• 1405 يکشنبه 29 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6301 -
  • 1405 دوشنبه 31 فروردين

بيژن عبدالكريمي در گفت‌وگو با «اعتماد» از تحولات پس از جنگ 40 روزه مي‌گويد

به دیپلمات‌ها اعتماد کنید

مهدي بيك‌اوغلي

 تاثير هويتي و تاريخي جنگ 40 روزه بر اقشار مختلف جامعه ايراني چگونه بوده است؟ نسل جوان ايراني چه برداشتي از جنگ داشته؟‌ آيا ايران به پيش مي‌راند يا در حال درجا زدن است؟ بيژن عبدالكريمي، استاد فلسفه در گفت‌وگو با «اعتماد» با اشاره به تحول عميق جامعه ايران پس از جنگ ۴۰ روزه، اين دوره را نقطه عطفي تاريخي و آغاز يك رنسانس بزرگ توصيف مي‌كند. بر اساس روايت او، تغييرات چشمگيري در نسبت مردم با نيروهاي امنيتي و اجتماعي رخ داده و سطح انتظار جامعه براي حفظ حاكميت ملي و استقلال سياسي به ‌طور بنيادين ارتقا يافته است. عبدالكریمي با انتقاد از نظام رسانه‌اي كشور به‌خصوص صدا و سيما عدم توانايي رسانه ملي در ارتباط با نسل‌هاي جوان را عاملي براي جولان رسانه‌هاي ماهواره‌اي مي‌داند. گپ و گفت «اعتماد» با اين استاد فلسفه از تحولات جنگ 40 روزه آغاز شد و با سير و غور در موضوعاتي چون دور دوم مذاكرات، مطالبات طيف‌هاي راديكال و... به دورنماي آينده ايران رسيد. آينده‌اي كه عبدالكريمي معتقد است ايران را در آستانه يك رنسانس قرار داده است.

    جنگ ۴۰ روزه ردپاهاي جدي بر همه شوون جامعه ايراني به جاي گذاشته. انگار كه بسياري از ايرانيان دچار تحول و دگرديسي در انديشه و رويكردشان شده‌اند. شما اين ردپاها و آثار را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

بعد از جنگ ۴۰ روزه، جامعه ايران تحول ژرفي پيدا كرده تا جايي كه در آستانه يك رنسانس بزرگ است. سطح خودآگاهي ملي و تاريخي بالا رفته و بسياري از جريانات پوشالي بودن روايت‌هايي كه از رخدادها داشتند را تغيير داده‌اند. روايت‌هاي قبلي، به ويژه روايت‌هاي ساخته‌ شده در فضاي مجازي آشكار شده‌اند و نسبت‌ها به‌ شدت تغيير كرده است. افرادي كه ليست بازرسي‌هاي بسيج را مزاحمت مي‌دانستند، امروز به استقبال اين نيروها مي‌روند، چرا كه در راستاي امنيت خود مي‌دانند. افرادي كه نيروهايي مثل سپاه را به عنوان نيروهاي راديكال مي‌ديدند، اكنون كاملا تغيير نگرش داده و آنها را اصيل‌ترين نيروهاي دفاع از كشور مي‌دانند.

    تغيير نگرش در ميان جوانان و نيروهاي اجتماعي چه شكلي است؟

دختر و پسراني كه پيش‌تر در جنبش زن، زندگي، آزادي حضور داشتند، اكنون نسبت ديگري پيدا كرده‌اند و وقتي رهبر انقلاب شهيد شده است، براي او اشك مي‌ريزند و احساس همبستگي عميق‌تري دارند. مردم احساس مي‌كنند بايد با تمام وجود در ميدان حضور داشته باشند تا بتوانند از حاكميت ملي و استقلال سياسي كشور دفاع كنند. اين دستاوردها بسيار بزرگ هستند و جامعه ايران هرگز به شرايط پيش از اين تحولات بازنخواهد گشت. اين دوره نقطه عطف تاريخي است كه بايد سطح انتظار جامعه و گفتمان‌ها با شرايط تازه هماهنگ شود تا دچار عقب‌افتادگي تاريخي نشويم.

    مانند هر تحول عميق تاريخي در اين دوره هم شاهد تحولات و ريزش‌ها و رويش‌هايي بوديم. مثلا دولت اعلام كرده برخي خواننده‌ها و هنرمندان قرار است به ايران بازگردند. اين تحولات را از منظر تاريخي و هويتي چگونه مي‌توان ارزيابي كرد؟

به نظر من، سياستمداران معمولا تلاش مي‌كنند از زواياي تبليغاتي به موضوعات نگاه كنند، اما من به عنوان يك معلم دانشگاه و اهل فلسفه معتقدم كه مساله اصلي چيز ديگري است. در جامعه يكسري «ريزش‌ها و رويش‌ها» به شكل عميق‌تري در حال رخ دادن است. اينكه چند هنرمند يا خواننده و انديشمند بازگردند يا نه يا حكومت و دولت از بعضي هنرمندان دعوت كند يا نكند، در اصل موضوع تفاوت جدي ايجاد نمي‌كند. البته اينها به عنوان نماد تغييرات قابل توجه است. اينكه سيستم قصد کرده نگاه خود را به برخي ناديده انگاشته شده‌ها تغییر داده و آنها را به ایران دعوت کند، اتفاق نمادين و مناسبي براي تغيير و اصلاح است. اما مساله مهم‌تر اين است كه در سطح اجتماعي، تغييرات عميق و گسترده‌اي در جريان است كه ايران را به سمت پيش مي‌راند.

    این تغییرات بنیادین کدامند؟ايران آينده در پساجنگ چه نوع اصلاحاتي را نياز دارد تا پاسخ مناسبي به حضور مردم در صحنه دفاع از تماميت ارضي داده شود؟ پس از جنگ ۱۲ روزه و حمايت‌هاي مردم بسياري از تحليلگران ازجمله خود شما از ضرورت اصلاح در بخش‌هاي مختلف رسانه‌اي، سياسي، انتخاباتي، فرهنگي و... گفتيد كه توجه چنداني به آن نشد و نهايتا حوادث دي ماه ۱۴۰۴ شكل گرفت. اين ‌بار چه بايد كرد تا ميزان مشاركت آحاد مردم افزايش يابد؟

من بارها گفته‌ام كه هيچ يك از بخش‌هاي جامعه در حوزه نظام دانش (ازجمله روحانيت، دانشگاه و روشنفكران) همچنين در حوزه رسانه، اقتصاد، امر اجتماعي و ساختار سياسي، پا به پاي بچه‌هاي حوزه دفاعي، هسته‌اي، راداري و موشكي عمل نكرده‌اند. بچه‌هاي مقاومت در حوزه دفاعي شاهكار كرده‌اند، اما در بخش‌هاي ديگر بايد تحول ايجاد كنيم. خصوصا در حوزه رسانه و فرهنگ بايد برخورد عميق‌تري داشته باشيم. ما با دومين شكاف تمدني مواجه هستيم و نمي‌توانيم زبان مشتركي با نسل جوان داشته باشيم. بايد اين زبان مشترك با جوانان و نسل زد شكل بگيرد. قدرت روايت‌سازي و ارائه روايت اول رسانه‌اي را نداريم. صدا و سیما از این منظر به تغییرات جدی نیاز دارد.  اقتصاد در دست عده‌اي اليگارش است و اقشار محروم كه در خيابان‌ها بودند از انقلاب كمترين بهره را برده‌اند.

بايد كشور را از دست اليگارش‌ها نجات بدهيم. همچنين در ديپلماسي نبايد اجازه بدهيم كه ميدان تابع ديپلماسي باشد، بلكه ديپلماسي بايد تابع ميدان باشد. این دو گزاره باید مکمل هم باشند. جريانات وابسته  در فرهنگ، ديپلماسي و اقتصاد ديگر جايگاهي در جامعه ندارند و جامعه ديگر پذيراي گفتمان وابسته ها نخواهد بود.

    اپوزیسيون ايران هم در اين جنگ در آزموني جدي قرار گرفت. از سلطنت‌طلب‌ها تا مجاهدين خلق و... هر كدام كنشگري خاصي داشتند. در عين حال برخي جمهوري‌خواهان ايراني خارج‌نشين با مقاومت ايران همراه شدند. تفسير شما از كنشگري اپوزیسيون چيست؟

اپوزيسيون ايران در دوره اخير يكي از مبتذل‌ترين اپوزيسيون‌ها، نه فقط در تاريخ ايران، بلكه در تاريخ جهان بوده است. آنها همه اصول و پرنسيپ‌ها را زير پا گذاشته‌اند و مانند بازيگراني عمل كرده‌اند كه همه چارچوب‌ها را شكسته‌اند. اين جريان با دشمن ملت و كشور همكاري كرده و ارتباط واقعي با جامعه ندارد؛ بيشتر از فضاي مجازي و الگوريتم‌ها استفاده مي‌كند، چون در جامعه ايراني پايگاه اجتماعي ندارد، از این رو به نيروهاي خارجي و حتي سربازان امريكايي و اسراييلي متوسل مي‌شود. يكي از نتايج مهم اين جنگ اين بوده كه تومار اين جريان در هم پيچيده شده و ديگر در جامعه اثرگذاري ندارد. در نهايت اينها بازنده‌ترين جريان در اين جنگ معرفي مي‌شوند.

    دور دوم مذاكرات ايران و امريكا از امروز برگزار مي‌شود. نظر شما درباره نگراني برخي افراد از مذاكره و وضعيت كشور چيست؟

اين طيف كه از خيابان و ميدان آمده‌اند و فداكاري كرده‌اند، حق دارند درباره مذاكره نگران باشند، چون به تجربه تاريخي، امريكايي‌ها و اسراييلي‌ها اهل مذاكره واقعي نيستند و ممكن است در زمان مذاكره حمله يا ترور كنند. اما اين نگراني‌ها بايد در راستاي منافع ملي باشد. در اين درگيري، ايران پيروز ميدان بوده و دشمنان نتوانسته‌اند حاكميت ملي، استقلال كشور يا زيرساخت‌ها را نابود كنند. مديريت نيروهاي دفاعي، شجاعت و عقلانيت آنها باعث شده اوضاع كنترل شود. مذاكرات زير نظر شوراي عالي امنيت ملي، رهبري، سپاه و ارتش انجام مي‌شود و بايد به تصميم‌گيرندگان كشور اعتماد كرد. نبايد با اختلافات جناحي، وحدت ملي و دستاوردهاي كشور را تضعيف كرد. ايران شايد نياز به «تنفس» و بازسازي داشته باشد. بخشي از مردم نگرانند، چون امريكايي‌ها و اسراييلي‌ها نشان داده‌اند كه اهل مذاكره واقعي نيستند و در لحظه‌هاي حساس ضربه مي‌زنند.

با اين حال نبايد اجازه داد اين نگراني به شكاف اجتماعي تبديل شود. بايد به تصميم‌گيران كشور اعتماد كرد، چون كشور در شرايطي پيچيده و حساس قرار دارد. نيروهاي دفاعي و مديريتي كشور توانسته‌اند اوضاع را كنترل كنند و نبايد دستاوردهاي اين مديريت ناديده گرفته شود. همچنين اگر جريان‌هايي بخواهند از اين فضا براي منافع جناحي استفاده كنند، بايد با آنها برخورد شود. مردم حق دارند سوال كنند و نگران باشند، اما كشور همچنان در مسير حفظ انسجام و بازسازي توان خود حركت مي‌كند.

    برخي رخدادهاي رسانه‌اي مانند توليد انيميشن‌هاي لوگويي توسط نسل زد نشان داد كه بخش‌هاي مختلف ايران به خون تازه نسل جوان و ايده‌هاي نو نياز دارد. در اين زمينه چگونه مي‌انديشيد؟

در پاسخ بايد بگويم كه جنگ 40 روزه تحولات بزرگي را به لحاظ فرهنگي و فكري به وجود آورد و ميزان خودآگاهي مردم به‌خصوص نسل‌هاي جوان را بالا برد. نسل‌هاي جديد ايران عقلاني و پراگماتيست هستند. اينها دريافته‌اند نيروهاي واقعي كه مي‌توانند از كشور و امنيت آنها دفاع كنند، كدام نيروها هستند. اين نسل در اين جنگ به دست خالي نيروهاي اپوزيسيون پي برد. آنها درك كردند كه اين اپوزيسيون با تكيه بر نيروهاي خارجي روياي رفاه و تغييرات بنيادين را به جوانان فروخته‌اند. در عين حال صدا و سيما، دانشگاه‌ها و آموزش و پرورش ما هنوز مهياي ارتباط با اين نسل نيستند. نظام رسانه‌اي و نظام آموزشي و حوزه‌هاي علمي ما و صدا و سيما اسير لختي و اينترسي هستند. صدا و سيما بايد زباني براي گفت‌وگو با اين نسل‌ها بيابد.

    شما ايران آينده را پس از تحولات اخير چطور مي‌بينيد؟ این جنگ و تحولات آن ما را به پيش مي‌برد يا به پس؟

من به آينده ايران خوشبينم و معتقدم اين جنگ ما را به‌ شدت به پيش برده است. نيروهاي اصيل اجتماعي را در صحنه جامعه آشكار كرد و دست نيروهاي دروغيني كه به واسطه فضاي مجازي و الگوريتم‌هاي تدارك ديده شده نهادهاي اطلاعاتي غربي و دشمنان كشور اعلام موجوديت مي‌كردند و جولان مي‌دادند، رو شد. نيروهاي اصيل انقلاب و رسانه‌هاي مرتبط با آنان بايد سخنگوي محرومان و ناديده انگاشته‌شدگان باشند تا كشور يك گام ديگر به پيش برود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون