و زخمها هنوز تازهاند. اين دو نوع نگاه، دو جنس متفاوت از صدا را شكل ميدهد: صداي داغ و آشفتهاي كه از ميان آوار بلند ميشود، و صداي پخته و آرامتري كه با تأملي طولاني همراه است.
رمانهاي جنگي همچنين نقش مهمي در حافظه جمعي دارند. آنها به جوامع كمك ميكنند گذشته خود را نهتنها به عنوان مجموعهاي از وقايع تاريخي، بلكه به عنوان تجربهاي انساني بفهمند. وقتي يك ملت يا يك نسل نميخواهد تنها با گزارشهاي سرد و رسمي گذشته خونبار خود را به ياد آورد، به سراغ ادبيات ميرود؛ به سراغ رماني كه بتواند احساسات، ترسها، اميدها و ترديدهاي آن دوران را در قالب داستاني ملموس بازآفريني كند. از اين منظر، رمانهاي جنگي اسنادي فرهنگياند كه روح يك دوره را ثبت ميكنند.
در كنار اين نقش تاريخي و رواني، اين آثار از لحاظ هنري نيز مرزهاي تازهاي در روايتگري گشودهاند. بسياري از نويسندگان براي نشان دادن بينظمي و آشفتگي جنگ، ساختارهاي روايي غيرخطي را به كار گرفتهاند: پرش ميان زمانها، چندصدايي، روايتهاي موازي و حتي تركيب ژانرها. همين نوآوريها سبب شده كه رمانهاي جنگي نهفقط بهخاطر محتوايشان، بلكه بهخاطر فرمشان نيز تأثيرگذار باشند. در واقع، جنگ به عنوان تجربهاي كه نظم جهان را بر هم ميزند، نويسندگان را به سمت شكستن ساختارهاي مرسوم نيز سوق داده است.
رمانهاي جنگ، هميشه درباره نبرد مستقيم نيستند. گاه داستان از زاويه كساني روايت ميشود كه هرگز در خط مقدم حضور نداشتهاند: پرستاري كه در بيمارستان صحرايي كار ميكند، زني كه در شهري محاصرهشده تلاش ميكند كودكانش را از وحشت دور نگه دارد، هنرمندي كه در تلاش براي حفظ آثار فرهنگي است، يا فردي كه سعي ميكند معناي زندگي در جهانِ در حال فروپاشي را دوباره پيدا كند. اين روايتهاي غيرمستقيم به ما يادآوري ميكنند كه جنگ دامنهاي گسترده دارد و تأثير آن بر زندگي انسانها بسيار فراتر از ميدانهاي نبرد است.
داستان ازدواج كوتاه (Story of a brief marriage)
داستاني است كه در واپسين روزهاي جنگ داخلي سريلانكا رخ ميدهد. اين رمان، سرگذشت دو جوان را حكايت ميكند كه به دليل شرايط خطرناكشان ناخواسته با هم مرتبط ميشوند و همزمان با نزديك شدن درگيريها در اطرافشان، ياد ميگيرند كه دوباره احساساتشان را بازيابند. جزييات مسحوركننده اين رمانِ جنگي كه آنوك آرودپراگاسم آن را نگاشته، زندگي كساني را به تصوير ميكشد كه درگير منازعهاي شدهاند كه دنياي امروز آن را به دست فراموشي سپرده است.
بادبادكباز (The Kite Runner)
اين داستان، اثرخالد حسيني در افغانستان و در سال ۱۹۷۵ رخ ميدهد: امير دوازده ساله مشتاقانه در پي پيروزي در مسابقات محلي بادبادكبازي است و دوست وفادارش، حسن، قول ميدهد كه به او كمك كند. اما هيچكدام از آنها نميتوانند اتفاقي را كه آن بعدازظهر براي حسن رخ ميدهد، پيشبيني كنند؛ رويدادي كه زندگي آندو و بسياري را نابود ميكند. امير پس از حمله روسها با خانوادهاش از افغانستان ميگريزند و به امريكا ميروند. او بعدها تحت حكومت طالبان به افغانستان بازميگردد. حسيني با اين رمان ماهيت دوستي، بخشش و رستگاري را در بستر پرتلاطمِ افغانستان كاوش ميكند.
آواز پرنده (Birdsong)
اين اثر، نوشته سباستين فولكس، داستاني رمانتيك و بسيار واقعگرا است كه با تحسين منتقدان و استقبال عمومي در سطح بينالمللي روبهرو شده؛ «آواز پرنده» داستان سه نسل را روايت ميكند و فاصله جنگ جهاني اول و حال حاضر را در بر ميگيرد. اين داستان، سرگذشت استفن ريسفورد، مرد انگليسي جواني است كه در سال ۱۹۱۰ به شهر آميان ميرسد. در طول رمان، او تجربيات ناخوشايندي همچون روزهاي جنگ و رابطهاي عاشقانه را پشت سر ميگذارد.
شكارچيان (The Hunters)
اين اثر، نخستين رمان جيمز سالتر است. او در شكارچيان با بهرهگيري از تجربياتش به عنوان خلبان جنگنده در جنگ كره، اثري برجسته و شاخص در ادبيات جنگ ميآفريند. كاپيتان كليو كانل Cleve Connell رفتن به جنگ را برميگزيند تا به خلباني منحصربهفرد تبديل شود. همكاران خلبان او به موفقيتهاي زيادي دست مييابند، ولي بخت با كليو يار و همراه نيست. ديگر خلبانان و حتي خود كليو شجاعتش را زير سوال ميبرند. ولي شرايط دگرگون ميشود و سرنوشت او براي هميشه تغيير ميكند.
سلاخخانه شماره ۵ (Slaughterhouse 5)
اين رمان، نوشته كورت وونه گات، يكي از بزرگترين آثار ضد جنگ در جهان محسوب ميشود. در اين كتاب قهرمان داستان، بيلي پيلگريم، نقشهاي متعددي همچون اسير جنگي، اپتومتريست و مسافر زمان را بازي ميكند كه همگي حاكي از زندگي شگفتانگيز، تكاندهنده، تلخ و مضحك او هستند. بمباران درسدن در جنگ جهاني دوم محوريت سفر بيلي پيلگريم در طول زمان را تشكيل ميدهد. اين سفر بازتابي از زندگي از هم گسيخته آدمي در جستوجوي معنايي است كه از آن هراس دارد.
وصيتنامه جواني (Testament of Youth)
اين اثر، يكي از مشهورترين زندگينامههاي خودنوشت در زمان جنگ جهاني اول است. وصيتنامه جواني به زندگي بريتين ميپردازد؛ به سالهاي دردناك جنگ، از دست دادن مرد مورد علاقهاش، پرستاري از مجروحان و ورود به دنيايي دگرگون شده. داستان در سال ۱۹۱۴ اتفاق ميافتد. ورا بريتين ۲۰ساله همزمان با اعلام جنگ، آماده تحصيل در دانشگاه آكسفورد ميشود. چهار سال بعد، زندگي او - و زندگي هم نسلانش به گونهاي تغيير ميكند كه در دوران آرام پيش از جنگ، هيچگاه تصور نميشد.
نيمي از يك خورشيد زرد (Half of a Yellow Sun)
اين كتاب، نوشته چيماماندا اِنگزي آديچي، اثري نفسگير و زيباست كه وحشت جنگ داخلي نيجريه را آشكار ميسازد. اين كتاب در دهه ۱۹۶۰ اتفاق ميافتد و داستان اوگوو، پسري روستايي، را روايت ميكند كه براي كار به خانه يك استاد دانشگاه ميرود اما واقعهاي قريبالوقوع زندگي آنها را دگرگون ميكند.
تمام نوري كه نميتوانيم ببينيم (All the Light We Can Not See)
اين اثر را آنتوني دوئر نوشته و در آن، واقعيتهاي تلخ جنگ جهاني دوم را در پسزمينه زندگي ماري-لور، دختر نابيناي فرانسوي، و ورنر، پسري آلماني، به تصوير ميكشد. داستان «تمام نوري كه نميتوانيم بينيم» نشان ميدهد كه چگونه دنياي اين دو به شكل غيرمنتظرهاي با هم برخورد ميكند و مرز بين دوستي و دشمني، بيگناهي و بيرحمي محو ميشود. اين داستان روشني، استقامت روح انسان و درخشش پايدار اميد در دوران تاريكي را به تصوير ميكشد.
كارخانه حرامزاده (The Bastard Factory)
اين اثر را كريس كراوس نوشته. او در اين كتاب، داستاني را روايت ميكند كه هفت دهه، از سال ۱۹۰۵ تا سال ۱۹۷۵ را در بر ميگيرد. داستان «كارخانه حرامزاده» درباره زندگي برادران هوبرت و كنستانتين سولم، و خواهرخواندهشان ايو است. اين دو برادر در هرج و مرج سياسي به شهرت ميرسند و تبديل به بخشي از يك مثلث عشقي ميشوند. اين روايت گيرا، عشق، وفاداري و ماهيت انسان در بحبوحه انقلاب يك كشور را بررسي ميكند.
زنگها براي كه به صدا در ميآيد (For Whom the Bell Tolls)
اين رمان، تجربيات همينگوي را در مقام خبرنگار روايت ميكند. داستان «زنگها براي كه به صدا در ميآيد» در طول جنگ داخلي اسپانيا اتفاق ميافتد و مقطعي از داستان رابرت جردن، داوطلب امريكايي را بازگو ميكند كه در جبهه اسپانيا در برابر فرانكو ميجنگد. به جردن دستور داده ميشود كه براي تخريب يك پل با مبارزان چريك همكاري كند. جردن عاشق يك زن جوان اسپانيايي ميشود و با رهبر چريكها بر سر خطرات ماموريتشان دچار اختلاف ميگردد.
سهگانه بازسازي (The Regeneration Trilogy)
اين اثر، نوشته پت باركر در سال ۱۹۱۷ و در اسكاتلند ميگذرد. در داستان «سهگانه بازسازي» ويليام ريورز، روانپزشك ارتش، در يك بيمارستان جنگي در اسكاتلند خدمت ميكند و به درمان سربازان مبتلا به شوك ناشي از جنگ و بازگرداندن آنها به خط مقدم جبهه اشتغال دارد. سه نفر از سربازان تحت نظر او، زيگفريد ساسون و ويلفرد اون، و همچنين بيلي پراير، شاعر هستند و بهجاي اسلحه با مداد و كاغذ سروكار دارند. «بازسازي»، «چشم در در» و «جاده اشباح» داستان اين مردان را تا ماههاي پاياني جنگ دنبال ميكنند. اين رمان بسيار تحسين شده، با ظرافت، عوامل نابودي يك نسل را آشكار ميسازد.
پرنده زرد آواز ميخواند (The Yellow Bird Sings)
اين اثر، نوشته جنيفر روزنر، داستان رزا و دختر پنج سالهاش، شيرا را روايت ميكند. داستان در لهستان سال ۱۹۴۱ ميگذرد. روزا و شيرا همراه با ديگر هموطنان از شهرشان ميگريزند و در انبار يك مزرعه مخفي ميشوند. روزا براي دخترش قصههايي از يك پرنده زرد را تعريف ميكند كه قادر است ملوديهاي ذهن شيرا را بخواند. روزا براي حفظ امنيت دخترش دست به هر كاري ميزند، اما سرانجام با انتخابي غيرممكن روبهرو ميشود: يا بايد او را نزديك خود نگه دارد، يا بايد رهايش كند و به او شانسي براي بقا بدهد.
پيپو و كلارا (Pippo and Clara)
اين داستان، اثر دايانا رزي، در دوران جنگ در حكومت موسوليني رخ ميدهد. «پيپو و كلارا» داستان خواهر و برادري است به همين نام كه به تازگي با خانواده خود وارد شهري شدهاند كه پيش از آن، نميشناختند. يك روز صبح، مادرشان ناپديد ميشود و آن دو در جستوجوي او از هم جدا ميشوند و زندگيشان براي هميشه تغيير ميكند. «پيپو و كلارا» رمان تاثيرگذاري است كه مضامين و مفاهيمي همچون سرزمين (كشور)، زندگي و سرنوشتهاي از هم گسسته را دستمايه قرار ميهد.
گرانبهاترين بار (The Most Precious Cargoes)
اين رمان، نوشته ژان-كلود گرومبرگ، شاعرانگياي همچون قصههاي پريان دارد. اين اثر درخشان و بيمانند، داستانهايي از خانواده و رستگاري را روايت ميكند كه در ميان وحشت هولوكاست جريان دارد. «گرانبهاترين بار» داستان چوببر فقير و همسر او است كه در يك جنگل زندگي ميكنند و آرزو دارند كه فرزندي داشته باشند. روزي مردي به همراه همسر و فرزندان دوقلويش با قطار در حال مسافرتند. همسر مرد كه در حال شير دادن به كودكان است، درمييابد شير كافي براي تغذيه هر دو نوزاد ندارد. از اين رو به اميد نجات دخترش، او را به درون جنگل پرتاب ميكند. همسر چوببر نوزاد را پيدا كرده و با وجوديكه ميداند اين عمل نيكوكارانهاش ممكن است به قيمت جانش تمام شود، او را به خانه ميبرد. اين داستان پركشش مضاميني چون عاطفه و مهرباني در تاريكترين روزهاست.
دختري يهودي در پاريس (A Jewish Girl in Paris)
اين رمان را ملاني لوينسون نوشته است. «دختري يهودي در پاريس» داستان جوديت است كه به پسر متمولي از خانواده نازيها دلبسته. او درمييابد كه هرگز نميتواند با مرد موردعلاقهاش ازدواج كند. اين زوج جوان، طرحي براي ترك پاريس اشغالي ميريزند؛ اما پس از آن جوديت، بدون هيچ اثري ناپديد ميشود. «دختري يهودي در پاريس» كه در متن داستان مفصلتري كه جنگ جهاني دوم است، روايت ميشود. اين رمان، مضاميني ازعشق ممنوعه، داستان عاشقانهها و تأثيرات دگرگونكننده اسرار خانوادگي را دربردارد.
كليد ربكا (The Key to Rebbeca)
اين داستان، نوشته كن فالت است. در «كليد ربكا» الكس ولف، جاسوس بيرحم نازي كه هميشه مترصد موفقيت است، با اين هدف وارد قاهره ميشود كه نقشههاي متفقين را رهگيري كند و آنها را به اربابانش در برلين برساند. سرگرد ويليام وندام، افسر اطلاعاتي بريتانيا، مترصد شكار اين جاسوس است تا بلكه بدين وسيله مانعي براي از دست دادن قلمرو با ارزش بريتانيا باشد. «كليد ربكا» داستان تعقيب و گريز و استراتژي و اسرار است كه در شمال آفريقا و در طول جنگ جهاني دوم رخ ميدهد.
زير آسمان جنگ (Under a Wartime Sky)
اين داستان را ليز ترنو بر اساس داستان قهرمانان واقعي جنگ در عمارت باودزي انگلستان نوشته است. «زير آسمان جنگ» درباره نخبگان بريتانيايي است كه روي اختراعات فوق سري كار ميكنند تا به بريتانيا و متفقين در پيروزي در جنگ كمك كنند. اين رمان، داستاني از اميد و شجاعتِ مردم عادي را ترسيم ميكند كه در جنگ تلاش بسياري كردند.
مرور چند رمان بالا نشان ميدهد كه در جنگ، اگرچه سازوكار معمول زندگي دچار چالش ميشود، اما در دل همين وضعيت بحراني، آثاري خلق ميشوند كه در دل بيمعنايي، از معنا سرشارند. ادبيات داستاني در اين وضعيت، ميكوشد مفهومي تازه بسازد و تصويري انساني خلق كند و نشان دهد چگونه در بحرانهاي خطير هم ردي از اميد، مقاومت و زيبايي پيدا ميشود. روايتهاي اينچنيني، بهطور غيرمستقيم، شجاعت، شكنندگي، قدرت روايت و ظرفيت انسان براي شروع دوباره را تعليم ميدهند. اين روايتها هيچگاه كهنه نميشوند و با هر نسل، معناي تازهاي مييابند. وقتي انسان در برابر ويراني قرار ميگيرد، باز هم داستانهايي خلق ميكند كه از ميان تاريكي برميخيزند و در جستوجوي روشنايي هستند.
منبع: panmacmillan.com