نيره خادمي
دنياي عجيبي است اگر يك درخت از جنگل قطع شود، بحق هزاران كمپين به راه ميافتد و حتي ممكن است رسانههاي معتبر دنيا هم درباره آن گزارش بنويسند، اما اگر آدمهايي كه از جنگلها محافظت ميكنند در يك حمله هوايي كشته شوند، كمپيني به راه نميافتد و سازمانهاي بينالمللي اغلب سكوت ميكنند. اين اتفاق هشتمين روز فروردين در ايران افتاد، وقتي خدمتگزاران طبيعت نخستين روز كاري خود را زير سايه جنگ در سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري كشور شروع كرده بودند. آن روز هيچ كس فكر نميكرد يك سازمان غير دولتي و تخصصي و علمي در زمينه جنگلهاي سبز، هدف بمبها قرار بگيرد اما شد آنچه نبايد ميشد و دست كم 6 نفر از اعضاي اين سازمان به شهادت رسيدند.
با وضو بمباران شدند
«مرتضي مقصودي» و « علي منتظري» وضو گرفته بودند و در حوالي نمازخانه سازمان منابع طبيعي و عمارتي كه در آن روز ويران شد، بودند كه بمبهاي چند صد تني، دو بار بر تن و جانشان فرود آمد و به اطراف ساختمانها پرتابشان كرد. يكي نيروي حوزه رياست و راننده سازمان بود، پيرمرد نجيبي كه هميشه در حوزه رياست مينشست و ديگري كارمند رسمي سازمان. هر دو در دم شهيد شدند. پيكر شهيد «علي منتظري»، كارمند سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري كشور در دوازدهمين روز فروردين توسط همكاران منابع طبيعي و مردم تنكابن تشييع و در زادگاهش روستاي شهيدآبادبه خاك سپرده شد. چند روز بعد هم شينا انصاري، معاون رييسجمهور و رييس سازمان حفاظت محيط زيست، همراه با رييس سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري به ديدار خانواده شهيد «مرتضي مقصودي» رفت. محمدداسمه، مشاور ريیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در امور حقوقی و تهیه و تدوین لوایح درباره شهادت ديگر همكاران خود در سازمان منابع طبيعي به« اعتماد» ميگويد: «داوود عمراني، كارشناس اداره دفتر حراست منابع طبيعي بود كه همان روز به شهادت رسيد. همچنين اصغر مشكاني، نيروي خدماتي سازمان از ديگر شهداست كه از لحاظ مالي ضعيفتر از همه بود. يكي از همكاران ميگفت دلم كباب شد از پرپر شدنش.» پيكر شهيد «داوود عمراني» هم در دوازدهمين روز فروردين بر دستان مردم دولتآباد در شهرستان زاوه تشييع شد.
ماجراي يك حفاظتگر واقعي
سيدسعيد موسوينژاد ناييني، نيروي حراست سازمان منابع طبيعي هم آن روز طبق روال هميشگياش در سازمان حاضر شده بود و در همان حمله به شهادت رسيد. مردي مودب و نجيب كه صداي بسيار آرامي داشت و آدمها در مراودات با او، كمكم در مييافتند كه كم گوي و گزيدهگوي است. محمد داسمه، او را اينچنين توصيف ميكند: « شخصيت دانايي داشت. هميشه او را كه ميديدم ياد شخصيت يكي از استادانم ميافتادم كه برايم الگو بود. در كار بسيار حقوقي صحبت ميكرد، يك بار از او دليل آن را پرسيدم، گفت قبلا حقوقي اداره كل اصفهان بوده است. علاوه بر پاكدست بودن، دانا بود و در بسياري از پروندهها نقش اساسي داشت، اما از قيل و قال روزگار دور بود. موسوينژاد به معناي واقعي كلمه گمنام بود.» او از پرونده ۴ هزار هكتاري تصرفات غيرقانوني نام ميبرد كه در سالهاي گذشته با پيگيري موسوينژاد انجام شد.«آخرين ماموريت اين مرد بزرگ بازرسي در شيراز بود. يك پرونده ۴۰۰ هكتاري در خرمشهر داشتيم كه فسخ شده بود، اما طرف مقابل، رفع تصرف نكرده بود. شخصا براي پيگيري به آنجا رفت. تصرفات و تخريبهاي معادن بزرگ ديلمان را پيگيري كرد و حتي من به ارباب رجوعان و فعالان محيط زيست ميگفتم؛ به حراست هم نامه بنويسيد، چون پاي كار بود و حتي به همين انجمن پيشگامان سبز فارس گفتم كه براي حل شدن مسائل به او هم نامه بزنند.» اين حقوقدان از پرونده ديگري ياد ميكند كه پيگيريهاي شهيد موسوينژاد در به نتيجه رساندن آن موثر بود: «معادن تكاب اروميه در منطقه باستاني بود و اثر تاريخي هم به حساب ميآمد، اما سالهاي سال محل مناقشه بود. براي معدنكاوي غيرقانوني كيفرخواست صادر شد، درست است كه ما هم پيگيري كرديم، اما پيگيريهاي او خيلي تاثيرگذار بود. به ادارات مربوطه نامه ميزد و بازرسيهاي زيادي داشت.» پيگيريهاي اين نيروي حراستي در منابع طبيعي تنها محدود به اين موارد نبود و او به گفته محمد داسمه، در رفع مشكل صدور كارت ضابطين براي جنگلبانان، نيروهاي حفاظتي و شركتي نقش زيادي داشت.« اگر نيروهاي شركتي يا جنگلبان، بدون صدور كارت ضابطين اقدامي انجام دهند، ارزش قضايي ندارد و تمام لطف كار ضابط و گزارش او، قضايي بودن است. او اين مشكلات را ميدانست و آن را رفع ميكرد. ماخوذ به حيا بود و در همايش مديران كه از جايگاه حراست، حاضر ميشد هميشه در انتها مينشست. معمولا در جلسات يادداشتبرداري ميكرد و نكات كليدي را ميگفت. آدم مفيد، برادر و اميني بود و همه درد دلها را ميپذيرفت و كار را پيگيري ميكرد. حتي در يكي از استانهاي زاگرسنشين كه تصرف غيرقانوني خيلي بزرگي رخ داده بود و من آن را به صورت تصادفي در جاده ثبت كرده بودم هم وارد شد آن هم در شرايطي كه ما از سمت حوزه رياست آن را پيگيري ميكرديم. هر موضوعي را كه به او ميداديم با دغدغه پيگيري ميكرد و سالها كار كرده بود. عاشق منابع طبيعي بود؛ يك حفاظتگر به معني واقعي كلمه. اگر در منابع طبيعي، نگاه حقوقي داشته باشيد خيلي ميتوانيد موثر باشيد و او اين نگاه را داشت. منابع طبيعي سازمان حاكميتي است، رويكرد حفاظتي دارد و در نقش صيانت ابزار قانون و حقوق، بازدارنده است و تمام مسائل به حقوق ختم ميشود. تسلط زيادي در مباحث حقوقي در حوزه منابع طبيعي و محيط زيست داشت و در يكي از پروندههاي بزرگ وقتي ديد منطقه غرس دارد، گفت كه اين طبق مادهاي از قانون حفاظت از منابع طبيعي و ذخاير جنگلي است، گونه ممنوعالقطع در ذخيرهگاه جنگلي. مسائل را به درستي درك ميكرد و سازمان منابع طبيعي و طبيعت ايران سرمايه بزرگي را از دست داد كه واقعا حيف شد.»
در آتشسوزي جنگلها، مثل جوانها پاي كار بود
سرهنگ «مجيد ذكريايي»، فرمانده يگان حفاظت سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري كشور هم در اين سازمان وظيفه مقابله با تغيير كاربري اراضي كشاروزي و باغي را داشت. از همان روزي كه پايش را در يگان گذاشت فعاليتهاي زيادي انجام داد و مشاور ريیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در امور حقوقی و تهیه و تدوین لوایح ميگويد كه در شروع، براي بازرسي ميداني به تك تك استانها ميرفت و بعد روي موضوع بسيار مهمي كه درد دل هزاران نفر از نيروهاي شركتي بود، دست گذاشت: « جنگلبانان اين سازمان به صورت شركتي بودند، وظايف جنگلباني را انجام ميدادند، اما نيروي شركتي محسوب ميشدند، بنابراين امنيت شغلي نداشتند و حقوق آنها پايين بود. در جنگلهاي اليت در مقابل رييس كميسيون كشاورزي مجلس ايستاد و فرياد ميكشيد كه شما چطور از اين بچهها كار ميخواهيد در صورتي كه امنيت شغلي ندارند؟ بهشدت پيگير بود بارها با هم رفتيم مجلس شوراي اسلامي و خانم سميه رفيعي، رييس فراكسيون محيط زيست مجلس هم ميتواند شهادت دهد. در بسياري از آتشسوزيهايي كه به جان جنگلها ميافتاد، مثل جوانها پاي كار بود. آخرين آتشسوزي را يادم هست؛ داشتم از سازمان به فرودگاه ميرفتم، محل آتشسوزي در رودبار بود، نايستاد كه مثلا فرمانده آن، منطقه آتش را خاموش كند. با معاون بازرسي سازمان به آنجا رفت در تمام ساعتهاي آتش سوزي حضور ميداني داشت.» سرهنگ «مجيد ذكريايي» در روز بمباران در اتاق كارش بود كه موج انفجار پيكر او را از اتاق به سمت محوطه بيروني پرتاب كرد. يكي از دستانش به پوستي آويزان بود و دو بار تحت عمل جراحي قرار گرفت، اما در برابر عمل سوم تاب نياورد و به شهادت رسيد.« يكي از قويترين فرماندهان يگان تاريخ سازمان منابع طبيعي بود و واقعا ميتوان گفت «منابع طبيعيچي» و عاشق جنگل بود. موضوع فداكاران خدمت را كه پيگيري ميكردم، هر جنگلباني از نقاط مختلف كشور با ما ارتباط ميگرفت و پرونده برايش تشكيل ميشد، به فردا نميرسيد كه به اداره كل منابع طبيعي آن استان نامه ميزد تا به سرعت پرونده را به كميته مديريت بحران استانداري ارسال كنند و راي اوليه را بگيرند.»
پيگيريهاي حقوقي
محمد داسمه، كارشناس حقوقي سازمان حالا ميگويد كه با مركز وكلا و كارشناسان قوه قضايي صحبتهايي انجام شده است و هياتي از كارشناسان در سازمان منابع طبيعي در حال برآورد حجم تخريب و با موضوع شهادت اين افراد است، چون بر اساس كنوانسيونهاي بينالمللي اين ساختمانها هدف كاملا غير نظامي بود؛ بمباراني كه جنايت جنگي محسوب ميشود و حالا سازمان قصد شكايت حقوقي در مجامع بينالمللي در اين باره را دارد.
او روز سهشنبه درباره پيگيريهاي انجام شده در اين باره نوشت: «فرآيند كارشناسي و تامين دليل با حضور كارشناسان رسمي مركز آغاز شد. با تلاش و همت دكتر عبدليانپور و دكتر بهارلو تمام سعي مركز وكلاي قوه قضاييه و سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري كشور بر اين است كه اين جنايت جنگي را در محاكم قضايي داخلي و بينالمللي به صورت جدي پيگيري كنيم. »
سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري كشور در محله شهرك شهيد محلاتي، روبهروي دانشگاه شهيد صياد شيرازي حوالي ظهر روز شنبه هشتمين روز فروردين مورد اصابت جنگندهها قرار گرفت. اين اقدام در حالي رخ داد كه سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري يك نهاد كاملا تخصصي و غيرنظامي است كه ماموريت بشردوستانه و صلحآميز آن صرفا حفظ منابعطبيعي و محيط زيست كشور است. سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري در بيانيهاي ضمن محكوم كردن اين اقدام تروريستي نوشت: «هدف قرار دادن چنين سازماني كه متشكل از كارشناسان و متخصصان حوزه منابع طبيعي و محيط زيست است، آشكارا نشاندهنده پوچي ادعاهاي دروغين غربيها در رعايت قوانين بينالمللي و حقوق بشر است و ثابت ميكند كه براي دشمنان متعصب، هيچ تفاوتي ميان نظامي و غيرنظامي وجود ندارد و آنان جز به خيال خام نابودي و ايجاد رعب هدفي ندارند. اين حمله ناجوانمردانه را محكوم كرده و از مجامع بينالمللي و نهادهاي حقوق بشري درخواست ميشود سكوت خود در برابر جنايات رژيم صهيونيستي و حاميان امريكايي آن را بشكنند.»
همچنين رضا افلاطوني، معاون وزير و رييس سازمان منابعطبيعي و آبخيزداري كشور طي نامههاي جداگانهاي به مديركل فائو، مدير اجرايي برنامه توسعه سازمان ملل متحد و مديركل يونسكو، به حمله تروريستي عليه سازمان منابعطبيعي و آبخيزداري كشور اعتراض كرد و خواستار محكوميت اين اقدام توسط اين نهادها شد و بر درج اين موضوع در گزارشات و بيانيهها تاكيد كرد.« اين اقدام جنايتبار، افزون بر آنكه موجب فقدان نيروهايي ارزشمند و متخصص در خدمت به منافع عمومي كشور شد، از حيث حقوقي و انساني نيز مصداق آشكار نقض حقوق بشردوستانه بينالمللي، تعهدات مندرج در كنوانسيونها و قطعنامههاي بينالمللي و نهادهاي تخصصي و خدمترسان است.»
او هدف قراردادن سازمانهاي تخصصي و علمي و اجرايي را فراتر از نقض صريح حاكميت ملي و منشور سازمان ملل متحد، مصداق بارز «تروريسم زيستمحيطي» و مانعي بزرگ در مسير تحقق تعهدات بينالمللي بشريت براي حفظ كره زمين دانست و با اشاره به رسالت اين نهادهاي سازمان ملل متحد در حمايت از امنيت غذايي، حفاظت از منابع طبيعي، توسعه پايدار، صيانت از بنيانهاي معيشتي ملتها و نهادهاي غير نظامي، خواستار محكوميت اين اقدام تروريستي شد.« انتظار ميرود آن سازمان محترم ضمن محكوميت صريح و شفاف اين اقدام تروريستي، مراتب اعتراض و نگراني جمهوري اسلامي ايران را در بيانيهها و گزارشات خود تاكيد كند تا اين جنايت آشكار در همه سطوح مورد توجه و پيگيري قرار گيرد.»
در جنگ چهل روزه امريكا و اسراييل با ايران بسياري از عرصههاي طبيعي كشور مورد آسيب قرار گرفتند كه از جمله ميتوان به تخريب رويشگاههاي استراتژيك به ويژه جنگلهاي حرا در جنوب، جنگلهاي زاگرس و هيركاني و همچنين آلودگي منابع حياتي ناشي از انفجار مخازن نفتي و پالايشگاهها اشاره كرد. رييس سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري كشور در نامهاي ديگر به مديركل سازمان آموزشي، علمي، فرهنگي ملل متحد (يونسكو) نوشت: «تجاوز به خاك ايران توسط قدرتهايي كه پيش از اين نيز با خروج از يونسكو، بياعتنايي خود را به علم، فرهنگ و تمدن نشان داده بودند، امروز در قالب «تروريسم زيستمحيطي» تجلي يافته است. بمباران زيرساختهاي انرژي، تاسيسات آبشيرينكن و مراكز جمعيتي، علاوه بر به شهادت رساندن كودكان و شهروندان بيگناه، منجر به بروز فجايع اكولوژيك شده است. اين اقدامات نظامي، سدي بزرگ در برابر اجراي «طرح مردمي كاشت يك ميليارد درخت» و اهداف توسعه پايدار (SDG 15) ايجاد كرده و پيشرفتهاي علمي مركز بينالمللي مديريت جامع حوزه آبخيز و منابع زيستي در مناطق خشك و نيمهخشك (ICIMWB) » كه تحت حمايت يونسكو است را با چالشي بيسابقه روبهرو ساخته است.»
افلاطوني در اين نامه خواستار محكوميت رسمي و موضعگيري قاطع يونسكو در برابر اين «جنايت عليه طبيعت» و تخريب ميراث فرهنگي و طبيعي ملت ايران، فعالسازي مكانيسمهاي نظارتي يونسكو براي بررسي آثار مخرب اين تجاوز بر سلامت اكوسيستمها و زيرساختهاي آبي منطقه و بسيج ظرفيتهاي علمي و فراخوان كرسيها و مراكز يونسكو در سراسر جهان براي آگاهيبخشي نسبت به پيامدهاي زيستمحيطي جنگ و خشونت در منطقه خاورميانه شده است. پيگيريها اما از سوي مركز وكلا، كارشناسان رسمي و مشاوران قوه قضاييه هم در اين زمينه ادامه دارد. حسن عبدليانپور، رييس اين نهاد در نشستي كه با افلاطوني، معاون وزير و رييس سازمان منابعطبيعي و آبخيزداري كشور داشت، گفت: «با تمام توان تلاش ميكنيم در نبرد حقوقي با جنايتكاران پيروز شويم.» او با اشاره به حمله به سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري كشور و تخريب موزه و نمازخانه و ابنيه اين سازمان توضيح داد: « بايد فجايع صورت گرفته را به صورت استاندارد مستندسازي كنيم تا در محاكم بينالمللي موفق باشيم و براي پيگيريهاي حقوقي علاوه بر وكلا و كارشناسان مجرب داخلي از وكلاي خارجي قوي هم استفاده خواهيم كرد.» سازمان منابعطبيعي كشور به عنوان حافظ عرصههاي منابع طبيعي و انفال از سال 1284 با نامهاي مختلفي مثل سازمان جنگلباني مشغول فعاليت بوده است و 120 سال معادل دو برابر عمر اسراييل قدمت دارد. اين سازمان بعد از انقلاب اسلامي براي حفاظت از انفال 30 شهيد داشته است و در جنگ رمضان هم 6 نفر ديگر از همكاران اين سازمان به شهادت رسيدند.
سكوت نهادهاي بينالمللي
نكته اينكه تاكنون هيچ كدام از سازمانهاي بينالمللي در پاسخ به نامهها و درخواستهاي ايران نه تنها درباره حمله به سازمان منابع طبيعي كه درباره مخاطرات زيستمحيطي حملات، اقدام خاصي انجام نداده و تقريبا بيشتر آنها سكوت كردهاند. بر همين اساس هم آرمان خورسند، رييس مركز امور بينالملل و كنوانسيونهاي سازمان حفاظت محيط زيست از نحوه برخورد نهادهاي بينالمللي با تبعات زيستمحيطي حمله به ايران انتقاد كرد و گفت: «نامه خانم دكتر شينا انصاري خطاب به برنامه محيط زيست سازمان ملل متحد، تمام كنوانسيونهاي بينالمللي و آژانس بينالمللي انرژي اتمي ارسال شده است. با توجه به نزديكي نيروگاه اتمي بوشهر به خليجفارس و درياي عمان، اگر موادي از اين نيروگاه در اين دو پهنه آبي منتشر شود، كشورهاي جنوبي آن بسيار تحت تاثير قرار ميگيرند، چراكه آبشيرينكنها بخش مهمي از منابع آبي اين كشورها را تشكيل ميدهد و نشت هر نوع مواد هستهاي به آب به منزله لزوم تخليه اين كشورهاست. از سوي ديگر محيط زيست خليج فارس و درياي عمان بهصورت جدي آسيب ميبيند. مسووليت چنين اقداماتي بهطور مستقيم برعهده امريكا و رژيم صهيونيستي است و اگر نهادهاي بينالمللي همچنان به سكوت و بيعملي خود بهرغم هشدارها ادامه دهند، هيچ معنايي جز فروپاشي آنها نخواهد داشت.» او درباره واكنش نهادهاي بينالمللي به نامههاي سازمان حفاظت محيط زيست پس از حمله به انبارهاي نفت توضيح داد: « پيرو نامههايي كه رييس سازمان حفاظت محيط زيست به ۱۱ نهاد بينالمللي ارسال كرد، مهمترين تحركي كه ما از آنها ديديم، بيانيه خانم اندرسون، دبير اجرايي برنامه محيط زيست سازمان ملل (UNEF) است كه از طرف سازمان ملل متحد حدود يك هفته پيش منتشر كرد. او در اين نامه به خشونت فزاينده در بخشهايي از خاورميانه كه منجر به تلفات غيرنظاميان، آوارگي برخي مردم، تخريب زيرساختها و آسيبهاي گسترده محيط زيستي علاوه بر آن به آلودگي ناشي از حمله به تاسيسات نفتي ايران اشاره كرده كه وارد خاك و آب ميشود. خانم اندرسون در ادامه اين بيانيه به امكان انتشار فلزات سنگين و مواد شيميايي سمي در محيط زيست در پي استفاده گسترده از مهمات پرداخته و همصدا با آنتونيو گوترش - دبيركل سازمان ملل - خواستار توقف فوري خصومتها شده و اين امر را براي پايان دادن به تخريب و فراهم كردن امكان آغاز روند بهبود شرايط براي مردم و محيط زيست منطقه ضروري دانسته است.اين بيانيه در كنار گزارش مفصل ارايه شده از سوي نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در سازمان ملل متحد - كه نتيجه كار مشترك دستگاهها از جمله سازمان حفاظت محيط زيست بود- به عنوان سند رسمي از سوي برنامه محيط زيست سازمان ملل منتشر شد اما نكته عجيب اين واكنش حداقلي اشاره نكردن به «متجاوز» است. در واقع اين بيانيه يك نوع رياكاري و ضعف فاحش نهادهاي بينالمللي محسوب ميشود.» آرمان خورسند معتقد است كه اين بيانيه بهصورت بسيار محافظهكارانه خواستار پايان خصومتها شده است، در حالي كه در زمينه حمله امريكا و رژيم صهيونيستي به ايران اصلا موضوع خصومت (conflict) مطرح نيست، بلكه موضوع اصلي يك عمل تجاوزكارانه بدون زمينه و تحريك (unprovoked act of aggression) از سوي ايران است و دو رژيم قانونشكن با زير پا گذاشتن همه اصول جهان متمدن و منشور ملل متحد، جنگ تجاوزكارانهاي را عليه كشور ما آغاز كردهاند و از ارتكاب هيچ يك از اشكال جنايت جنگي از حمله به مناطق مسكوني، مدارس و بيمارستانها گرفته تا تاسيسات نفتي و صلحآميز اتمي دريغ نكردهاند. اين در حالي است كه پس از جنگ جهاني دوم قرار بود سازمانهاي بينالمللي مراقب صلح و امنيت بينالمللي باشند و به جنايات جنگي رسيدگي و با آن برخورد كنند.